20 Jun 2026, 20:11 UTC28 views5 reactionsread 10 August 2026 انتقاد آزاد
هزار و یک اتفاق در این چندماه افتاد. اما دلم نمیخواهد مثل شبکهی خبری خبر بگویم و تحلیل کنم. نه اینکه به من ربطی نداشته باشد، نه اینکه ترس به جانم افتاده باشد و نه اینکه بیاهمیت باشد، فقط به این خاطر که گفتنیها را گفته و میگویند و به قول شاعر: خبری که دانی که دلی بیازارد / تو خاموش تا دیگری بیارد.
نمیخواهم، من، یادآور ناخوشیها باشم. بگذار آنچه از ما بهجا میماند، حسِ بد نباشد.
کتاب تسلیبخشی…
❤5
Signed razie razavi
18 Nov 2025, 17:28 UTC109 views5 reactionsread 10 August 2026 رنجی که معنا دارد
خیلی از ما دلمان میخواهد قلم به دست بگیریم و بنویسیم. اکثرا اوایل راهِ قلمنگاری، شروع میکنیم به حدیث نفس گفتن. هر چه عجز و ناله از اطرافمان میبینیم خالی میکنیم در ظرف ورق. انگار در نهانخانهی مغزمان حرفهای نگفته همین غم و غصههایی است که رویمان نمیشود با کسی در میان بگذاریم. خوب این طبیعی است. اما خوب است این غمنالهها را بنگاریم و بعد به کناری بیندازیم. اینها فقط برای تخلیهی مغز کاربرد …
❤5
Signed razie razavi
31 Jul 2025, 20:44 UTC183 views7 reactionsread 10 August 2026 دو قطبِ جذاب
آزادی و امنیت دو قطبِ مخالف یکدیگرند. به این تابهحال فکر کردهام؟ احتمالا نه. چرا که اگر فکر میکردم، هیچگاه هر دو را با هم نمیطلبیدم. اما من در تمام زندگیام هر دوی اینها را بیکموکاست با هم خواستهام.
قطعا فقط همین دو حالت نیست که با وجود تناقضشان، هر یک امتیازات خودش را دارد. خیلی قطبهای مخالف دیگر هم هست که ما را وسوسه میکند به اینکه تلاش واهی کنیم برای داشتن هر دویشان. مثل حسِ تعلق و استقل…
❤5👌1👍1
Signed razie razavi
19 May 2025, 21:17 UTC206 views7 reactionsread 10 August 2026 توقف ممنوع
امروز مطلبی خواندم از یک روانپزشک. از تجربهی خودش در برخورد با آدمها نوشته بود و به نظرم سودمند آمد.
میگفت اگر آدمها به شما نیش میزنند، اغلب ناشی از دردی است که درونشان دارند. آنها از موضوعی رنج میبرند و گاه نیششان را به شما میزنند. شما بهجای گارد گرفتن و دنبالهی حرفش را ادامه دادن، کافیست از او بپرسید حالت خوب است؟ با این جواب او را به درونش، به همانجا که منشا دردش است هدایت میکنید.
این موضو…
❤7
Signed razie razavi
17 May 2025, 20:41 UTC157 views7 reactionsread 10 August 2026 زخم چشم یا زخم زبان؟
ماجرای چشم زدن و چشم خوردن مدتهاست ذهنم را به خودش مشغول کرده است. مردم کشورم اکثرا بر این باورند که چنین چیزی واقعیت دارد و بهواسطهی اینگونه اعتقادات، بازار دعانویسان و فالگیران رونق دارد.
کاری به خرافه و غیرخرافه ندارم، حتی مهم نیست که این باور آیا پایهی علمی دارد یا نه. آنچه مرا به فکر وامیدارد این است که پذیرش این گزاره چه تاثیری بر روابط ما با یکدیگر میگذارد؟
دوستی دارم که نگاه بسیا…
👏6❤1
Signed razie razavi
14 May 2025, 10:16 UTC122 views7 reactionsread 10 August 2026 وسیلهها گاهی بهکار نمیآیند
مدتهاست در این کانال چیزی ننوشتم. دوستی میگفت ننوشتن نشانهی خوبی است، چرا که نشان میدهد حال و روزت آنقدر خوب شده که به نوشتن محتاج نیستی. درست میگفت. نگاه من و آن دوست به نوشتن، نگاهی ابزاری است. ما مینویسیم تا حالمان خوب شود. پس اگر حالمان خوب باشد دیگر انگیزهای برای نوشتن نمیماند.
