1 Aug 2026, 11:24 UTC130 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
فدای آن دلِ تنگت، فدای چشمانت
فدای آن غمِ وخونچکیده بر جانت
غروبِ سرخِ غریبی نشسته بر چشمت
فدای بغضِ گلویت، سکوتِ پنهانت
صدای خندهی تلخت هنوز میپیچد
میانِ خلوتِ دنج و نگاهِ بارانت
دلم گرفته از این شهر، بیتو ویرانم
کجاست آن دلِ آرام و گرمِ دستانت؟
نشسته رنگ سفیدی به روی موهایت
خزان گرفته جوانی میان طوفانت
دوباره بیتو نشستم کنارِ تنهایی
دوباره لای غزل ها شدم پریشانت
#روژان_حضرتی
https://t.me/rojan_hazrat…
❤2🕊1
Signed Rojan Hazrati
30 Jul 2026, 12:41 UTC84 views3 reactionsread 10 August 2026 توی خاطرات این زندگی بی تب و تاب
توی اون دفتر بی رنگ و لعاب
ورقای کاهی و کلمات بی نقاب
حرف بی حد و حساب
تو شدی شعر و شراب
یه غزل ، یه خاطره، واژه ی ناب
روی یک جلد کتاب
عطر خشبوی گلاب
مثل نیلوفر توی مرداب
من شدم ناله ی کابوس یه خواب
مثل ریگ ته رود
که گذشته از سرش یک وجب آب
نه !!!!
شدم مثل حباب
اون حباب تو دل تنگ سراب
هنوزم، عکس تو تو دامن قاب
میدرخشه واسه این دل کباب
چی بگم دیگه از این حال خراب....
…
👏2❤1
Signed Rojan Hazrati
28 Jul 2026, 21:03 UTC37 views5 reactionsread 10 August 2026 هوا به هوا شدهام
هوا به هوا شدهام
در قلمروِ بارانیِ چشمانت...
آنجا
که هر قطره
نامِ تو را
به شیشه میکوبید
و من
دلم را
میانِ ویرانهها
پیدا کردم؛
بینشانه...
نه دستی
که مرا از خودم بیرون بکشد،
نه پنجرهای
که رو به رفتنت
باز مانده باشد.
من
تمامِ شب
در کوچههای خیسِ تو
راه رفتم
و صبح
فهمیدم
هیچ کوچهای
به تو نمیرسد.
حالا
هوا به هوا شدهام؛
مثلِ پرندهای
که آسمان را گم کرده
و هنوز
به سمتِ پرواز
بال میزند...
#ڕۆ…
❤4👏1
Signed Rojan Hazrati
28 Jul 2026, 21:00 UTC29 views2 reactionsread 10 August 2026 کوچه
شب
از پنجرهی خستهی من
آرام پایین میریزد...
و من
کنارِ چراغی که سالهاست
برای کسی روشن نمیشود،
نشستهام.
کوچه خیس است
و جای قدمهای تو
هنوز
روی سنگفرشِ باران مانده...
چه تلخ است
آدم
به رفتنِ کسی عادت کند
اما
به نبودنش
هر شب
دوباره دچار شود.
من ماندهام
و یک اتاقِ سرد
و ساعتی
که انگار
برای انتظار
کوک شده است...
تو نیستی
و من
هر شب
به صدای در
دل میبندم؛
شاید این بار
باد نباشد...
@https…
❤1👏1
Signed Rojan Hazrati
28 Jul 2026, 11:23 UTC125 views2 reactionsread 10 August 2026 Photo
طناب،
قصهی یک کودک نبود
که دور گردنش گره خورد...
تمامِ شهر
یک لحظه
نفسش را حبس کرد
و مادری
هنوز پشتِ در
منتظر است
پسرش
با جیبهای خالی
و رؤیای فردا
برگردد...
