9 Aug 2026, 20:46 UTC7 views2 reactionsread 11 August 2026 ۳۱. شعرم میگویند
مینگرم فرش خانهام را
مینگرم و سر میرود افکارم
دست میکشم رویش
و شعر میریزد توی سرم
پیچکهایش میپیچد دورم
زردها و صورتیها و آبیهایش
رنگ رنگش میزید در من
و نفس میکشد
آرام آرام
دم
بازدم
میشنوم گلهایش را
پچ پچ
شعرم میگویند
❤2
7 Aug 2026, 18:40 UTC12 views5 reactionsread 11 August 2026 ۳۰. کودکی
حبس کرده آفتاب را
در سایهاش
چادر مامان
❤5
5 Aug 2026, 15:28 UTC17 views6 reactionsread 11 August 2026 ۲۹. از این به آن
ایستاده بودم
میدوید مغزم
از این کلمه به آن کلمه
❤6
4 Aug 2026, 15:11 UTC21 views8 reactionsread 11 August 2026 ۲۸. کدرِ شفاف
کدر بود آینه
میدیدم شفاف
چشمهایم را
❤8
2 Aug 2026, 19:00 UTC25 views8 reactionsread 11 August 2026 ۲۷. تق
پرواز میکردند
بشقابها
میشکستند
تکهتکه
تق
آخرین تکه هم افتاد
❤8
28 Jul 2026, 15:37 UTC40 views7 reactionsread 11 August 2026 ۲۶. شعر و شعر و شعر
شعر چیست که اینقدر میخواهمش؟
برای من خیال و تصویر است شاید
خیال، خیال، خیال
هر آنچه که نیست و میپرورانمش
تصویر میسازم از خیالی که
میخواهمش
میدانمش
میرانمش
و حتی نمیخواهمش
خیالی که خیالی...
هر چه سخت است بیانش
و جا نمیشود در یک گزارهی کوتاه یا بلند
جاری شود باید
بریزد توی کلمات و سرریز کند ازشان
که شود شعر
که حس کند
حس را
مثل همان لحظهی دیدار چشمها در آینه
مثل همان شبِ خیرگی به تاری…
❤7
26 Jul 2026, 20:19 UTC39 views1 reactionsread 11 August 2026 ۲۵. مرده بود
زنی بود در آینه
که من نبود
همان موهای خرمایی جمع شده
همان ابروهای پر مشکی
همان بینیِ کمی پهن
همان لبهای معمولی
همان....
چشمانش اما
در چشمانش زنی دیگر میزیست
یا شاید تبعید شده بود
و حتی مرده بود
آرام
آرام
آرام
❤1
26 Jul 2026, 20:18 UTC39 views2 reactionsread 11 August 2026 ۲۴. نشنیدن
نشنیدن
خانهایست تمیز
و زنی که جز سایهای از او باقی نمیماند
❤2
26 Jul 2026, 20:18 UTC38 views1 reactionsread 11 August 2026 ۲۳. بیحوصلگی
تبعید گلهای رنگارنگ پرده
به زیرِ روفرشیست
بیحوصلگی
❤1
26 Jul 2026, 20:18 UTC35 views1 reactionsread 11 August 2026 ۲۲. زن
زن بودن گناه من بود شاید
که در میان دستان گرمت منجمد بودم
و اشکهایم
با خوابهایت پایین میریخت
و خستگی
چنان در برت گرفته بود
که کافیست برای ندیدنم
از دستانت خواب بلند میشد
و از سر من بغض بیرون میریخت
و هوا
بوی زنی را میداد
که آشپزخانه را
گاز را
ظرفها را
غسل میداد با اشکهایش
برای غذایی که فردا خواهد پخت
و غذا
خورده میشد
از دستهایی که کش میآمد برای دوست داشته شدن
و بیحاصل روی پتو میافتاد
خر و پف …
❤1
26 Jul 2026, 20:18 UTC26 views1 reactionsread 11 August 2026 ۲۱. کپک
شنبهها را دوست دارم
صبحش را نه
عصرش را
عصرهای شنبه
برای گرد و غبار روی میز
از تو میگویم
چای ماندهای مینوشم
و با دهانی گس،
دوستت دارم را تمرین میکنم
پردهها را کنار میزنم و دستانم را در آفتاب فرو میبرم
چشمانم را جلوی خورشید میگذارم
همه را خشک میکنم
حتی تنم را
برای زمستان که میآیی
منِ خشکیده را آسیاب میکنم
در ظرف میریزم
و تو هیچوقت نمیآیی
من، کپک میزنم
چرا که اشکهایم رطوبت دارند
❤1
26 Jul 2026, 20:18 UTC23 views1 reactionsread 11 August 2026 ۲۰. دلتنگی سوخته
نیامدنت
به اندازهی تمام کتابهای نخوانده
و تمام واژههای ننوشتهام
غمگینم میکند
و فاصلهی میان آغوشهایمان
با هیچ امید آمدنی پر نمیشود
چشمانت هنوز منتظرند
چشمانم هنوز تو را در قاب میبینند
گوشهایت سکوت را پس میزنند
گوشهایم صدایت را از نزدیک میشنوند
لبهایت سخت به حرف میآیند
لبهایم به لبخندی دروغین کش میآید
دلهایمان، دل دل میزنند
و این تماس ویدئویی بوی دلتنگی سوختهای میدهد
که دود را ا…
❤1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @melikasher. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.