خواب: به خوابِ اسب و پرنده سفر نکرده به مشرقِ زمینِ رؤیایی چه رنگهای شگرفی به دیده میآمد و نقشِ پردۀ گلرنگ شبیهِ تاجمحل بود و میوههای دلانگیزِ باغهای بنارس درونِ لُجۀ جوشانِ آب میرقصید و هند با همۀ رنگهای گرم و عجیبش به دیده میتابید. پرنده بر کَپَلِ اسب دانه برمیچید و اسب یورتمه میرفت و یالِ زردِ بلندش چو آب در دلِ خیزاب تاب برمیداشت. پرنده بال گشوده به سوی قلۀ گوگردی و سپیدِ دماوند رها سفر میکرد. سحر…

Channel
سارا و بارانهای مشرقی
@mozaffari_e
On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
72subscribers
-2 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001115821997 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @mozaffari_e |
| Created | Between 1 February 2017 and 30 July 2019 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 9 August 2026 |
| Last confirmed live | 10 October 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 2 times, most recently 10 October 2026 |
| On Telegram | t.me/mozaffari_e |
Topic
Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 30 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 100% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 30 Sept 2026, 02:21 | 72 | -2 |
| 9 Aug 2026, 21:46 | 74 | no change |
| 6 Aug 2026, 01:56 | 74 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 30 July 2019 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 4 June 2024. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
آب: سوار ایستاد و چشم در پیِ دیدارِ چشمهای گرداند تمامِ دشت پُر از خارزارِ قحطی بود. دوباره راه افتاد هنوز در تهِ خورجینِ خود دو قمقمه داشت درون قمقمهها چند جرعه آبی بود. در آن کرانۀ بیمرز نه چشمهای و نه رودی کویر نقشِ سرابی به دیده میتاباند پرندهای که از آفاقِ دور میآمد نشسته بر سرِ سنگی هلاک و تبزده از فرطِ تشنگی جان داد. سوار، خسته و تشنه در آن کویرِ تبآلود یکنفس میراند گلوی زخمی او از عطش لبالب بود و…
#نیمایی در پس دیوارهای شب میشکند بغض سیاه کسی که سینهاش مدفن آوازهای قدیمیست میخواند با صدای خستهٔ مجروح "مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازهتر کن..." در طنین این صدا پرندهایست که هر شب در قفسی تنگ و تار از این شاخه به آن شاخه میپرد باز صدا میخواند با طنینی از ملال "زآهِ شرر بار این قفس را بر شکن و زیر و زبر کن..." شب دوباره خیمه میزند به پهنهٔ جهان آنک با نغمهها و نالهها همصدایی مردان و زنان در افق به گو…
#قصیده به احترام نام مادر، برای مادرم، محترم بنیعامریان گریه میگیردم از حالِ نزاری که تو داری شادم از دل ولی از باغ و بهاری که تو داری درد میموجد از آفاقِ دل و جانِ تو اما در شگفتم ز لبِ خندهگساری که تو داری مادر ای خالقِ هستی من، ای بودِ من از تو چه کنم با غمِ بی حدّ و شماری که تو داری؟ تا کیام مهر نوازی کنی و خاطرهسازی؟ عجب از حوصله و صبر و قراری که تو داری هیچ خارا نکند رنج و عذابِ تو تحمل کی دمد نورِ شفق …
#غزل هر چه از وهم حضور خویش میکاوم غیابی در حضورم میدَوَم هرچند با حسرت پیِ خود باز هم از خویش دورم گرچه از خورشید حیرت راه بردم تا دلِ آیینهواری باز هم در جامههای عاریت پوشیده هستی طورِ نورم همچو دالانی که ره وا میکند در ظلمت نهتوی هستی چون شب تاریک و یخبندان پیش از آفرینش سوت و کورم جان اگر آیینۀ دق شد ولی در غمگساری پایدارم عالمی با من تبانی میکند در رنج و من سنگِ صبورم سَیرِ نهتوی فلک کردم به فیضِ شبچ…
