27 Jan 2025, 20:58 UTC532 views2 reactionsread 8 August 2026 اينك تو برو و آن سپاه را از سرزنش دشمن و شرم شاه بيآگاهان و بازگرد. گيو برفت و همه آن سپاهيان را بازگرداند. ليك همه آن دشت را پر از كشته يافتند. توس سپهبد به بزرگان سپاه گفت: اكنون كه شب فرا رسيده و همه جا چون دريايى از خون گشته، بايد اگر بتوانيم در جايى آرامش گزينيم.
@sharhi_bar_shahname
❤2
27 Jan 2025, 20:58 UTC510 views4 reactionsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
جادوى كردن تورانيان بر سپاه ايران
در ميان آن تركان، افسونگرى به نام بازور بود كه هم كژّى و جادو آموخته بود و هم چينى و پهلوى مى دانست. پس پيران به آن افسون پژوه گفت: از اينجا به سرِ آن كوه برو و بى درنگ برف و سرما و بادى سخت بر ايشان پديد آور. در آن هنگام تيرماه بود و آسمان تيره گشته و ابر سياهى بر فراز آن كوه پديدار بود. چون بازور به آن كوه رفت، ناگهان چنان باد و برف س…
❤4
11 Mar 2024, 21:00 UTC829 views4 reactionsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
جنگ دوم ايرانيان و تورانيان
چون آسمان تاجى به سياهى شبه بر سر نهاد و بر گنبد لاژوردين، شمامه پراكند، از هر سو ديده بانانى به بيرون فرستادند و در هر جا پاسبانانى گماردند. چون خورشيد تابان سر از آسمان بيرون آورد و گيتى همچون روى رومى، سپيد گشت، از هر دو سراپرده ايران و توران بانگ تبيره برآمد و همه جا پر از ناله كارناى گشت. از فروغ آن درفشهاى سرخ و سياه و زرد و بنفش، آسمان…
👍3❤1
3 Oct 2023, 20:42 UTC778 views2 reactionsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
جنگ هومان با توس
پس هومان بر اسپى بادپاى، چون دالمن سوار گشت و بتاخت. گويى آن اسپ از آهن و خود هومان، كوه البرز بود كه درون جوشن رفته بود. بدين سان هومان با خشت درخشانى در دست به پيش سپاه آمد. توس سپهبد از جاى بجنبيد. همه جا پر از ناله كارناى گشت. توس به هومان گفت: اى شوربخت، همانا كه در پاليز كينه، درخت كژّى برآيد. پيش از اين به ارژنگ كه پهلوان نامبردارى از شمايان بود، ن…
👍2
3 Oct 2023, 20:42 UTC889 views1 reactionsread 8 August 2026 ليك توس به هومان گفت: اين چه آشفتنى است؟ تو در اين دشت با من پيكار مى كنى. پس بيا تا ابروان خويش پر از چين سازيم و به جنگ يكديگر شتابيم.
هومان گفت: براستى كه مرگ، داد است. سرى زير تاج مى ميرد و سرى زير كلاهخود. پس همان بهتر كه مرگ آدمى در آوردگاه به دست يك سپهبد و پهلوان پرخاشخر و سوارى پر هنر رسد.
پس هر دو گرز گران در دست گرفتند و به يكديگر بتاختند. زمين مى چرخيد و روز، تار گشته بود. از آن جنگ ايشان، ابرى بر فراز كا…
👍1
27 Sept 2023, 20:00 UTC628 viewsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
كشتن توس، ارژنگ را
[در ميان تورانيان] نامدارى به نام ارژنگ بود كه در جنگاورى، نامش به ابر خاسته بود، پس بدان دشت نبرد آمد و گَرد برانگيخت و جنگ با ايرانيان را جويا شد. چون توس سپهبد، او را از دور بديد، بغرّيد و تيغ از ميان بركشيد و به آن پسر زره گفت: برگوى كه نامت چيست و چه كسى از جنگاوران ترك در اين جنگ با تو يار است. ارژنگ بدو گفت: من ارژنگ جنگيم، آن شير سرافراز و استو…
24 Sept 2023, 20:31 UTC578 viewsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
سپاه فرستادن افراسياب به نزديك پيران
آن شب پيران به هنگام خواب، فرستاده سوارى به سوى افراسياب فرستاد و او را گفت: آگاه باش كه سپاهى از ايران با توس و گيو و گودرز و شيدوش و با پيل و كوس به اينجا آمد. ليك من ايشان را پيامى بسيار فريبكارانه بفرستادم و پندهايى بدادم.
