29 Jul 2026, 10:37 UTC110 views9 reactionsread 7 August 2026 در به در تو کوچه پس کوچههای ذهنم دنبال علت تشویشم میگردم. میدانم اینها فقط حدسهایی است که برای علت روانرنجوری خودم میزنم. ولی انگار چارهی دیگری هم ندارم. فکر میکنم مشکل من تعارضی است که بین درون و بیرونم وجود دارد. میلها و احساسهایی درونم هست که آن بیرون پیش چشم دیگران هیچوقت مرئی نمیشود. زیر لحافی از شرم، مصلحت، جایگاه اجتماعی و حرف مگو کشیده میشوند. بعد قواعد اجتماعی و دستورالعملها و پیشفرضهای اجتم…
💔4👍3❤2
Signed Mohsen Zohrabi
21 Jul 2026, 18:48 UTC≈1,110 views17 reactionsread 7 August 2026 واکنشهای مختلفی دیدم که "چرا گریههای فردوسیپور را منتشر میکنید؟" "او آدمِ سیستم است." یا ماجرای هجدهم و نوزدهم را روبروی ماجرای فردوسی پور گذاشتند و چندین و چند واکنش شبیه به این.
من هم گریههایش را منتشر کرده بودم و حدس هم میزدم که چنین واکنشهایی پشتش بیاید. اما فکر کردم میتواند بهانهای برای بیان ایدههای مهمتر باشد.
از خودم میپرسم چرا بخشی از جامعه دیگر این پایگاه اجتماعی را دوست ندارد؟
و فردوسیپور اولین…
❤11👍6
Signed Mohsen Zohrabi
11 Jul 2026, 19:10 UTC288 views6 reactionsread 7 August 2026 بعضی فیلمها فیلمهای عمر هستند. مواجههی دوباره با آنها بیش از تجربهی دوبارهی لذت، یک آیین است؛ نوعی تجدید میثاق و به یادآوری.
یعنی با خودت میگویی بار قبل که فیلم را دیدم چطور فکر میکردم و چرا اینطور فکر کردن دربارهی جهان باید به یاد بماند. بیشتر فیلمهایی که چنین تجربهای با آنها دارم دربارهی حقیقت فکر میکنند. یا خود فیلم، شده برای لحظهای کوتاه، گوشهای از پردهها را کنار میزند و چیزهایی را عریان میکند…
❤4👍2
Signed Mohsen Zohrabi
11 Jul 2026, 19:09 UTC257 views0 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
Signed Mohsen Zohrabi
6 Jul 2026, 08:57 UTC292 views8 reactionsread 7 August 2026 ▪️ یه جوری حرف بزن که شب خوابمون ببره
دوران دانشجویی دوستی داشتم که علاقهی حیرتانگیزی به سادهسازی داشت. کار را برای خودش ساده کرده بود و هیچ وقتی برای عمیق شدن در مفاهیم نمیگذاشت. در مواجهه با فیلمها، که آن روزها همهی زندگی من بودند، رویکردی آزاردهنده داشت؛ به محض اینکه فیلمی کمی نیاز به فکر کردن داشت، ترمزش کشیده میشد. روحیهاش یادآور آن جملهی معروف است که میگوید: "بهم چیزی معرفی کن که بعدش ذهنم درگیر نب…
❤7👍1
Signed Mohsen Zohrabi
2 Jul 2026, 13:45 UTC259 views11 reactionsread 7 August 2026 بهش میگم "امروز یه زن چادری موتور سوار دیدم که کلاهکاسکت رو روی چادر سرش کرده بود."
به شوخی میگه "حجاب محدودیت نیست."
بعد میگم "منظورم اینه که یه امکانی رو زنهای پیشرو با هزاران هزینه و مکافات در جامعه تثبیت میکنند اما دیگران هم به سهم خودشون واردش میشن."
اما اون خیلی همراه نیست. احتمالن من، به عنوان یک پسر، راحتتر و بدون اینکه در ماجرا سهیم باشم، میتونم قضاوت کنم.
