9 Aug 2026, 18:05 UTC180 views5 reactionsread 10 August 2026 دم غروب. باد ملایمی برگهای درخت انگور رو میلرزونه. زاغچهای روی درختی دورتر هر از گاهی آوازی میخونه که شبیه غلغل کردن آب رودخونه است. دارم موتیفی به رنگ نارنجی و آبی میبافم. کمی قبل خوشههای سبز غوره توی ظرفی بودند و ما دونههاشون رو از ساقه جدا میکردیم. دونههای نارس و ترش انگور ِGoy ( انگور سبز) به هم چسبیده بودند و جدا کردنشون سخت بود مثل جدا کردن دل آدم از دلبستگیها اما دونههای انگور عسگری راحت از ساقه ج…
❤5
5 Aug 2026, 14:47 UTC97 views4 reactionsread 10 August 2026 Photo
ما اگر نسوزیم
شب چگونه روشن شود؟
ناظم حکمت
❤3😢1
2 Aug 2026, 19:12 UTC289 views9 reactionsread 10 August 2026 حتی وقتی بدترین اتفاقات هم میافتند ذهن بعد از کمی گیجی و درهمریختگی شروع میکنه به مرتب کردن اجزایی توی خودش. مثل وقتی بچهای اتاقها رو به هم ریخته و تو بلند میشی تکههای مختلف رو برمیداری می گذاری سر جاهای خودشون. ذهن از آشفتگی و بهم ریختگی خوشش نمیاد و وقتی متوجه درهمیِ اوضاع میشه شروع میکنه به چینش دوباره. اونقدر به این مرتب کردن ادامه میده تا احساس کنه به شرایطی آشنا و مطلوب رسیده.
این وسط قلب تپندهی زند…
😢9
1 Aug 2026, 08:05 UTC442 views15 reactionsread 10 August 2026 Photo
خیلی سال قبل وقتی دانشآموز سال دوم یا سوم دبیرستان بودم بعد از بازی والیبال در حالی که هنوز داشتم نفس نفس میزدم به دو سه تا از دوستانم گفتم تصمیم گرفتم خودم رو عوض کنم و یه آدم بهتر بشم! یکی از دخترها بهم گفت خودت رو عوض کن ولی لازم نیست به ما بگی.
اما خب من گفته بودم چون اول تحت تأثیر هیجان محیطی و هورمونهای جوانی و این جور چیزها بودم 😅 دوم دلیلم این بود که اگر به دوستانم اعلام کنم اونها از من مطالبه میکنند یعنی…
👏8❤4❤🔥3
29 Jul 2026, 16:46 UTC513 views10 reactionsread 10 August 2026 Photo
اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه بهدست آورید، کسی نمیتواند به آنها توهین کند.
اگر کسی چیزی برخلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید
یا به به فکر فرو میروید.
#برتراند_راسل
چند سال قبل درک این عبارتها برای من که خام و جوان بودم سخت بود. الان انگار خودم اینا رو نوشتم اینقدر میفهممشون😊
توی چند سال اخیر یکهو زندگیمون روی نقالهی با دور تندی افتاد. تغییرات زیادی رو دیدیم. فروریختن و برآمدن خیلی چیزها و خیلی…
❤7❤🔥3
24 Jul 2026, 08:05 UTC510 views13 reactionsread 10 August 2026 نه ناخوشم نه ناامید، اما هیچ چیز در مکان و زمان خودش نیست. احساس میکنم نیاز مبرمی به سفر به مکانی ناشناخته دارم یا به سکوت و ماندن در سایههای تاریک.
