6 Aug 2026, 17:26 UTC≈2,650 views47 reactionsread 7 August 2026 پیریِ پیری!
✍ پیری با پدرم بده بستان داشت. مال قرضی به هم میدادند. اهل مِنا و مشورتِ هم بودند. آن سالها که من پیری را دیده بودم مردِ جوان و با جذبهای بود. آدم طرفهای مَمیل و گِریت بود. از پدر شنیده بودم که زنش مرده و یک پسرش گم شده. به پدر گفته بود کاش جلوی چشمم میمُرد! گفته بود مردن که مصیبت نیست، نعمت است. مصیبتِ گمی و سردرگمی از همه مرگها و مصیبت ها بالاتر است.
✍ پسرِ دیگر پیری زیر بار سنگین زندگی زانو زد. کم …
❤27👏15👌3😢2
3 Aug 2026, 18:11 UTC≈3,310 views35 reactionsread 7 August 2026 کِراس و کلاهِ یوسف
🔘 هیچگاه آن صحنه و سامان را فراموش نمیکنم. چهل و هفت سال پیش، روز اوّل مِهر. صف بسته بودیم برای رفتن سر کلاس. هر کدام به شکل و شیوهای. سر و سیمای یوسف اما خود حکایت علیحدهای داشت. یوسف ترکیبی بود تحسین برانگیز، خندهدار و رقتانگیز. موهای سرش را با نمره چهار زده بود. کت و شلوار لیِ نو و مرتبی با دگمههای فلزی روی ژاکت زرد وصلهداری که روی سینهاش چیزی به انگلیسی نوشته شده بود و بعدها فهمیدیم ع…
👏22👍7❤4🔥2
30 Jul 2026, 18:59 UTC921 views81 reactionsread 7 August 2026 زندگی، کوکو یا آبگوشت؟
✍ سی و پنج سال پیش پرستار بخش فوریتهای بیمارستان بودم. همکاری داشتیم که حالا نامش را نگویم بهتر است. آدم عجیب و غریبی بود؛ یک روز پرانگیزه و انرژی بود، و روز دیگر خسته و خموده. بعضی روزها یکتنه به همه بیماران رسیدگی میکرد و بعضی روزها از انجام کارهای خود هم عاجز بود. آمد و رفتش هم بگیر و نگیر داشت. گاهی دیر میآمد. گاهی اصلاً نمیآمد و تلفنی تقاضای مرخصی میکرد. بعضی روزها هم زودتر از وقت ق…
👏48❤18👍14😁1
27 Jul 2026, 17:14 UTC≈4,280 views36 reactionsread 7 August 2026 از بخت بد و اقبال لنگ.
🔘 البته ناگفته هم آشکار و عیان است و رنگ رخسار سِرّ درون را جارّ میزند که ما مردم این روزگار با بحرانها و بلاهای بسیار دست به گریبانیم. از بدبختیها و بداقبالیهای ما یکی همین مُزمِن شدن بحرانها و بلاهایمان است. مرض در تن ما اوج میگیرد. اثر میکند و رو به اُفول میشود اما هیچ وقت از بین نمیرود. جامعه ما دچار ماندگاری مرض شده است. به تاریخ و توالی اتفاقات صد سال گذشته که نگاه میکنم میبی…
👍20❤6👏6💔2🔥2
24 Jul 2026, 17:07 UTC≈4,150 views43 reactionsread 7 August 2026 ✍ از قدیمها این خلاصهکردنِ نامها و نشانهها در زبان و ادبیات ایرانیها وجود داشته است. شاید منطقی بوده و گذشتگان ما حق داشتهاند به جای آقا میرزا محمدتقی بگویند، «آمیز ممتقی!» یا وقتی خواستهاند از حرکات و سکنات آقا سید فتحالله تعریف کنند، بگویند، «آسِد فَتل» چنان کرد و چنین گفت!
