26 Jun 2026, 18:13 UTC45 views4 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
"کربلا، خارج از تاریخ و تقویم"
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
حتماً شاعر مقصودی جز آن روزها نداشته.
مگر عاشورا همان روزها نبود؟
"مکن ای صبح طلوع"
حتماً مداح مقصودی جز آن شبها نداشته.
مگر شب تاسوعا نبود؟
"اگر خلخال از پای زن یهود بکشند"
جای دارد که مسلمان بمیرد.
حتماً امیر هم مقصودی جز آن روزها نداشته.
مگر آن دختری که در خیابان افتاده، همو نیست؟
کودکی دهساله وسط جنجال گرفتار شد،
کودکی سهسال…
💔2👍1😢1
21 Jun 2026, 14:07 UTC44 views3 reactionsread 10 August 2026 #روزانتشار
"دم خودمان گرم که با اینکه معلقیم و تقریبا در قعر ناامیدی و اندوه به سر میبریم، همچنان عطرمان را میزنیم و لباس خوبمان را میپوشیم و کافهمان را میرویم و مهربان ماندهایم.
دممان گرم که جوری آبروداری میکنیم که کسی شک نمیکند چقدر بلاتکلیفیم و حالمان خوب نیست!
ما خوشپوشترین و خوشبوترین و لاکچریترین به فنا رفتگانِ تاریخیم....."
-بخشی از نوشتههای نرگس صرافیان(طوفان)
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
❤2💯1
12 Jun 2026, 20:18 UTC63 views6 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
"گوشی جاسوس، بانی خیر"
در گشتوگذارهای نهچندان خالی از فایدهی مدیای سوشیال، باز رسیدم به یکی از همان تئوریهای توطئه دربارهی فالگوش ایستادن این هوش نهچندان مصنوعی.
هیچوقت هیچ صفحهای از طراحیهای ایزومتریک یا انواع دیگر را دنبال نمیکردم، اما طرحهای گاهگیرِ لادن نازنین بدجور چشم غبطهام را میگرفت. در دلم به خلاقیت و استعدادش احسنت میگفتم و حسودی هم، در حد مجاز، بهراه بود.
بعد این مدیای فضول …
💯4👍1👏1
9 Jun 2026, 20:21 UTC53 views7 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
نوشتههای دوستان را میخوانم،
لذت و حسرت را با هم به درون میکشم،
اما هنوز نمیدانم چگونه.
همه بر سر یک چیز اتفاق دارند:
نوشتن، از ننوشتن بهتر است.
اما هنوز نمیدانم چگونه.
همه در پی معنایی برای رنج میگردند،
و انگار سرانجام آن را پیدا میکنند.
اما من هنوز نمیدانم چگونه.
در حفرهها و سلولهای مغزم
به دنبال کلمهها و سوژهها میدوم،
و هر بار با مشتهایی پُر از خالی بازمیگردم.
هنوز نمیدانم چگونه.
به ک…
❤2👌2👍2🔥1
31 May 2026, 09:54 UTC53 views11 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
"کاش هنوز باشند"
بعد از آن دو روز وحشی و لعنتی، کامنتها را بستم.
دلیل خاصی هم نداشت. اصولاً فقط پنجاه شصت نفر، آن هم بچههای مدرسهی نویسندگی، نوشتهها را میخوانند. نمیدانم آن لحظه به چه فکر میکردم و چرا.
بعد از آن، کامنت گذاشتن برای همراهان سخت شد، مدام حواله میشد به وقتی دیگر.
کمی بعدتر، با قطع شدن اینترنت، نوشتن هم سخت شد.
راستش انگیزهای در کار نبود، هجومی از احساسات متناقض و ناسازگار.
هر بار دست…
❤8💔2👍1
28 May 2026, 08:40 UTC249 views4 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
"نت ملی و تنگهها"
روزهای جنگ و محدودیت تمام نمیشوند، فقط شکل عوض میکنند.
اینترنت کمی باز شده.
اما هیچ «باز شدنی» حافظه را پاک نمیکند.
ما در سکوت زندگی کردیم،
در محدودیت نفس کشیدیم،
و زیر احکامی که بر جوانانمان و جوانیمان تحمیل کردند، له شدیم.
اینها خاطره نیستند.
ردِ مستقیمِ فشارند بر شانهها و ذهنها.
این، خبر خوب نیست،
فقط تأخیر در یک فشارِ طولانیتر است.
اینترنت،
گلوگاهی میان نت ملی و جهان،
که ه…
👍2❤1🔥1
27 May 2026, 06:39 UTC231 views3 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
انفرادی شده سلولبهسلول تنم
خود من در خود من در خود من زندانیست
«حمید هیراد»
اکنون که بر خلاف روال این روزها
از انفرادی به بخش عمومی برگشتیم…
بنگرید ای اهل عالم، با اذان دیگری
بر فراز دار میرقصد جوان دیگری
«منسوب به مرتضی لطفی»
و قلمی که از بیآبی و بیکسی خشک شده
و حیران در دستم دلدل میزند
نه نوشتن چارهساز است
و نه خاموشی درمان
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
😢2🔥1
12 May 2026, 17:25 UTC51 views2 reactionsread 10 August 2026 #روز_انتشار
"در روزگار ما، دولت شهروندهای آزاد خود را از زحمت اراده کردن معاف میدارد. و آنان این کار را بسیار خوب میپذیرند: یک دردسر کمتر!"
جانِ شیفته
اثر رومن رولان
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
🔥2
29 Apr 2026, 09:54 UTC57 views4 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
«زندگی در این جغرافیا، راه رفتن بر لبهی شمشیری شکسته است.»
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
👍2🔥2
19 Apr 2026, 01:32 UTC60 views4 reactionsread 10 August 2026 #روز_انتشار
" چه آرزوهایی که نمرد
چه سینههایی که نسوخت
کسی دیگه تو اون دیار
رخت عروسی ندوخت
از من نپرس خونم کجاست..."
اردلان سرافراز
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
.
🔥2😢2
8 Apr 2026, 08:35 UTC94 views3 reactionsread 10 August 2026 #روز_نوشت
مدتها بود نمیخواستم ناامید باشم.
دلم یک شادیِ بیدلیل میخواست،
یک پنجرهی باز
که هوای خوشِ بهار را هدیه بیاورد.
دلم بنفشههای خوشرنگِ بیصاحبِ پارک را میخواست،
که امیدهای چندروزه میپاشند.
لعنت به این گشتوگذارِ بیمورد،
میان صفحهها،
چهرهی جوانی را دیدم
با جملهای پیر و فرتوت
در قابِ سیاه.
جملهای
که بهجای آن همه بهار و بنفشه،
مستقیم در ذهنم کاشته شد:
از همان لحظه،
فقط همان یک جمله در سرم تکرار م…
❤1🔥1😭1
6 Apr 2026, 10:08 UTC75 views4 reactionsread 10 August 2026 #روز_انتشار
"هرچه مرهم میگذارم، بند میآید مگر؟
ای وطن، خون تو از اروند میآید مگر؟"
"یاسر قنبرلو"
ص.مریم کرمیمجرد
@nevise_ha
🔥2❤1🕊1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @nevise_ha. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.