9 Aug 2026, 17:59 UTC4 views2 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraAramesh
"همهمه"
چیزی در سرم
دیوارها را
پس میزد؛
صداها
از رگهایم
بالا میآمدند.
لبهایم
زیر بارِ واژهها
جا ماندند،
حرفها
پشتِ دندانهایم
خاموش شدند.
خیابانِ سرم
پر از رفتوآمدِ صدا بود؛
تا ناگهان
همهچیز ایستاد،
و سکوت
صدای خودش را
شنید.
طیبه ایرانیان
https://t.me/SahraAramesh
❤1👏1
9 Aug 2026, 08:40 UTC4 views2 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraAramesh
"آنسویِ چرخش"
گاهی
تا جنون
فقط یک پیچ مانده است.
ذهن
دیوارهایش را
به خودش میکوبد؛
ذرهذره
از سقفِ تحمل
فرو میریزد.
خشم،
بیصدا
در گلو میماسد.
شهر
دورِ خودش میچرخد؛
آدمها
میآیند و میروند،
لبخند میزنند،
بیخبر از اینکه
درونِ یک نفر
چراغها
وارونه روشناند.
آنوقت
با خودت حرف میزنی،
میخندی،
و میفهمی
مرزِ جنون
گاهی
همین نزدیکیست؛
جهان
هنوز عادی میچرخد،
اما تو
دیگر
در مدارِ خودت نیستی.
طیبه ایران…
🔥1🙏1
7 Aug 2026, 09:10 UTC4 views3 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraAramesh
"نزدیکتر از نام"
مگر میشود
تو را
فراموش کرد؟
خانه
هنوز
ارتعاشِ قدمی را دارد
که به در نرسید.
هوا
چیزی را حمل میکند؛
حضوری بیچهره
که دیوارها
آن را میشناسند.
من
میانِ شتابِ روزها
آرامتر شدهام؛
درونِ خود
راهی ساختهام
به سوی جایی
که کسی جز من
نمیداند.
شهر
با هزار صدا
عبور میکند؛
و هر پنجرهی روشن
قصهای پنهان دارد.
چشم میبندم...
تو میآیی؛
نه از دور،
نه از راه،
از همان نقطهای
که نفسِ من
با نام تو
هم…
❤3
4 Aug 2026, 18:11 UTC6 views1 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraArameshPhoto
از استخوانهایم، صبح
شمعها
آنقدر سوختهاند
که تاریکی
بویِ موم گرفته است.
اشک،
لبِ ساعت
جا مانده؛
تیکتاک
در گلوی شب
نفس میکشد.
روزگار،
از جیبهای پارهاش
چند لحظهٔ خاموش
میریزد.
تن،
آخرین پناهِ زمان است؛
سکوت
در رگهایش
ریشه دوانده.
چه وقت...
از استخوانهایم
صبح
قد میکشد؟
#صحرا_آرامش_ایرانیان
https://t.me/SahraAramesh
👏1
31 Jul 2026, 11:45 UTC12 viewsread 10 August 2026 هیچکس به اندازهی ذهن مضطرب ما بلد نیست آیندهای بسازه که هنوز اتفاق نیفتاده و بعد مجبورمون کنه برای نجات پیدا کردن ازش بجنگیم، مستاصل بشیم و جا بزنیم..
https://t.me/ZehnePenhan
30 Jul 2026, 10:16 UTC9 views2 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraAramesh
اتاقِ شماره...
شب،
بر شانههای مادری
پایان نداشت.
خواهر،
دستهای کوچکش را
گره زده بود؛
مبادا
از جهان
چیزی
بیفتد.
کنارِ تخت،
پاها
در سکوت
ریشه دوانده بودند.
دستها،
به آخرین
ذکر
آویخته بودند.
پسری،
میانِ بویِ دارو
و ضرباهنگِ دستگاهها،
هنوز
به فردا
نفس میداد.
امید،
نه میدرخشید،
نه فریاد میزد؛
فقط
نفس میکشید.
و جهان،
در دستهای مادری،
اندازه میشد
که کنارِ تختِ فرزندش،
هنوز
برای فردا
جا داشت.
طیبه ایرانیان
…
👏1🙏1
29 Jul 2026, 06:42 UTC12 viewsread 10 August 2026 Photo
میدونستید اگه عدد روی برچسب میوه های وارداتی با ۳ یا ۴ شروع بشه یعنی از مواد شیمیایی استفاده شده، اگه با ۹ شروع بشه یعنی کاملا ارگانیکه و شروع با عدد ۸ یعنی دستکاری ژنتیکی صورت گرفته !
https://t.me/ZehnePenhan
26 Jul 2026, 16:29 UTC15 views1 reactionsread 10 August 2026 تحقیق جدید نشان می دهد که نگرانی مداوم درباره اجارهخانه، قبض و هزینههای زندگی میتواند ساختار فیزیکی مغز را تغییر دهد و آن را زودتر از موعد، پیر کند
این مطالعه گسترده و چنددههای نشان میدهد که استرس و مشکلات مالی مداوم در دوران جوانی و میانسالی میتواند به روند پیری مغز سرعت ببخشد و خطر ابتلا به زوال عقل و آلزایمر را افزایش دهد.
https://t.me/ZehnePenhan
👍1
26 Jul 2026, 16:16 UTC15 views2 reactionsread 10 August 2026 پارادوکسِ نظم و آشوب
انیشتین یه جایی گفته بود: "در دلِ هر دشواری، نهفتهای از فرصت وجود دارد." اما حقیقتِ ماجرا این است که ما معمولاً در دشواریها، فقط به دنبال بازگشت به "نظمِ قبلی" هستیم.
در روابط انسانی هم همین است؛ گاهی یک دعوای بزرگ، یک سکوتِ طولانی یا یک دوریِ ناگهانی، نه پایانِ ماجرا، که نقطه شروعِ یک تعادلِ تازه است. از آشفتگی نترسید؛ ستارهها در دلِ انفجارهای عظیم متولد میشوند. زندگیِ بدونِ تنش، زندگی نی…
❤1👏1
26 Jul 2026, 16:15 UTC14 views2 reactionsread 10 August 2026 به قول محمود درویش:
همین تو را بس که من دیگر تو را
آنطور که می دیدم نمی بینم...
https://t.me/ZehnePenhan
❤1👍1
26 Jul 2026, 16:13 UTC11 views2 reactionsread 10 August 2026 کمک کردن را متوقف کردم
دعوت کردن را متوقف کردم
زنگ زدن را متوقف کردم
و فهمیدم...
من دوست واقعی بودم
نه آنها
https://t.me/ZehnePenhan
❤1👍1
16 Feb 2026, 04:28 UTC21 views1 reactionsread 10 August 2026 Forwarded from @SahraAramesh
مترسک، وقتی باد نیست
گفتی مترسک
بالای سرِ من
نباش.
و من
با حرف هایی
که
راهِ خروج
را
گم کردهاند
ایستادم؛
جایی
که صدا
به خودش
بر میخورد.
من
شبیهِ هیچچیز نبودم؛
نه زنده،
نه قابل جابهجایی.
اگر
چیزی
از من
عبور کند
حرکت
اتفاق
میافتد؛
وگرنه
میمانم—
نه برای زندگی،
برای
ایستادن
طیبه ایرانیان
https://t.me/SahraAramesh
🔥1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ZehnePenhan. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.