✍ خلاصهسازیِ نامها و کوچک کردنِ نشانهها، تا وقتی که موجب وهنِ معنا و وهم مفهوم نشود و به خلط و خطا در مسیر انتقال پیام از گوینده ب…
👍20👏8❤7😁7👎1
22 Jul 2026, 15:58 UTC≈2,420 views54 reactionsread 7 August 2026 😳 زمانه، نسبت به چند دهه پیش، بسیار تغییر کرده است. دنیا نه تغییر، که کاملاً زیر و رو شده است. زن و مردهای امروزی با زن و مردهای چهل سال پیش زمین تا آسمان تفاوت کردهاند. آن سالها، زنها با مردها تفاوت چشمگیری نداشتند. وقتی خیربانو و خِشِلو با هم مینشستند و چای عصرانهشان را از لبهٔ نعلبکی سر میکشیدند، بهسختی میشد تشخیص داد کدامشان مرد است و کدامشان زن؛ هر دو خشک و خشن و خسته. ترکهای پاشنهٔ پای خیربانو مانند زم…
❤25👏16😁10👍1😢1😭1
19 Jul 2026, 17:16 UTC≈3,730 views48 reactionsread 7 August 2026 🔘 از همه جنایتها، جنایتتر کدام است؟ آیا جنایت کم و زیاد دارد؟ جنایتِ کوچک و جنایتِ بزرگ میشود؟ اگر باورمند به شدت و ضعف جنایت، یا بزرگ و کوچک بودن آن باشیم، بزرگترین جنایت کدام است؟ فساد است؟ فتنهگری است؟ آیا جنایتِ آدمربایی از جنایتِ قتلِ انسانها کوچکتر است؟ چرا روزنامهها مینویسند «قتلعام»؟ مگر قتلِ خاص هم داریم؟ میان این همه جنحه و جنایت، کدامیک کریهتر و کثیفتر است؟
🔘 به نظر من، بزرگترین جنایت، قتل و…
❤25👏14👍9
19 Jul 2026, 10:07 UTC≈3,630 views36 reactionsread 7 August 2026 ✍ ترس، دشمن مهیبی است. دستهایی دارد به درازی دنیا. مشتهایش به سنگینی سرب است. توبرهاش ته و تمامی ندارد. همهچیز را میبلعد. مکینه مدام. مثل مار، چنبره میزند بر روح. مثل بهمنِ برف، راهها را میبندد. مانند زالو، خونها را میمکد.آدم را به یک مومیایی متحرک تبدیل میکند.
✍ بچگیهای ما پر از ترس و تاریکی بود. خانه ما نزدیک درّه عمیقی به نام «کُنارکُو» بود. این نام را از سه درخت کُناری که در شیب درّه ریشه داشتند گر…
👏17❤14👍4🔥1
13 Jul 2026, 17:40 UTC≈4,190 views60 reactionsread 7 August 2026 صداهــــــــــــــــــــــا و سکــــــــــــــــوتها
🔘 سالها پیش که هنوز جان و جهشی در من بود و جسم و جثهام یاری میکرد و زنبیل زندگی هنوز از ذوق و زیبایی خالی نشده بود رفته بودم دنبال موسیقی. در کلاسهای آموزش یکی از اساتید سنتور نامنویسی کرده بودم. یادگیری موسیقی دقیقن مثل یادگیری خواندن و نوشتن است. اوّل از هر چیز باید الفبا را یاد بگیری. وقتی که الفبا و علایم را یاد گرفتی نوبت به ساختن کلمه و جمله از آن ال…
❤29👏24👍7
9 Jul 2026, 17:03 UTC≈5,130 views50 reactionsread 7 August 2026 🔘 بِرابَلی مثل همه مردمان کوه و کمر و دشت و گَشت اهل چای و چپق بود. گیراندن چپقش هزار حُکم و حکایت و ترتیب و تَتَبا داشت. تیار کردن چایش همان اندازه تعارف و تکلیف. چای نزد بِرابَلی شأن و شخصیت داشت. صاحب احساس و عاطفه. معتقد بود چای اگر بی احترامی ببیند قهر میکند و دیر دَم میکشد! میگفت اگر ناگهانی آب جوش روی چای بریزی، چای زَهره تَرَک میشود. به قول خودش «ئُورَه مَه رُوئالکی»۱ برابلی درِ قوری را برای ریختن آب جوش ب…
❤24👏15👍8👌2💯1
5 Jul 2026, 17:35 UTC≈3,980 views56 reactionsread 7 August 2026 🔘 بازویی اگر نباشد که امر و اراده مغز را اجرا کند مغز غیر از اندام عربدهجوی بی اثری چه خواهد بود؟ دست اگر از فرمانِ مغز اطاعت نکند، مغز چه توانی بر اجرای اندیشههای تباه دارد؟
🔘 این ظالمان نیستند که ظلم میکنند؛ پادوها ظلم را از ذهن ظالم به درون زندگی مردم میکشانند. دستهای ستمگر، ستم را اینجا و آنجا میبرند. پادوهای ظالم پا و پایه ستمگری هستند. اختاپوس را تصور کن؛ اگر بازوهایش را بگیرند، چیزی از توانش نمیماند. …
❤24👏21👍10💯1
4 Jul 2026, 17:45 UTC≈3,890 views41 reactionsread 7 August 2026 گرز و گزاف!
✅ آتش را دیگران گیرانده بودند.ایشا هم از سر جهل و جَرّ در آن دمیده و آتش زیر خاکستر را شعلهور کرده بود. شده بود آنچه نباید میشد. تیر از کمان جهیده و پرنده از قفس پریده. آب ریخته و ایل گریخته. بلا بار انداخته و بلوا بر بلندا نشسته. طرفها زده و بُرده و بریده و ریخته بودند. آدمها و مالها و افسارها و آبها را. فتحی کرده بودند بی فضاحت. گفتهاند زد و خورد، یعنی اگر دو تا زدند یکی هم بخورند. فتح و فیروزی …
👏32❤8🥰1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @khapuorah. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.