9 Aug 2026, 20:21 UTC5 views1 reactionsread 10 August 2026 خشمِ قلمبه
مدرسهای کوچک. دفترِ مدیر آخر سالن بود. برخورد اول خیلی اهمیت داشت، پس قدمهایم را محکم و روسریام را مرتب کردم. نرسیده به دفتر مدیر، خانمی با نگرانی و عجله بیرون زد.
خانم نقاش دیر کردید، بفرمایید سر کلاس، الان برمیگردم، ی کار فوری فوتی پیش اومده.
نه خانم صبر کنید. آرام زیر لب با کمی خجالت گفتم: برای درخواست دوخت فرم اومدم. نشنید؟ شایدم شنید.
در حالی که دور میشد، دستش را به نشانه…
❤1
8 Aug 2026, 15:39 UTC13 views3 reactionsread 10 August 2026 رهاشدگی
تنها
دور شد
از هوای سنگین شهر
رگهایش خندید
لبهایش بازشد
نفس کشید
تنها
دور شد
گلویم بستهشد
ریههایم سنگینی کرد
حضورش عجب اتمسفری بود
رفتن برای او
نفس بود
برای من قفس
رها شد، محبوس
محبوس شد، رها
قفس را میپسندم
برای این رهایی
عشق یعنی همین
رهایی، رهایی، رهایی
✍شهرزاد
#شعرگونه
@storyshahrzad
❤3
7 Aug 2026, 13:13 UTC14 views3 reactionsread 10 August 2026 زادگاهپدری
چند روزی میشود به این شهر آمدهام. اینجا زادگاه مادربزرگم بودهاست. سالها پیش، وصیت کرد بعد از فوتش، او را در زادگاهش به خاک بسپارند. پس شاخساری رها در باد، یا تکه برگی جدا از شاخه نیستم، که با فوتِ بادی به هر سو بروم، ریشهای در دل این خاک دارم.
اینجا زادگاه پدری است. اما غریبگی میکنم. انگار خاطراتی گنگ دارم، که در سایهای از یخخشک پنهان شدهاند، و هر آن ممکناست وا بدهند، باتل…
❤2🔥1
6 Aug 2026, 18:25 UTC16 views3 reactionsread 10 August 2026 .
نقطه گذاشتم.
نقطه، سرخط.
شروعی تازه
جملههایی ناب
آدمهایی باب
نوشتنهای پر پیچوتاب.
✍شهرزاد
@storyshahrzad
❤3
5 Aug 2026, 19:30 UTC17 views3 reactionsread 10 August 2026 تقدیم به دوستان همیشه همراهم
دوست خوب
شراب کهنهی سرداب توست
به اندازه بردار
آرام سر بکش
✍رونالدو دوکاروالو
سلام دوستجونیهایم. چند روزی درگیر نقلمکان بودم، نتونستم یادداشتهای قشنگتون را بخونم و ازتون یاد بگیرم. در اسرعوقت از خوندن آنها لذت خواهمبرد. ممنونم که همراهم هستید ❤️
❤3
3 Aug 2026, 20:16 UTC21 views3 reactionsread 10 August 2026 من نبودم
چشمان زن را بست و گفت: بو کن، بگو چیه؟ چه حسی داری؟
بو کرد. آدامس بود، آدامس توتفرنگی دایناسوری.
ترسید. مضطرب شد.
به خدا من نبودم، من دست به آدامسها نذاشتم باور کنید. آخ دستم، مچ دستم درد گرفت به بابام میگم.
پس چی، حالا که بردمت پیش بابات میفهمی دست درازی یعنی چی؟
بابایی من برنداشتم. به خدا آدامس را برنداشتم. کار عماد بود، اون برداشت و فرار کرد.
دستش را ول کن حاجی. قاتل زنجیرهای ک…
❤2😢1
گانباروگاه/شهرزاد موذنی pinned «برای نیلو که دلتنگاش میشوم ناخنهایش را میجود. دندان میخاید. استخوان فکاش نبض میزند. ایستاده، گوشهی چهاردیواری. انگشتانش را مشت میکند، اما چشمانش مشتش را باز میکنند. از اتاق بیرون میرود. پشت در شیشهای، سایهای خم شده، زانوهایش…»
2 Aug 2026, 05:54 UTC27 views4 reactionsread 10 August 2026 رفتن برای رسیدن
میروم
آسمان همهجا یکرنگ است
از چه میگریزم؟
تنهایی؟
چند خاطره در جیبم میگذارم
تهماندهی احساسم است تا دل ضعفه نگیرم
جاده پیش میرود
چرا ماندهام؟
چیزی از خاطرم رفتهاست؟
بالهایم،
نه، نمیخواهم
دیگر تا آسمان راهی نیست
میروم
جاده خاموش، سایهها خاکستری
سوسوی نوری میبینم
مگر جز این است
همیشه به سوسویی دلخوش میشوم
✍شهرزاد
#شعرگونه
#حسنوشت
@storyshahrzad
❤2🔥2
1 Aug 2026, 19:25 UTC26 views4 reactionsread 10 August 2026 برای نیلو که دلتنگاش میشوم
ناخنهایش را میجود.
دندان میخاید.
استخوان فکاش نبض میزند.
ایستاده، گوشهی چهاردیواری.
انگشتانش را مشت میکند، اما چشمانش مشتش را باز میکنند.
از اتاق بیرون میرود.
پشت در شیشهای، سایهای خم شده، زانوهایش را گرفتهاست.
دوباره میایستد.
نه، لرزشی او را مینشاند.
چند قدم به سویش میروم.
برمیگردم.
لبخند را از جعبهی خنده بیرون میآورم. دستمالی روی آن میکشم. ب…
❤2😢2
31 Jul 2026, 19:30 UTC25 views4 reactionsread 10 August 2026 من ستارهای تنها هستم
در آسمان میدرخشد
به یکی دیگر نیاز ندارم
تا سوسو بزنم
✍پانچوناکار(مکزیک)
❤4
30 Jul 2026, 20:08 UTC28 views5 reactionsread 10 August 2026 چگالی ذهن
صبح که بیدار شدم، کلی کار عقبافتاده داشتم. به کدامشان رسیدم؟
نمیدانم به روح کسی که تلفن را اختراع کرد، لعن بفرستم یا دعا، که زحمت یک تُکپا دیدار را از بعضی آدمها گرفته، و گوشی را به دستشان دادهاست. تا ساعتها زیر کولر، پای برنامهی تلویزیون بنیشنند و به تو زنگ بزنند، بعد سر اختلاط را باز کنند و در نظر نگیرند، شاید کار داشتهباشی، وای و صد وای از وقتی که تو هم به درد کمرویی مبتلا …
😁3🔥2
29 Jul 2026, 20:13 UTC28 viewsread 10 August 2026 کلمات را گم کردهام. یادداشتی در دستم، چه میخواستم بنویسم. چه باید بنویسم؟ بگذار امروز از هیچ بگویم از یک نقطه سر خط.
✍شهرزاد
@storyshahrzad
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @storyshahrzad. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.