قلمی آبستن و فرزندی که پس از سالی سیاه مرده در میانهی رزمگاه زاده شد. اینک این کاتب پیکر گران جگرگوشهی خویش نهاده بر دوش، پا نهد بر خط سیاهه، در صراطی نامستقیم میرود سوی قاف، از قعر گام بالا میکشد تا به قله، تا مگر برسد به بارگه سیمرغ و تحفهی ناچیز کلام را در محراب پادشه قاف نهد؛ تا چون خدای قلم بر این قربانی نظر کند و این پیشکش به کام او خوش آید، شاید فرزند مرده بار دیگر زنده گردد. که زنهار: قلمی که ایزد الهام …

Channel
سیاههی شبانگاه
@This_Nightfall
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
83subscribers
+0 since we began measuring on 8 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001837251903 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @This_Nightfall |
| Created | Between 1 October 2022 and 30 September 2023 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 9 August 2026 |
| Last confirmed live | 18 September 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 3 times, most recently 18 September 2026 |
| On Telegram | t.me/This_Nightfall |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 31 Aug 2026, 22:07 | 83 | +1 |
| 24 Aug 2026, 12:17 | 82 | -1 |
| 9 Aug 2026, 17:46 | 83 | no change |
| 8 Aug 2026, 06:36 | 83 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 1 April 2024 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 23 July 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
تو ماندهای و گورستانی که خالیاست، که دیشب مردگانش برخاسته و پی شبتابها دویدهاند. جنازهای مانده و تویی که دیروز در آغوشش میرقصیدهای، که امروز خیال خندهها خاطرت را خراشیدهاند. تو ماندهای و جنازهای که غسل میت میخواهد، که از کاسهی چشمِ سلسبیل مشتمشت آب زلال برمیدارد. تو ماندهای و نمازی که به فُرادا اقامه میشود، که مقتدای این صفوف از ارواح مقرب بودهاست. تو ماندهای و او و گورکنی که توبه کردهاست، که این…
تو ختم هر کلامی که هر جملهای در نهایت به «تو» میرسد و این تویی تنیده در تاروپود کلامی که هیچش توقف نیست و هیچش هدف نیست جز رسیدن به سرحدات سخن و آخر تو از ازل در آن خطه آرمیدهای زیر خروارها حسرت سرد که سنگ گور تو تجلی ابدی «کلمه» است. تو کلمهای.
و در واپسین تیکتاک آدمهای دورانت، منم در دادگاه پایانت آخرین گواه رنجهایت، منم او که در تدفین رؤیایت راوی خندان داستانت. هلال تیز زهرخندی تراشیده بر چهرهی جلاد مرموزت، او که مست اشکها و سرمست افسوسها شده تجلی حسرتهایت. منم ساکن کوشک کاشکیها و مالک اما و اگرهایت. منم شوکران در جام و اختناقی میان خندههایت، و تو زجر میکشی و میمیری در هر روزِ سالهایت. تو در سکر مرگ هر لحظهات و در کوران سوختنها و ساختنها، …
منم دژخیم خاموشت، او که پشت قاب چشمانت در پساپردهی پلکانت شده شاهد احوالت. منم سنگی بر شیشه و در برج ویرانت گرانِ آوار آسمانهایت، او که سوار هزارها کشتیهاست و غرقهی مردابهاست ناوگانت. منم آخرین شاهد بر سیل دردها و استخوانی لای زخمهایت، منم او که در غوغای غمها و هیاهوی اندوهت تماشاچی خاموش روزهایت. منم در ورطهی تکرارها همدم تنهاییها و در پنهانیها همراهت. منم او که در قلبش پر کاهی عاشق و غرق در دریای بغضها…
بر گلویی که سجدهگاه بوسههاست خنجر بغض نشسته است، و در سینهای که زادگاه سورههاست دیو حسرت خسبیده است. تویی و چپاول زمان، در اقلیم تن و خزان آن، بر گیسویی که اردوگاه نوزاشهاست خاکستر خورشید باریده است. تو هستی و کلاغیها، و این من و ویرانیها، اینک در این کلام تکراری، با تکرار روزیروزگاریها، در نگاهی که مسجد نور بوده است سیاهی شبانگاه خلیفه است.