#عبدالرحمن_منيف
توی روزی که گذشت سعی کردم توی چیدن زردآلو کمک کنم. اگر با دست می چیدی سالم بودند ولی اگر با چوب، شاخهها رو تکون میدادی تا بیفتند، میترکیدند. حتی زردآلوها هم به نوع ضربه ای که تحمل میکنند حساسند. اگر ضربهی جداکننده، لطیف باشه، با سلامت جدا میشن.…
❤7👌3💔3
23 Jul 2026, 09:03 UTC213 views15 reactionsread 10 August 2026 صدای اذان سوار بر لایههایی از هوای سرد از منارهی مسجد تا اینجا میاد. من توی ایوان نشستم. مامان داره مارمالاد آلبالو درست میکنه. یه روسری انداختم روی موهای مرطوبم. بعدازظهر با مامان و عمه رفتم روضه. بعد از روضه به همه عروسک دادند. روضهی حضرت رقیه بود. دو تا دختر خیلی خوشگل و ناز تقریبا نزدیک من نشسته بودند و به من زل زده بودند. دوست داشتم از آبنباتهای بلژیکی همراهم بهشون بدم نمیدونم چرا روم نشد. یه عروسک آبی ب…
❤14👍1
17 Jul 2026, 18:20 UTC441 views8 reactionsread 10 August 2026 Photo
خون میخوریم و دست و دهن آب میکشیم
#طالب_آملی
😢8
17 Jul 2026, 08:27 UTC263 views16 reactionsread 10 August 2026 صبح با نور و صدای حرف زدن بیدار شدم. بیدارشدن دلپذیر.
حلیم نذری خوردم با شکر و دارچین.
رفتم توی باغچه و زیر درختها راه رفتم. تلفن رو برداشتم و چند تا عکس گرفتم. زیر درخت گردو نشستم و چند خبر خوندم و روزم به رگههایی از غم و خون و خشم آغشته شد.
جنوب در حال مبارزه با هیولاهای خونخواریست که دهانهای بلعنده دارند. از طرفی هم دهانهای باز بی وطنها در حال خون به جگر کردن ماست. نامردهایی مثل ب. ارجمند که تا چند وقت قبل …
👏8❤5👍3
14 Jul 2026, 08:00 UTC379 views28 reactionsread 10 August 2026 یکی از معایب شغل معلمی این هست که باعث میشه چشم سومت باز بشه🫠 شما فکر میکنی آیا برای من با ۲۹ سال کار توی این سیستم، سخته که از نوع نگاه کردن، کلماتی که استفاده میشه، طرز نشستن و باقی خردهریزهای رفتاری متوجه بشم بچهها چه جوری درس میخونند، چه جوری فکر میکنند؟ البته ادعای پیشگویی یا روانشناسی ندارم فقط همونطور که هر مادری با نگاه به بچهاش میفهمه او چه چیزهایی رو پنهان میکنه، ما هم این حس رو داریم. تقریبا حدو…
❤19👏9
4 Jul 2026, 08:36 UTC365 views8 reactionsread 10 August 2026 Photo
سلمان هراتی یه شعر معروف داره با عنوانِ من هم خواهم مرد اونجا نوع مرگ خودش رو پیشبینی میکنه: (زیر چرخهای بیرحم ماشین یک دکتر عصبانی که از بیمارستانی دولتی برمیگردد)
شعر تابستان ۱۳۶۵ نوشته شده و سلمان هراتی در آبان ۱۳۶۵ به همون شکل از دنیا میره!
وقتی نوجوان بودم و این شعر رو خوندم هم ترسیدم هم گریه کردم. اینکه بتونی نوع رفتنت از دنیا رو پیشبینی کنی برام ترسناک بود. شبیهِ یک جور سفارش به کائنات، سفارش به خدا …
❤3😢3👍1👎1
1 Jul 2026, 11:17 UTC340 views6 reactionsread 10 August 2026 Photo
اسم تابلوی نقاشی:
توافق Agreement
#هانس_پرینتز 1920
این صحنهی تاریک و وهمآلود، مردی را نشان میدهد که پشت میزی نشسته و موجودی که نماد یا نمایندهی مرگ است، در روشنایی کمنورِ ماه به سمت او خم شده است. عنوان «توافق» نشان میدهد که پیمانی از قبل بسته شده است و این ملاقات آرام را به مراقبهای دلهرهآور در مورد سرنوشت و مرگ تبدیل میکند.
این نقاشی بیننده را به این فکر میاندازد که چه بهایی برای این معامله پرداخت شده…
👍5😢1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @roozneveshteyekzan. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.