31 Jul 2026, 17:05 UTC126 views7 reactionsread 8 August 2026 هم توبره، هم آخور، هم کف طویله!
چند روزی است ویدیویی، به تعبیر اهل عصر، وایرال شده از شاعری که سال ۸۹ (یعنی یک سال بعد از ۸۸) در بیت رهبری شعر خوانده و از قِبَل آن شعرخوانی، که آن وقتها از تنها رسانهی همگانی یعنی تلویزیون هم پخش میشد، شهرتی به کف آورده و نامی به هم زده. در آن ویدیو، شاعر مذکور، روایتی جدید از ماجرا ارائه میدهد. در این روایت جدید، شعرخوانی در بیت رهبری هیچ نام و نشانی برای وی به ارمغان نیاورده، ا…
❤6👏1
29 Jul 2026, 04:20 UTC75 views4 reactionsread 8 August 2026 سوگند فروتنی!
فریدریش فون هایک، برنده نوبل اقتصاد ۱۹۷۴، در شب اهدای این جایزه، سخنان کوتاهی در باب دلایل مخالفتش با بنیانگذاری جایزهی نوبل اقتصاد بیان میکند، او عمدهی نگرانی خود را «اعطای اعتباری دروغین» به اقتصاددانان میداند، اعتباری که باعث میشود آنان ترغیب شوند تا در تمام زمینهها اظهار نظر کنند:
« جایزهی نوبل به یک فرد اقتداری میبخشد که در علم اقتصاد هیچ انسانی سزوار برخورداری از آن نیست.
...اقتصاددانان…
👍3👏1
26 Jul 2026, 07:28 UTC111 views1 reactionsread 8 August 2026 نامههای زرد!
عزیز، شهروند آرامی است که حتی یک جریمهی ماشین هم ندارد و با همسرش دریا که شهروندیست پرشور، در یک سیستم تمامیتخواهِ جنگطلب زندگی میکنند و سعی میکنند اعتراض خود را به هنریترین و آرامترین شکل ممکن نشان دهند. از این نظام سیاسی چیزی نمیدانیم جز همین که تمامیتخواه و جنگطلب است. فیلمبرداری در هامبورگ و برلین انجام شده، اما روایت در آنکارا و استانبول است، انگار فرقی نمیکند که نام شهر یا نام آن نظام…
❤1
12 Jul 2026, 17:35 UTC162 views1 reactionsread 8 August 2026 سلام بر خروشچف؟!
کمدیِ سیاه چگونه خلق میشود؟
از نظر من، کمدی سیاه بر پایهی دو ویژگی شکل میگیرد، یکی: شوخی با فاجعه و دیگر: ایجادِ تصور وقوع آن!
هنگامی که فاجعهای خیالی موضوع اثر کمدی میشود، مخاطب ممکن است آن را صرفاً به عنوان یک اثر کمدی ببیند، اما آنجا که تصور کند این فاجعه ممکن است در گذشته روی داده باشد، یا هم اکنون در حال رخ دادن باشد، یا در آینده احتمال وقوعش وجود داشته باشد، درست از همین نقطه است که اثر…
👍1
8 Jul 2026, 16:10 UTC186 views3 reactionsread 8 August 2026 Video
از تناقضهای دل پشتم شکست
بر سرم جانا بیا، میمال دست
زیر دستِ تو، سرم را راحتیست
دست تو در شُکربخشی آیتیست
سایهی خود از سرِ من برمدار
بیقرارم، بیقرارم، بیقرار
خوابها بیزار شد از چشمِ من
در غمت، ای رشکِ سرو و یاسمن
گر نیام لایق، چه باشد گر دمی
ناسزایی را بپرسی در غمی؟
مر عدم را خود چه استحقاق بود
که بر او لطفت چنین درها گشود؟
#مثنوی_معنوی، #مولوی
دفتر ششم، تصحیح #محمدعلی_موحد
..........................…
❤3
28 Jun 2026, 18:51 UTC200 views1 reactionsread 8 August 2026 جاودانگی و تیرهبختی!
این جنگ و جدال، وجود او را میفرسود و ناچار از آن میگریخت. از خود میگریخت، از سرشت خود میگریخت، از قضا و قدر میگریخت و از امواج ابتذال که محیط را در بر گرفته بود و نفس او را بند میآورد میگریخت.
...برای او راهی جز این نماند که در خود فرو رود و به سرزمین هنر خود بگریزد:
«به هنر پناهنده شو تا از فرومایگیهای زندگی رها شوی!»
