29 Dec 2025, 11:49 UTC124 views1 reactionsread 12 August 2026 زیستن رویا ؛
رویا را همه میبینند. شبها که چشم میبندی، رویا میآید. رنگیست. زیباست. آزاد است. اما صبح که چشم باز میکنی، محو میشود. مثل بخار روی شیشه. مثل برف زیر آفتاب. و تو میمانی با یک خاطرهی محو.
اما بعضیها رویا را ول نمیکنند. دستش را میگیرند. از خواب میآورندش به بیداری. میگویند: «تو فقط مال شب نیستی. بیا با من زندگی کن.» و رویا زنده میشود. نفس میکشد. قدم برمیدارد.
زیستن رویا یعنی باور داشتن به آ…
⚡1
29 Dec 2025, 08:43 UTC107 views1 reactionsread 12 August 2026 Motif ؛
زندگی پر است از تکرار. اما نه آن تکرار خستهکننده. تکراری که هر بار معنای تازهای دارد. نقشی که میآید و میرود و دوباره برمیگردد. این است موتیف. الگویی که در پس همه چیز پنهان است.
موتیف آن نقشیست که روی فرش مادربزرگ تکرار میشد. آن ملودیایست که در آهنگ، بارها میآید و هر بار دلت را میلرزاند. آن اتفاقیست که در زندگیات مدام برمیگردد و تو میفهمی که تصادفی نیست. پیامی دارد.
ما همه موتیفهایی داریم. …
❤1
28 Dec 2025, 21:46 UTC66 viewsread 12 August 2026 Marsh Lotus ؛
نیلوفر مرداب. گلی که در لجن روییده. در تاریکی. در عمق آبی که کسی نگاهش نمیکند. همه از باغهای زیبا حرف میزنند، از گلخانههای پر از نور. اما هیچکس از گلی نمیگوید که ریشهاش در گِل است و سرش رو به آسمان.
مرداب جای زشتیهاست. جای تاریکی. جای فراموششدهها. اما همینجا، همین وسطِ هیچ، نیلوفر سر میزند. سفید. صورتی. بیخیال همهی کثافتی که دورش را گرفته. انگار میخواهد بگوید: «مهم نیست از کجا آمدهای. …
28 Dec 2025, 20:37 UTC68 viewsread 12 August 2026 خرمالوی گس ؛
بعضی چیزها را زود میچینی، پشیمان میشوی. دهانت جمع میشود. تلخ میشود. میفهمی که رسیدن، زمان میخواهد. عجله کار را خراب میکند.
خرمالوی گس میوهایست که هنوز آماده نیست. زیباست. رنگش نارنجیست. وسوسهات میکند. فکر میکنی وقتش است. گازش میزنی. و تازه میفهمی که زیبایی همیشه یعنی آمادگی نیست.
زندگی پر است از خرمالوهای گس. آدمهایی که زود عاشقشان شدی. تصمیمهایی که زود گرفتی. شروعهایی که زود کردی. و…
28 Dec 2025, 20:30 UTC154 views1 reactionsread 12 August 2026 اسکاف ؛
بعضی اسمها خلاصه میشوند. کوچک میشوند. اما معنایشان بزرگتر میشود. اسکاف فقط چند حرف است. مخفف یک اسم و یک فامیل. اما پشت این چند حرف، یک دنیا هنر پنهان است.
او از آن آدمهاییست که دستش به هرچه میخورد، هنر میشود. نقاشی میکند، شعر میشود. مینویسد، تابلو میشود. میسازد، معجزه میشود. انگار هنر در خونش جاریست. انگار زیبایی از سر انگشتانش میچکد.
هنرمند بودن فقط یک کار نیست. یک جور نفس کشیدن است. یک …
❤1
28 Dec 2025, 20:29 UTC60 viewsread 12 August 2026 هیران ؛
گم شدن همیشه بد نیست. گاهی باید گم شوی تا خودت را پیدا کنی. گاهی باید سرگشته باشی تا بفهمی اصلاً کجا میخواستی بروی. گاهی باید هیران باشی تا قدر راه را بدانی.
هیران کسیست که نقشه ندارد. نه چون نخواسته، چون نقشهها دروغ درآمدند. چون مسیرهایی که نشانش دادند، به جایی نرسیدند. حالا ایستاده وسط یک بیابان. یا شاید وسط یک شهر شلوغ که از بیابان خالیتر است. و نمیداند. نمیداند کدام طرف برود.