تو هبوط میکنی؛ از خاطرهای ملموس به یادوارهای انتزاعی نزول میکنی. در ورای حادثهها و حافظهها، تویی که در صحرای عدم میچرخی و در غبارِ وجود میرقصی. تو زیر آفتاب بیامان رنگ میبازی، میبازی و میبازی و میبازی، و پژواک-واک-واکِ واکهای بیمعنی میشوی. سیطرهی نسیان میشوی و سایه میشوی؛ شنهای روان میسابندت تا که از تو هیچ نماندت جز نازکهای از کالبد روزگارانِ گذشتههایت، تا که زخم و خط و خش مانده بر تو زدوده بش…
به دریا طوفانام؛ من به دریا کشتی، سرگردانام. اسیرم در امواج و در چنگال ملک قاهر بحر، گرفتارم. کرانهی خشکیها دور، پناه ساحلیها دور، امیدِ پایانِ طوفان را نیست. بندرِ فرداها بعید است و سعید است نیستی. این ناو محتوم است، ناوخدا مرحوم است. حلقوم گرداب پیدا است و این محکوم را راه مختوم است. اژدرماران گرداگرد لاشهی طعمهی خویش چرخاناند و کرکساناند که بر نوک دکلها غنودهاند.
لبریزم از احساساتی آشفته و طوفانی که نمنمک دارد شکل میگیرد. لبریزم از خشم و لبریزم از شور و لبریزم از آرامشی متناقض با این طوفان. و در این دنیای آشوبناکم من در خودم نشستهام در گوشهای، تکیه به درخت تناوری که همان یاد توست، و من دارم همزمان در دریایی غوطه میخورم که عطر آبشار گیسوی توست، و من دارم در دشت سرسبزی میدوم که حس نوازش دستان توست. و منم که از خشم و خروش لبریزم و نمیدانم به کجا بگریزم.
خشمگینی؛ راه نمیروی، زمین را میکوبی. خشمگینی؛ نفس نمیکشی، آسمانها را میبلعی. خشمگینی و نمینگاری بلکه تن کاغذ را میخراشی، و نمینویسی بلکه نفرین درمیافکنی. هر واژهات یک زخمهات که برگهات مغضوب تو و حربهات این قلمت، زخم پشت زخم آمده روی زخم، تا که جمیع این جراحات میشود نوایی شررنشان، تبوتابت دیوی همآوردجو که آمده تنورهکشان، جوشوخروشت ماری دژآلود خزیده بر پیشگاه چشمانشان. که در ازل شیطان بفرمودمان «چو خش…
نگارا، تو سرچشمهی الهام کلاما، چه گمگشته است این زبان و سرگشته است در این دیار، که در یک هزار راه و یک هزار بیراهه پی منزلگاه تو میگردد و باز نمیرسد و باز پاخسته و زخمخورده میدود به هر سرا، میکوبد بر هر دری و باز پاسخ نمیگیرد و نمیشود دری باز، که این است نفرین عهدشکستهای که سر چرخاند و به پشت خود نگریست: او به نگار مقصود نمیرسد.
افعی خشم و تشویش توی سینهات به خودش میپیچد. میکوشی با تیغ کلام تکهتکهاش کنی، با قلم برایش هزار قبر حفر کنی و رویش مشتمشت کلمه بپاشی تا شاید بشود از شرش خلاص شد. تکههای این افعیِ بیتابیها اما هربار از زیر خروارها خاک و حجم جوهر میآید بیرون و میچسبد به هم و با نیشِ باز میخندد انگار، نیش تیز به رخ میکشد و میدانی که باز روز از نو، و این چرخهی بیتابیها از نو.
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @This_Nightfall. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republished by
Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 31 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“سیاههی شبانگاه” (@This_Nightfall), 83 subscribers as measured 31 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/This_Nightfall.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.