و شعری از زاخاریس ورنر را در دفتر خود نقل میکند که پنداری با موسیقی…
❤1
26 Jun 2026, 18:31 UTC314 views2 reactionsread 8 August 2026 بهرام گوربهگور!
در ادبیات فارسی، گاهی هشدار و تسلی چنان در هم آمیخته میشود که امکان تمایز این دو از هم وجود ندارد. حکمت کهن و رایج ادبیات فارسی در «بیاعتباری دنیا و مال و جاه آن» از همین نوع است. این حکمت گاهی در هشدار به اصحاب قدرت و شیفتگان آنان جلوهگر میشود، چنان که #ناصرخسرو در ملامت اهل خراسان میگوید:
به ملک ترک چرا غرهاید؟ یاد کنید
جلال و عزت محمود زاولستان را
...فریفته شده میگشت در جهان و، بلی
چنو فر…
❤2
21 Jun 2026, 18:33 UTC363 views3 reactionsread 8 August 2026 آه، جاودانگی!
گوته، در ابتدای اثر جاودانش، فاؤست، از دوستانِ از دست رفتهاش یاد میکند. دریغی و حسرتی بر آنان که روزی نخستین صفحات این منظومهی بزرگ را از زبان او شنیدهاند و اکنون در خاکِ سرد خفتهاند:
«حلقهی آن دوستان اکنون از هم پراکنده است و آوخ، نخستین بازتاب هم خاموش شده است. ترانهی من برای تودهای ناآشنا به صدا در میآید، حتی از تشویق اینان دلم میگیرد»
آیا گوته، از تشویقها و تحسینِهای امروزیان نیز، احساس…
❤3
19 Jun 2026, 13:44 UTC224 views6 reactionsread 8 August 2026 دریغ!
در محضر دوستی، بخشی از گفتگوی میدان صدای آمریکا را دیدیم. عنوان مناظره جالب بود: آنها که گفتند «جنگ جنگ تا پیروزی» حالا پس از تفاهم چه میگویند؟
فهیمه خضر حیدری، کنگرلو و دانشگر را به چالشی جدی کشاند و بارها و بارها پرسش محوری گفتگو را تکرار کرد: شما چه کردید با آن همه ادعا و امروز چه میکنید و برای فردا چه برنامهای دارید؟ و نمایندگان اپوزیسیون سلطنتطلب هیچ نداشتند جز گریز از پاسخ!
پرسش این بود که آن همه خون…
👍4👎1👏1
11 Jun 2026, 18:15 UTC≈8,870 views8 reactionsread 8 August 2026 از من گریزانند تا فرسنگها، یاران
کز خونِ گرمم میچکد، بر سنگها باران
در من، دریغا، مهرِ بسیاران، که بسیار است
از من، خوشا، کاینگونه بیزارند بسیاران
آری به سر باقیست سودای سبکباری
باری، سری دارم، نه همسنگِ سبکباران
بادا که روزی بینم این سودای نارس را
چون میوهای افتاده در پایِ سپیداران
قلبِ مرا بر آتشِ این رنج، هیزم کن
تا گرمتر گردد مگر بازارِ بدکاران
#رضا_طهماسبی
@sefr_alef
❤5👏2👎1
4 Jun 2026, 17:19 UTC419 views6 reactionsread 8 August 2026 شایعات مجازی در مورد یکی از مجریان تلویزیون، مرا یاد این شعر انداخت. نمیدانم چرا!
ان شالله خداوند همهی ما را آدم کند!
😁4👍1👎1
4 Jun 2026, 17:18 UTC432 views5 reactionsread 8 August 2026 دیروز
در بخشِ عصرگاهیِ تِلْویزیون
مجری به خنده گفت:
عصرِ خوشیست
آب و هوا، شبیه همیشهست
خورشید، روشن است و زمین
سرگرم دورِ باطلِ خود
تصویری از طبیعت بیجان نیز
در پشت شیشه است
اوضاع جوّی از نظر ماهوارهها
بدجور
ما را گرفته است
زیرا
ابری سیاه، لب به لب از آب ناگوار
فیالجمله انحصارِ فضا را گرفته است
ضمنا
موج مدامی از هوای عَفِن بر فراز ماست
هرچند خیل کارشناسان نوشتهاند:
این نیز بگذرد
اما هوا
گویا ز خیل کارشناسان
ف…
🤣3👎1👏1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @sefr_alef. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.