اما هیران بودن یعنی …
28 Dec 2025, 17:43 UTC64 viewsread 12 August 2026 بابا رضا ؛
بعضیها پدر دارند، بعضیها ندارند. بعضیها پدرشان رفته، بعضیها پدرشان هست اما انگار نیست. اما یک پدر هست که همیشه هست. برای همه. همهجا. بابا رضا.
بابا رضا همان است که وقتی هیچکس نیست، هست. همان که دست میگذاری روی ضریحش و انگار دستی روی سرت کشیده میشود. همان که غریب بود اما خانهی همهی غریبها شد. همان که خودش دور از خانه مرد، اما حالا خانهی هر بیخانهایست.
بابا صدایش میزنیم. چون پدر فقط آن نیس…
28 Dec 2025, 17:39 UTC39 viewsread 12 August 2026 ORA ؛
سه حرف. کوتاه. کوبنده. مثل یک نفس عمیق. مثل یک لحظهی ناب. مثل آن ثانیهای که همه چیز عوض میشود.
اورا یعنی حالا. یعنی همین لحظه. نه دیروز که رفته و تمام شده. نه فردا که معلوم نیست بیاید یا نه. همین الان. همین نفسی که داری میکشی. همین ضربان قلبی که داری حسش میکنی.
ما زندگی را گم میکنیم چون همیشه جای دیگریایم. یا در گذشته گیر کردهایم، یا در آینده سرگردانیم. اما زندگی اینجاست. در اورا. در این لحظه که دار…
28 Dec 2025, 17:39 UTC37 views1 reactionsread 12 August 2026 My Heart Thoughts ؛
مغز فکر میکند. همه این را میدانند. اما قلب؟ قلب هم فکر میکند. فقط فکرهایش منطقی نیست. فکرهایش از جنس دیگریست. از جنس احساس. از جنس آن چیزهایی که نمیشود توضیحشان داد.
افکار قلب آن حرفهاییست که مغز سانسورشان میکند. آن «دوستت دارم»هایی که گفته نشد. آن بغضهایی که فرو خورده شد. آن آرزوهایی که مغز گفت محال است، اما قلب هنوز باورشان دارد.
قلب زبان دیگری دارد. با تپش حرف میزند. با درد حرف می…
⚡1
28 Dec 2025, 13:40 UTC46 viewsread 12 August 2026 اتاق کم نور ؛
همه جا نباید روشن باشد. همه وقت نباید نور بتابد. گاهی آدم دلش میخواهد پردهها را بکشد. چراغ را خاموش کند. بنشیند در نیمهتاریکی و فقط... باشد.
اتاق کم نور جاییست که چشمها استراحت میکنند. نه از دیدن. از دیده شدن. جایی که لازم نیست صورتت خوانده شود. لازم نیست لبخند بزنی. لازم نیست نقش بازی کنی. تاریکی پتوییست که رویت میکشی و پنهان میشوی.
در اتاق کم نور، فکرها صادقترند. اشکها راحتتر میآیند. خ…
28 Dec 2025, 13:40 UTC50 views1 reactionsread 12 August 2026 ما دوباره سبز میشویم ؛
زمستان که میآید، درختها میمیرند. یا اینطور به نظر میرسد. برگها میریزند. شاخهها خشک میشوند. همه چیز خاکستریست. سرد است. ساکت است. اما زیر پوست زمین، زیر پوست درخت، یک چیزی زنده مانده. یک چیزی منتظر است.
ما هم همینطوریم. گاهی زمستان میزند به زندگیمان. سرد میشویم. خشک میشویم. برگهایمان میریزد. آدمها فکر میکنند تمام شدیم. خودمان هم فکر میکنیم تمام شدیم. اما نه. ریشه هنوز زنده…
❤1
28 Dec 2025, 13:37 UTC46 views1 reactionsread 12 August 2026 هلیماه ؛
بعضی آدمها نور را قرض نمیگیرند. خودشان منبعاند. خودشان چراغاند. از درون میدرخشند. نه برای دیده شدن. برای اینکه جز این بلد نیستند.
هلیماه یعنی درخشان. یعنی آن ستارهای که وقتی آسمان تاریک است، چشمک میزند و میگوید: «من هستم.» یعنی آن آدمی که وقتی وارد میشود، اتاق روشنتر میشود. نه از لباسش. نه از حرفهایش. از بودنش.
درخشیدن آسان نیست. درخشیدن یعنی سوختن. یعنی دادن از خودت. یعنی نوری که میتابانی، ب…
😍1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @vartayekhyal_challenge. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.