رختِ آغوش، تَنَم بود و نمیدانستم وطنم، هموطنم بود و نمیدانستم کوچه در کوچه، خیابان به خیابان، ایران جایجایِ بدنم بود و نمیدانستم چند وقت است که زاییدهام ایرانم را گاهِ مادر شدنم بود و نمیدانستم؟! فصلِ پروانهکُشی جامه دریدم از غم پیلهام، پیرهنم بود و نمیدانستم درد باید بکشم!!! فرصتِ فریادم کو؟! دادها در دهنم بود و نمیدانستم میله در میله شکستم که بیابم خود را قفسم خویشتنم بود و نمیدانستم بر مزارم بنوی…

Channel
سبزترازشعر
@sabztarazsher
On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
904subscribers
+2 since we began measuring on 5 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001007281562 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @sabztarazsher |
| Created | Between 1 September 2015 and 31 December 2015 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 6 August 2026 |
| Last confirmed live | 12 September 2026 |
| Measurements held | 8 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 12 September 2026 |
| On Telegram | t.me/sabztarazsher |
Topic
Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 19 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 99% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 12 Sept 2026, 12:01 | 904 | +2 |
| 4 Sept 2026, 18:01 | 902 | +2 |
| 27 Aug 2026, 15:23 | 900 | -1 |
| 20 Aug 2026, 15:42 | 901 | -1 |
| 13 Aug 2026, 08:48 | 902 | -2 |
| 6 Aug 2026, 22:34 | 904 | +2 |
| 6 Aug 2026, 14:17 | 902 | no change |
| 5 Aug 2026, 17:45 | 902 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 31 July 2024 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 3 February 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
ما زنده ایم، به بهای نبودنِ خوبان... @sabztarazsher🩸🖤
هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رَمیدهدل آن به که در سَماع نیایم که گر به پای درآیم به در برند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردهست …
تو مثل حاصل کارِ کمال الملکِ نقّاشی ولی من خط خطی های کج یک آدم ناشی تو اقیانوس آرامی، بزرگی، ژرف و بی پایان و من هم برکه ای کوچک و یا یک حوض بی کاشی مخدّر دارد آن چشمت، خمارم می کند گاهی مسکّن دارد آغوشت، مگر محصول خشخاشی؟ تو سردار سپاه و من که جنگیدن نمی دانم چه می شد بنده ات باشم و تو آقای من باشی؟ ولش کن آدمیت را، دلم پرواز می خواهد اگر کفتر شوم، گاهی برایم دانه می پاشی؟ #سونیا_نوری @sabztarazsher
آیم که رُخت بینم و دیدن نگذاری آواز خوشت نیز شنیدن نگذاری دانم که دلم گشت در آن زلف سیه گم لیکن چه کنم چون طلبیدن نگذاری ناچار شود جامۀ بی طاقتی ام چاک چون پیرهن صبر دریدن نگذاری از من طمع صبر چنان است که ماهی از آب برآری و طپیدن نگذاری دل در شکن زلف تو بستن نپسندی دیوانه به زنجیر کشیدن نگذاری بگذار که از باغ تو یک میوه بچینم گردد تلف آن میوه که چیدن نگذاری در بحر بلا غرقه کنی کشتی جانم خود تا به لب خشک کشیدن ن…
عشقت نه سرسریست که از دل به در شود مهرت نه عارضیست که جای دگر شود عشق تو در درونم و مهر تو در دلم با شیر اندر آمد و با جان به در شود دردیست درد عشق که اندر علاج آن هرچند سعی بیش نمایی بَتَر شود اینک یکی منم که در این شهر هر شبی فریاد من ز ذَروهٔ افلاک بر شود با آنکه گر سرشک فشانم به زندهرود کشت عراق جمله به یک روز تر شود روزی به خرج غم نکند اشک من وفا گر دستگیر دیده نه خون جگر شود تلخ است پاسخ تو ولیکن مرا …
مرا مپرس که من ناخوشم، بدم این روزها به تلخ زبانی زبانزدم تو با یقین به رفتن خود فکر می کنی من نیز بین ماندن و ماندن مردّدم حق داشتی گذر کنی از من، که سال هاست یک ایستگاه خالی بی رفت و آمدم از پا نشستم و نفسم یاری ام نکرد از هوش رفتم و نرسیدم به مقصدم گفتم که عاشقت شده ام، دورتر شدی ای کاش لال بودم و حرفی نمی زدم... #سجاد_سامانی @sabztarazsher🌿
همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد میان خاطراتت آنچنان بر سینه می کوبم که ثابت می کند یک دست هم، گاهی صدا دارد نبودت روزهایم را به قدری بی هویت کرد که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد تصور می کنم عاشق شدن یک درد موروثیست ازآنجا که پدر عمریست در دستش عصا دارد یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده تو را من آرزو کردم کسی دیگر تو را دارد #علی_صفری @sabztarazsher🌿
بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار چو روز گردد گویی در آتشم بیتو دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو پیام دادم و گفتم «بیا خوشم میدار» جواب دادی و گفتی که «من خوشم بیتو» #سعدی @sabztarazsher🌿
تو مرد اجتماعی پیراهن آجری من دختری خجالتی و سردو چادری من دختری خجالتیم در حوالیت دارم کلافه میشوم از بی خیالیت ترسیده ام از این همه محبوب بودنت با دختران دور و برم خوب بودنت با من شبیه خواهر خود حرف می زنی من خسته ام از این همه داداش ناتنی با گیره ای که روسریم را گرفته است دنیا مسیر دلبریم را گرفته است با من قدم بزن کمی از این مسیر را با خود ببر حواس من سر به زیر را عطرت رسانده است تو را تا لباسهام آشفته کرده…
تو از تمام دختران شهر سر بودی دنیای من بودی اگر چه یکنفر بودی آن عکسها دیگر به دیوار اتاقم نیست از عکسهایم گرچه خیلی ماهتر بودی دنبال تو روی زمین میگشتم اما حیف در آسمان انگار در حال سفر بودی حالِ تو را پرسیدم و گفتی که خوبم شکر حالا چرا امروز میگویی پکر بودی؟! گاهی دلم میخواست تنها باشم اما تو هر جا که پنهان میشدم آن دور و بر بودی! از عاشقی چیزی نفهمیدم قبول امّا نان آور یک خانه بودی؟! کارگر بودی؟! دن…
من از تمام دختران شهر، سر بودم افسوس از بازی دنیا بی خبر بودم از عکس هایی که به دیوار اتاقت بود هر چند زیباتر نبودم، ساده تر بودم هرجا کم آوردی کنارت بیشتر ماندم با این که زن بودم ولی مرد خطر بودم هر جا به خاکی می زدی از آن همه همراه تنها یکی می ماند، من آن یک نفر بودم هرجا یکی کم بود کاسه کوزه هایت را روی سر او بشکنی، آن دور و بر بودم از دور می فهمم چه حالی، شاد یا غمگین اما تو چه؟ دیروز فهمیدی پکر بودم؟ از خو…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @sabztarazsher. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 12 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“سبزترازشعر” (@sabztarazsher), 904 subscribers as measured 12 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/sabztarazsher.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.