https://t.me/rojan_hazrati
#روژان_حضرتے
❤1👍1
Signed Rojan Hazrati
26 Jul 2026, 22:25 UTC126 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
پر از دود است این شهر و نفس، زندانیِ انسان
کسی آواز آزادی نمیخواند در این زندان
چراغِ خانه خاموش و خیابانی پر از سایه
صدای خنده لرزید از هجومِ ضجّهی باران
در این بازارِ ویرانی، هوای مرگ میآید
نشانِ خندهها مرده، بهایِ گریهها ارزان
بساطِ فقر و غم پهن و نگاهِ آدمی خسته
شبیهِ باغِ ویرانی میانِ بازیِ طوفان
تنِ غیرت عرقخورده، شکسته حرمتِ ناموس
حریمِ عشق میسوزد میانِ شهوتِ عریان
نگاهِ آسمان تلخ از ترکهای ع…
❤1👏1💔1
Signed Rojan Hazrati
26 Jul 2026, 07:07 UTC120 views4 reactionsread 10 August 2026 Photo
خنده گم شد لابهلای نرخ نان و روزگار
غم نشسته بر لب هر کوچه و دیوار و دار
آرزوی هر جوان جا مانده پشت میلهها
بالِ پروازش اسیرِ پنجههای انتظار
مرد از شرمندگی رو کرده بر پیمانهها
محوِ بویِ تلخِ الکل، گم شده در این غبار
زن به جای خنده، هر شب بغض را سر میکند
خسته از تکرارِ شبهای بدونِ اعتبار
بچههای شهرقصه ، غصهها را از بَرند
مثل پاییزی که جا مانده به امیدِ بهار
سهم ما از این زمانه شد غم و ویرانگی
زندگی کردیم ا…
👏2❤1🔥1
Signed Rojan Hazrati
24 Jul 2026, 18:55 UTC129 views1 reactionsread 10 August 2026 Photo
یک عمر تمام ثانیه ها را دویدم و
بر ناکجای هیچ رسیدم، دلم گرفت
هرجا که پیچ و خم زندگی رسید
بستم دل و دوباره بریدم، دلم گرفت
در نقطه نقطه ی این شهر بی سکون
گشتم خراب و خاطره چیدم ، دلم گرفت
دائم مرور کردم و خواندم ترانه را
همراه عشق فاصله دیدم، دلم گرفت
شبهای قصه را خاطره هایم ربوده اند
غم را به جای بوسه چشیدم ،دلم گرفت
پیچیده واژه های غلط در ردیف شعر
خطی به روی صفحه کشیدم،دلم گرفت
از جاده های پر هیاهوی بی عبور
س…
👏1
Signed Rojan Hazrati
23 Jul 2026, 16:04 UTC126 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
طعم تلخے که بر زبان دارم
از سکوت لبم به جا مانده
میفشارد گلوی چشمم را
یاد این خاطرات وا مانده
من خرابم فقط تو میدانی
پس بسازم دوباره احیا کن
زنده کن این دل پر از غم را
زندگے را شبے مهیا کن
با توام اے هواے دلتنگی
اے نفس هاے رفته از یادم
بازگرد از مجارے رفتن
مشعلے خسته ام که بر بادم
لحظه هاے سکوت شعرم را
هم صداے قلم شد افکارم
غرق آرامشم پر از واژه
با خیالت همیشه تبدارم
مے زنم دل به باغ چشمانت
آخرین حرف بیت پایان…
❤1👏1🔥1
Signed Rojan Hazrati
22 Jul 2026, 11:08 UTC131 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
من خاطرات خسته ی این مرز و بومم
ویرانه تر از شهر بی سرباز رومم
تقویم از این ویرانگی برگی ندارد
تاریخ پرتکرار این دنیای شومم
گاهی شبیه قصه ی تلخم میان
تقدیر و، مدفون خرافات رسومم
خاکسترم را بادها ها کرده بودند
قربانی چنگال بی رحم هجومم
عمری برای زنده بودن آه بودم
نقاشی بی رنگ و سرد روی بومم
@rojan_hazrati
#روژاݩ_حضرتے
👏2❤1
Signed Rojan Hazrati
18 Jul 2026, 22:24 UTC31 views3 reactionsread 10 August 2026 Photo
باران که می خورد چشمان پر غبار
آغشته می شود با خاطرات یار
آتشفشان دل فواره می شود
می سوزد این تن تبدار و بی قرار
چشمان مضطرب در انزوای شب
خیره به بغض ماه برچوبه های دار
دستان خاطره با حلقه ها عجین
بغض فشرده را هی میدهد فشار
من خسته ام از این تکرار خاطرات
باران برو کمی جای دگر ببار
پاییز لعنتی دیگر نکش به رخ
زخمی تر از تو ام در چرخ روزگار
@rojan_hazrati
#روژان_حضرتی
❤1👏1🔥1
Signed Rojan Hazrati
18 Jul 2026, 21:23 UTC29 viewsread 10 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
Signed Rojan Hazrati
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @rojan_hazrati. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.