اما تکلیف نویسندههای پرکار چه میشود؟ آیا آنها حالشان همیشه خراب است که هر روز مینویسند؟ به…
👍5❤1👌1
Signed razie razavi
8 May 2025, 10:50 UTC120 views7 reactionsread 10 August 2026 رنگی که همیشه هست
روزهای سیاه باز از راه میرسند. وقتی دنیا برایت روشن است، آن لحظهها که احساس میکنی از سقف اتاق هم نور میبارد تا تو را در روشنایی و گرما نگاه دارد، ناگهان انگار دنیا ریزش میکند و همان سقف که سرچشمهی روشنی بود حالا آوار شده روی تنت.
نفست سنگین میشود، حس میکنی زندگی آمده تا طلبش را از تو وصول کند. بدهکار میشوی، به خودت، به عمر رفتهات، به موهایی که سپید میشود و اخمی که روی چهرهات جا خوش کرده…
❤7
Signed razie razavi
1 Mar 2025, 19:21 UTC168 views8 reactionsread 10 August 2026 بیهودهکاری
بچه که بودم تحت تاثیر برنامههای تلویزیونی و صحبتهای مجریان تلویزیون برنامهریزی کردن را آموختم. البته در حد بضاعت کودکیام. تا امروز بارها و بارها برنامه ریختم و تا الان نتوانستم به هیچ کدام پایبند بمانم. اما همچنان از انجامش لذت میبرم. در این سالها، به دفعات، از خودم ناامید میشدم و دست از این کار میشستم. از اینکه هربار روی اهداف و خواستههایم تمرکز کنم و با شوق و انرژی برای تحققشان پلهپله تعیی…
❤8
Signed razie razavi
22 Jan 2025, 16:40 UTC193 views7 reactionsread 10 August 2026 پیامی که از خواب میرسد
از نوشتن دور افتادهام و این رنج آنقدر در من پررنگ شده که خواب میبینم دارم مینویسم و شعر میگویم.
خواب دیدم مردهها زنده شدهاند. پدربزرگ در خوابی عجیب فرورفته بود و مادربزرگ هر روز پرستاریاش را میکرد. بیبی (مادربزرگ مامان) باردار شده بود و خاله جهان (خالهی مامان) مثل همان موقع که زنده بود سفرهداری میکرد.
چیزی که برایم جالب بهنظر رسید این بود که این آدمها، انگار ادامهی زندگیشان …
❤7
Signed razie razavi
28 Dec 2024, 20:11 UTC162 views7 reactionsread 10 August 2026 روز میمون
در محل کارم به مناسبت تجلیل از مقام زن مراسم برگزار کردند. البته در ساعات غیراداری. من هم طبق معمول غیر از ساعت اداری در محل کار حاضر نمیشوم مگر اینکه خیلی ضروری باشد.
در این مراسم با اهدای گل و هدیه از خانمها تجلیل کردند. روز بعد که سر کار حاضر شدم، خبر رسید به کسانی که در جشن حضور نداشتهاند هدیه تعلق نمیگیرد.
تعدادی از غایبین پیگیری کردند و برای هدیهای که دیگر ارزشی نداشت پافشاری کردند تا بالاخره …
❤7
Signed razie razavi
23 Dec 2024, 19:16 UTC139 views5 reactionsread 10 August 2026 هر آنچه پشت پردههاست
پردهی اول:
گاهی بعضی چیزها بهانه میشود برای حرکت. محفلی، پادکستی، نوشتهای، هر چیزی میتواند تو را به حرکت وادارد. هر چیزی میتواند یکنواختی زندگی را قابل تحمل و قابل تامل کند. برای من پادکستهای شاهین محرک نوشتن بود و حرفهای ملکیان شروع تفکر، و با ناهید به کتاب مشتاق میشدم. میبینی؟ هر کدام شعلهای در من روشن میکردند و من مدتهاست دیگر گوش نمیکنم. مدتهاست نمینویسم و مدتهاست نمیاندیش…
❤5
Signed razie razavi
17 Dec 2024, 20:05 UTC101 views5 reactionsread 10 August 2026 از زمستان اندیشه
چندیست انگار مغزم خشکیده، نه بهخاطر اینکه چیزی ننوشتهام. مغزم خشکیده چون هیچ فکری از مغزم خطور نمیکند. جالب است نه؟ مگر میشود آدم فکر نکند؟ نمیشود اما میشود که فکر درست و حسابی نکند. میشود که افکارش بیشتر از دغدغههای روزمره پیش نرود. انگار با سرمای هوا مغز من هم منجمد شده است. گفتم سرما یادم آمد بهاءالدین خرمشاهی از دوقطبی بودنش میگفت. اینکه در نیمهی اول سال فعال و پرانرژی و پردستاورد ا…
❤5
Signed razie razavi
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @pardeneshin2018. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.