#غزل شبِ گرگ در پویهٔ بچهآهو شبِ لهلهِ تشنگی بر لبِ جو شبِ موج و خیزاب و طغیانِ دریا شبِ حسرت ساحل از مرگ یک قو شبِ کنجِ آلونکی تنگ و تاریک و تشویشِ درویش در بانگِ یاهو شبِ تُردِ نیلوفریهای این باغ شبِ سوگ لادن در اندوهِ شببو شبِ ناجوانمردِ سرما و بوران شبِ تیرهٔ انجمادِ پرستو شبِ درنوردیدنِ جاده, تنها دویدن کران تا کران سوی بیسو ویلدایی از برف و توفیدنِ باد فرو هِشته بر شانهها موجِ گیسو شبِ درد و انبوه…
#غزل برق سپیده سر زد و این شب سحر نشد بانگ خروس برشد و کس باخبر نشد برخاست گرد راه و بسی کاروان گذشت ما را ولی به قافله کس راهبر نشد ره شد کمین رهزن و شب شد رفیق دزد بانکی ز نایِ قافله سالار بر نشد کو عارفی که بر سرِ دریای ننگ و نام از موجخیز حادثه بگذشت و تر نشد؟ از دور روزگار چه گویم کزین گذر جز غم نصیبِ مردم صاحب نظر نشد سنگ آب شد ز سوزِ دل ناشکیب ما شکر خدا که نالۀ ما بیاثر نشد کو گلبنی که تیر بلایش به دل نزد …
#غزل از روز و شب ملولم و از ماه و سال هم دل کندهام ز هستی و از قیل و قال هم ما را غم زمانه به پایان نمیرسد زآینده خستهایم ز ماضی و حال هم دیگر اثر نمیکند اینجا به جان من شادی که هیچ، غصه و رنج و ملال هم در چشم من سپید و سیاه جهان یکیست مرداب شب گرفته و آب زلال هم تنها نه دل گسستهام از خشت و خاک عقل دل کندهام ز آب و هوایِ خیال هم ما را غمی ز بیش و کم زندگی نبود اندیشهای به شوکت و جاه و جلال هم نقصان گرفت عمر…
#غزل بیا بیا که به چشمِ من عاشقانهترینی ترانهای، غزلی، گوهر، یگانهترینی به جستجوی کسی بودهام به وسعت دریا کنون به چشم من ای دوست، بیکرانهترینی! غزل، نگارۀ پُرنقشِ شاعرانهترینهاست تو مطلع غزلی، ناب و شاعرانهترینی به نقشبندیِ زیبایِ کائنات اهورا پرند عاطفۀ خلقتی، زنانهترینی تو نیروانۀ رازی، تو آفرینۀ بودا تو نامههای سلیمان، تو پرترانهترینی بیا که سبز بمانیم تا همیشۀ دنیا کنار نام من ای دوست جاودانهترینی ش…
#غزل بیا، بیا به تماشای آبها برویم به شبنشینی گرمِ حبابها برویم بیا ز دوزخِ تن پرورانِ خونآشام به سرزمین دل انگیز خوابها برویم تو چون منی و چو من با غمی گریبانگیر بیا که در طلبِ پیچ و تابها برویم از این جزیرۀ خوکان و کرکسانِ پلید بیا که با پر و بالِ شهابها برویم ز ریب عارف و عامی به جان شدیم آخر کجا از این همه رنج و عذابها برویم؟ نه، بیش از این نتوان انتظار نوح کشید بیا که همره طوفان در آبها برویم ببین که…
#غزل بانگی چنان هرزه چون طبل، طبلی تهیمیان بودی جز ژاژهای گوشآزار، عمری گذشت و نسْرودی هر یاوه را هزاران بار، گفتی بلند و گوشآزار یک از هزار هیچ اما زَاهلِ زمانه نشْنودی چون موجِ بُرده سر تا اوج، از اوج باژگون گشتی زینگونه بالارویها، جز کاستن نیفزودی جز خشم و ناروا و کین، جز نعرههای زهرآگین یک بار رویِ شادی را بر چشمِ خلق نگشودی کُشتی صدایِ آزادی، مهلت به شادی ندادی بستی درِ مهر و شادی، خود نیز هم نیاسودی …
فقط برای نوشتن یک شعر چنگی به سینۀ دریا می زنم تمام پنجرههای رو به جهان را تأویل میکنم از ابتدای جهان میآغازم با چشمهای اسب به دنیا نگاه میکنم از یک ردیف چوبۀ دار عکس میگیرم در امتداد شب/ با ماه دیوارهای سر به فلک کشیده را رصد میکنم روی چارپایه مینشینم و از زاویۀ یک پندار به دوردستِ جهان نگاه میکنم از باغهای گیلاس تا مزارع گندم پر میکشم به رویِ سُنبلهها دیوار باغ را تا مرزهای روشنِ اردیبهشت تخریب می کنم…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mozaffari_e. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 30 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“سارا و بارانهای مشرقی” (@mozaffari_e), 72 subscribers as measured 30 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/mozaffari_e.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.