پس تو اكنون سپاهى از جنگاوران و نامداران و كينه جويان برگزين. باشد كه بيخ ايشان را بر كَنيم و در بوم و بر اي…
18 Sept 2023, 20:01 UTC483 views1 reactionsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
پيغام پيران به سپاه ايران
در همان هنگام توس فرستاده سوارى را چون باد دمان به پيش پيران فرستاد و او را گفت: بدان كه من با گردنى افراخته به جنگ شمايان به سوى رود شهد آمدم.
چون پيران آن پيام را بشنيد، از اين كه مى بايست بار ديگر به ناگاه، آماده جنگ شود، سخت اندوهگين گشت. پس با آن نامداران و سواران دلاور و برگزيده اش برفت تا ببيند كه سپاه ايران آهنگ چه كرده اند و چه پهلوانا…
👍1
17 Sept 2023, 19:49 UTC455 viewsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
فرستادن خسرو، توس را به توران
چون خورشيد تابنده پديدار گشت و سپيده از خم كمان بردميد، توس سپهبد به همراه بزرگان سپاه ايران، شتابان به نزد شاه آمد. شاه به ايشان گفت: بدانيد كه هرگز پِى كينه نهان نگردد و بار ديگر از سلم و تور و آن كينه ديرين و كهن، سخن به ميان آيد. تا كنون چنين ننگى بر شاه ايران نبود و زمين پر از خون دليران نگشته بود. اكنون كوه نيز از خون گودرزيان، كستى خ…
10 Sept 2023, 20:00 UTC413 views0 reactionsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
آمرزش كردن خسرو، ايرانيان را
چون خورشيد زرد سر از كوه برآورد و شب لاژورد را به خم كمند خود افكند، خروشى از بارگاه برخاست و تهمتن به نزد شاه آمد و بدو گفت: اى مهتر باآفرين كه تخت و تاج و نگين شاهى به تو شادمان است اگر چه از توس و اين سپاه آزرده گشتى، ليك اينك ايشان را- هر چند كه گناهكار باشند- به من ببخش. بدان كه توس چون فرزند و داماد خود را كشته ديد، ديگر خِرَد از مغز …
6 Sept 2023, 21:07 UTC391 viewsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
خوار كردن خسرو، توس را
بارى، فريبرز با گودرز و گيو لشگرشكن و سپاهيان، همگى سوگوار و گريان از توران به سوى ايران روى نهادند. چون به راه چَرَم بيآمدند و كلات در بالا و رود مَيَم نيز در سوى پايين ايشان بود، همگى با پشيمانى و درد به ياد فرود افتادند. و بدين سان با دلى پر از درد و گناه و چشمانى كه از بيم شاه، خون مى گريست، شرمگين و جگر خسته و گناهكار به پيش شاه آمدند. برادرش…
3 Sept 2023, 20:18 UTC371 viewsread 8 August 2026 (شرح دکتر میترا مهرآبادی بر شاهنامه فردوسی)
داستان كاموس كشانى
آغاز داستان
به نام خداوند خورشيد و ماه كه خِرَد، دل را به نام او راه نمود. خداوند هستى و راستى كه از تو كژّى و كاستى نمى خواهد. خداوند كيوان و بهرام و خورشيد كه ازو شاديم و بدو اميدوار. ندانم او را چگونه ستودن؟ همانا كه از انديشه بدو، جان خود بر مى فشانم. زمين و زمان از او بود كه پيدا گشت. پِى مور نيز نشانى از هستى اوست.
همه از خورشيد گردنده تا خاك تي…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @sharhi_bar_shahname. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.