21 Aug 2026, 10:12 UTC27 views5 reactionsread 22 August 2026 _ادامه نامه چهاردهم
خیلی از امیدهایمان رنگ دیگری گرفتند.
خیلی از آن آرزوها به آن سادگی که فکر میکردیم محقق نشدند.
اما وقتی به آن روزها نگاه میکنم ، از جوانیمان خجالت نمیکشم.
از امید داشتنمان هم نه.
چون تو به من یاد دادی که حتی اگر ندانی نتیجه چه خواهد شد ، باز هم میتوانی ایستادن در سمت درست را انتخاب کنی.
و شاید همین مهمترین میراث آن سالهاست.
اینکه آدم بداند:
قرار نیست همیشه پیروز باشیم ؛
اما میتوانیم کنار…
❤5
21 Aug 2026, 10:10 UTC27 views4 reactionsread 22 August 2026 ۴۸ نامه برای رضا
نامهٔ چهاردهم
" قاصدک ها هنوز درد دارند.."
رضا جان
فکر میکنم بعضی شعرها را آدم در خلوت خودش میخواند؛
بعضی شعرها را برای دوستانش زمزمه میکند؛
و بعضی شعرها را باید در میان جمع خواند.
درست مثل همان روز..
سالهای ۷۹ و ۸۰ بود.
دولت اصلاحات بر سر کار بود و جامعه ، با همهٔ زخمها و نگرانیهایش ، هنوز روزنهای از امید داشت. ما معلم بودیم ؛ تو در تهران و من در کرج. کلاسهای درسمان را داشتیم ، کتابهای…
❤4
18 Aug 2026, 04:19 UTC48 views1 reactionsread 22 August 2026 چاپ لغتنامه دهخدا از راه فروش پهن اسب!
«...وقتی میخواستند لغتنامه دهخدا را به چاپ برسانند متحیر بودند که بودجه را از کجا تامین کنند، طرحها و پیشنهادها مخارج کلی داشت و هیچ وزارتخانهای قبول نمی کرد، مرحوم سرلشکر ریاضی (وزیر فرهنگ وقت) پیشنهاد عجیبی کرد، او گفت: «پیشنهاد من این است که فضولات و پهنهای زیر اسبهای دانشکده افسری را بفروشند و از بهای آن لغت نامهی دهخدا را چاپ کنند!» و همین کار را هم کردند، جلد اول آ…
❤1
18 Aug 2026, 04:05 UTC40 views2 reactionsread 22 August 2026 سِرّ برجای ماندن ایران چیست؟
[یک نقطهٔ مرموز در کلّ تاریخ ایران]
◾️ایران، از سه هزار سال پیش بدینسو هیچ زمان نبوده است که در صحنهٔ تاریخ جهان حاضر نباشد. یک ملّت چقدر میتواند پست و بلند و افت و خیز و رنج و آزمون داشته باشد، و باز بماند؟
از نفَس بیفتد، ولی از پا نیفتد؟ چون به حکم جغرافیا در قلب حوادث جهان بوده، از چهار سو فشار بر او وارد میشده، با اینحال، از میدان به در نمیرفته.
از کاخ آپادانا تا خانهٔ گِلی حا…
❤2
16 Aug 2026, 14:01 UTC54 views5 reactionsread 22 August 2026 ۴۸ نامه برای رضا
نامهٔ سیزدهم
"وقتی شعر از کتاب بیرون آمد"
رضا جان
فکر میکنم بعضی تغییرها ، یک روز و یک ساعت مشخص ندارند.
آدم بعدها که به گذشته نگاه میکند ، میبیند اتفاقی که تصور میکرد ناگهانی بوده ، سالها پیش در وجودش آغاز شده است.
شاید برای ما هم همینطور بود.
ما از همان روزهای دانشجویی ، از همان شبهای شعر و بحثهای طولانی ، کمکم فهمیده بودیم که ادبیات نمیتواند فقط در کتاب بماند.