میگه: "هزینهای نمیدن ولی استفاده هم میکنند…
❤11
Signed Mohsen Zohrabi
26 Jun 2026, 11:07 UTC304 views17 reactionsread 7 August 2026 مربی آفلاین یوگام میگه شیر و قهوه ضرر داره و توصیه نمیکنه. دیروز عطاری محلمون در ردِ چایی خوردن حرافی کرد. اینکه "چای سیاه عامل اصلی مرگ ایرانیهاست." یعنی یه رقیب خیلی جدی و مخفی برای پراید و سیستم سرکوبه. و "آدم اگه بخواد خودش رو به کشتن بده، راههای بهتری هم هست." انقدر این استدلال برام عجیب بود که میخواستم باهاش وارد یه بحث فلسفی بشم و بگم به نظرم عامل اصلی مرگ ما ایرانیها و حتی بقیهی مردم دنیا خودِ نفس کشید…
👍12❤5
Signed Mohsen Zohrabi
23 Jun 2026, 07:30 UTC329 views8 reactionsread 7 August 2026 یه جور فکر خرافاتی هست که احتمالن از ایدهی وحی هم شکل گرفته که مواجهه با حقیقت شبیه یه جور باز شدن آسمان در لحظهای کوتاه و انتقال حقیقت به آدم باشه.
یه جور وصل شدن به جهان دیگر هست که نمیدونی راه و روشش چیه. مثل وقتی یه شاعر یه بیت بهش الهام میشه یا یه نویسنده یه خط از نوشتهاش تو کلهاش برق میزنه یا یه فیلمنامهنویس یه ایدهی خیلی تازه به ذهنش میاد.
من خیلی به اینکه این ارتباطها چطور شکل میگیره فکر میکنم. به …
❤8
Signed Mohsen Zohrabi
16 Jun 2026, 22:04 UTC339 views10 reactionsread 7 August 2026 یه احساسهایی از دستم رفته، مثل پریدن گنجشک از سر شاخه. برای اینکه ردش رو بگیرم مثل به یادآوردن یه بوی قدیمی باید در به در تو کوچه پس کوچههای ذهنم عقب و عقب برم. حالا گرفتار یه جور عقلانیت شدهام. یه موجودی که فکر میکنه یه چیزایی درست نیست و باید دست به کار شه و بخونه و براش بنویسه تا راهحلی براش پیدا کنه و میدونه زندگی کردن در این عقلانیت اولین شهیده.
احساسی که امشب به یادش افتادم و مجبور شدم برم یه متن قدیمی رو…
❤5💔5
Signed Mohsen Zohrabi
15 Jun 2026, 07:02 UTC280 views8 reactionsread 7 August 2026 مدتی هست به نجنگیدن فکر میکنم. یعنی هر بار از ذهنم میگذره یه کاری کنم، یه حرفی بزنم، یه متنی بنویسم؛ قبلش از خودم میپرسم چرا؟ و اگه جوابش یه جور مخالفتورزی، صفآرایی یا دشمنی با دیگری باشه قیدش رو میزنم.
اینکه چطور به این نتیجه رسیدم حاصل سیمکشیهای پیچیدهی مغزی و کنار هم گذاشتن چیزها و یه کمی شهود و حدس دربارهی آینده است؛ که خیلی مهم نیست.
با نجنگیدنِ یه آدم، جنگها متوقف نمیشن و دشمنیها به پایان نمیرسن. …
❤4👍4
Signed Mohsen Zohrabi
7 Jun 2026, 05:45 UTC325 views14 reactionsread 7 August 2026 حرف پرتکراری که این روزها از نویسندهها میشنوم این است که در این دوره زبانشان بسته شده است. نتوانستهاند بنویسند. سارا دلایلی را برای این وضعیت نوشته که پیشنهاد میکنم بخوانید. من فکر میکنم یکجور پرت شدن در مغاک را تجربه کردهایم و خود زندگی کردن دشوار بوده، چه برسد به نوشتن از آن.
برای من اینطور نشد. هم خوب نوشتم و هم خوب خواندم. نه که بخواهم فخر بفروشم، این از موهبت-طلسمهای من است؛ در شرایط بحرانی بهتر عمل می…
❤14
Signed Mohsen Zohrabi
3 Jun 2026, 13:32 UTC316 views17 reactionsread 7 August 2026 بعد از چند ماه اینترنتدار شدم. منظورم یه اینترنت پایدار هست که هزار ساعت نخوای منتظر وصل شدنش بمونی.
اما وقتی میچرخم تو شبکههای اجتماعی یه نیرویی پرتم میکنه بیرون. بعد از یه مدت گشتن میگم اینا چی میگن؟ انگار این دورهی خلوت اجباری یه زیست تازه بهم داده بود که همهش هم محدودیت و سرکوب و دوری نبوده. این یه جور پیامد ناگزیر دور موندن از حجم ایدهها و اظهارنظرها و دعواها و اعتراضهاست.
میتونم به این فکر کنم که به چ…
❤16👍1
Signed Mohsen Zohrabi
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mohsenzohrabi_essay. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.