وقتی شاملو میخواندیم ،…
❤5
11 Aug 2026, 19:43 UTC94 views3 reactionsread 22 August 2026 Photo
این جمله از جنایات و مکافاتِ داستایِوسکی دقیقا همون حسی رو میگه که این روزها دارم:
«هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم...»
https://t.me/Avaye_Negaresh
❤3
10 Aug 2026, 19:12 UTC123 views3 reactionsread 22 August 2026 ۴۸ نامه برای رضا
نامهٔ دوازدهم
"شازده کوچولو را برایشان بخوان.."
رضا جان،
گاهی فکر میکنم بعضی کتابها، پیش از آنکه وارد قفسهٔ کتابخانه شوند، وارد زندگی آدم میشوند.
برای تو، «شازده کوچولو» یکی از همان کتابها بود.
هر وقت حرف از بچهها و ادبیات کودک میشد، خیلی زود سر و کلهٔ این کتاب هم پیدا میشد.
یادم هست وقتی از برگزاری کارگاههای ادبی کودک برایت مطلع می شدی ، با همان جدیتی که همیشه در بحثهای ادبی داشتی ، تلف…
❤3
8 Aug 2026, 20:31 UTC973 views11 reactionsread 22 August 2026 Photo
چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی میکشد و رودههای بچههایش از نخوردن به پیچ و تاب در میآید؟ دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند، زیرا او بدترین ترسها را دیده است.
📕 خوشههای_خشم
✍ جان_اشتاین_بک
https://t.me/Avaye_Negaresh
❤7💔4
8 Aug 2026, 20:30 UTC861 viewsread 22 August 2026 در جلوهگاهِ جانان، جان را به شوق دادم
در روزِ تیرباران، مردانه ایستادم
جان با هزار شادی، در راهِ او سپردم
سر با هزار منّت، در پایِ او نهادم
جز راستی نبینی، در طبعِ بینفاقم
جز ایمنی نیابی، در نفسِ بیفسادم
نامِ تو برده میشد، تا نامه مینوشتم
رویِ تو دیده میشد، تا دیده میگشادم
در وادیِ محبّت، دانی چه کار کردم؟
اوّل به سر دویدم، آخر زِ پا فِتادم
مجلس بهشت گردد، از غایتِ لطافت
هر گه زِ در درآید، حورِ پرینژادم
…
8 Aug 2026, 19:33 UTC371 views4 reactionsread 22 August 2026 ۴۸ نامه برای رضا
نامهٔ یازدهم
"اولین زنگ.."
رضا جان،
بالاخره رسیدیم به آن روزهایی که دیگر فقط دربارهٔ معلم شدن حرف نمیزدیم ؛
باید میرفتیم پشت همان میزی که سالها روبهرویش نشسته بودیم.
سالهایی که ما شاگرد بودیم و استادانمان از آن سوی میز دربارهٔ شعر و داستان و زبان و زندگی حرف میزدند ؛ حالا قرار بود چندین جفت چشم ، روبهروی ما بنشینند و منتظر باشند تا ببینند ما برای گفتن چه داریم.
چه شگفت و زیباست ؛ دقایق به…
❤4
6 Aug 2026, 20:52 UTC260 views2 reactionsread 22 August 2026 Photo
هیچ روزی تکرار نمیشود
هیچ شبی ، دقیقا مثل شب پیش نیست
هیچ بوسهای ، مثل بوسهی قبل نیست
و نگاه قبلی مثل نگاه بعدی
روزها همه زودگذرند
چرا ترس
اینهمه اندوه بیدلیل برای چیست ؟
هیچ چیزی همیشگی نیست
فردا که بیاید
امروز فراموش شده است
ویسلاوا_شیمبورسکا
___
پی نوشت : شیمبورسکا نویسنده ، شاعر و منتقد معروف اهل لهستان است که بخاطر اشعارش در سال 1996 برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد. جالب است که بدانید شیمبورسکا در طول زندگیش …
❤2
6 Aug 2026, 05:58 UTC102 views4 reactionsread 22 August 2026 Photo
ظلم ماری است هر که پروردش
اژدهایی شد و فرو بردش...
مکتبی_شیرازی
https://t.me/Avaye_Negaresh
👏4
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Avaye_Negaresh. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.