پیروزی و شهادت را همهٔ ما دوست داریم. ما با اسارت بزرگ شدیم و آن را خلوتکدهایی برای خود دانستیم. شاکر الله بودیم که در آن مکان ما را از ثواب بینصیب نکرد و ایمان و اعتقاد ما را حفاظت کرد. در این مدت تعدادی از خواهران حافظ قرآن شده بودند. ماه رمضان آمده بود. بسیاری از زندانیها امید به آزادی داشتند؛ زیرا در اواخر ماه دستور آزادی برخی صادر میشد. شب قدر آمد و آنها آزاد شدند. از درگاه پروردگار مأیوس نشدیم. به قدرت …

Channel
⚔القدس لنا⚔
@Al_Aqsa15
On this record: Topic · Growth · Engagement · Reactions · Posts · Cite this entry
39subscribers
-2 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001264394989 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @Al_Aqsa15 |
| Created | Between 1 March 2018 and 31 August 2021 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 10 August 2026 |
| Last confirmed live | 6 October 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 5 times, most recently 6 October 2026 |
| On Telegram | t.me/Al_Aqsa15 |
Topic
Politics & activism — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 30 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 63% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 27 Aug 2026, 12:34 | 39 | -1 |
| 20 Aug 2026, 15:01 | 40 | -1 |
| 10 Aug 2026, 18:01 | 41 | no change |
| 7 Aug 2026, 05:17 | 41 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 5 December 2024 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 5 December 2024. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Reaction mix
10 reactions across 4 posts, in 3 distinct kinds. The most used accounts for 60.0% of them.
| Reaction | Count | Share | Share, drawn |
|---|---|---|---|
| 😢 | 6 | 60.0% | |
| 👍 | 3 | 30.0% | |
| ❤ | 1 | 10.0% |
No sentiment is inferred, and none should be read in. This table is ordered by count and by nothing else. Emoji do not carry stable meaning across languages or communities — 🙏 is thanks in one channel and mourning in another — so we publish which ones were pressed and how often, and pass no judgement on what an audience meant by them.
Precision. Telegram publishes reaction counts per emoji and short-forms each one — 4.34K, 1.2M — so any single kind at or above 1,000 reaches us at three significant figures, and only counts below 1,000 are exact. The shares above are ratios of those figures and carry the same error. This is also why the total here can differ slightly from a reaction total printed elsewhere on the page: both are sums of the same rounded parts, taken over samples with different edges.
Coverage. Reactions were read on 4 of the 20 sampled posts in this sample. Summed by Telegram’s own count on each post — not by adding up the per-emoji breakdown above — those same posts carry 10 reactions in total: the kind of figure the paragraph above means by “a reaction total printed elsewhere on the page”.
Measured over the 20 most recent posts we hold, published 5 December 2024 to 5 December 2024, using the newest reading held for each. Telegram Stars are excluded: they are a payment, not a reaction, and they have their own section.
Recent posts
📜🪶 #خاطرات_خونین 🥀 قسمت_سیزدهم اسما یک روز به عید مانده بود. بعد از سالها آزگاری چون کبوتری از قفس رها میشدیم. تصور دنیای بیرون زیباترین خیال برای فرزندم بود که با آن بیگانه بود. سربازها همهٔ مجاهدین را سوار ماشینها کردند. حرکت کردیم. بعد از ساعتها به مرز رسیدیم. با دیدن ماشینهای دولتی که زودتر از ما در آنجا مستقر بودند، حدس زدم که خبری شده؛ زیرا پرچم سوریه روی یکی از ماشینها نصب بود. کنار در نشسته بودم. گ…
❤1👍1
لبخندی زد و گفت: «امشب که سرمو گذاشته بودم، همسرمو خواب دیدم. بهم مژده داد؛ گفت به زودی مهمونشم. خوابم داره تعبیر میشه!» با حیرت نگاهش میکردم. ادامه داد: «این چند سال که همسرم شهید شده، یه شب هم نبوده خوابشو ندیده باشم. ولی خواب امشب خیلی فرق داشت. الآن خیلی خوشحالم؛ دیگه آخرای فراقه.» *** اسما با بلند شدن صدای شلیکها، ماشینها توقف کردند. تیر به سینهی راننده خورد و سرش واژگون شد. جندا…
همسرم، قلبم برای مظلومیت این سرزمین و مردمانش میسوزد. کاش زودتر به آزادی برسند و با خوشی و راحتی زندگی کنند. کاش ما هم طعم آرزوی خود را بچشیم و به وصال هم برسیم. کاش..." انشاءالله ادامه دارد...
📜🪶 #خاطرات_خونین 🥀 قسمت_آخر محمد بعد از دو سال از عراق به شام بار سفر بستم. حالا دیگر از شاگردی به استادی رسیده بودم؛ استاد فنون جنگی. وقتی رسیدم نزد برادران مهاجر رفتم. بیکار ننشستم؛ آموزش فرزندان آنها را آغاز کردم. از آمدنم به اینجا مدتی میگذشت. الحمدلله بچهها پیشرفت کرده بودند. روزی یکی از برادرها سه پسربچه کوچک را نزدم آورد. خواست آنها را آموزش دهم. پذیرفتم. دستی بر سر هر سه کشیدم؛ از آنها خوشم آمد. _ «ش…
چشمهای بیرمقش را به سمتم کشید. با صدای منقطع گفت: «گوزلجان... مراقب... جندالله باشی... اونو... مثل یه شیر... برای امت... تربیت... کنی... باید از بچگی... تمامِ احکام و... شریعت رو یاد... بگیره... گوزل بهش... بهش فنون جنگیو...آموزش بدین... اول به الله... بعدش به شما... میسپارمش...» نفسش قطع شد. صدایش زدم. دستمال را برداشتم و روی زخمش فشردم تا مانع خونریزی شود. طاقت نیاورد. کلمهٔ شهادت را خواند و جان را به جانان س…
آن را خواندم. وقتی به آخرین ورق رسیدم، قطره اشکی از چشمهایم روی برگهٔ گلگونشده فرو چکید. "اسما بهت قول میدم تا وقتی زندهام در راه الله باشم. همهٔ خواستههاتو عملی میکنم. انتقام تمام شهدا رو میگیرم. مجاهدهام، از این راه، یک قدم هم عقب نمیرم و فرزندمون رو مثل فاتحان تربیت میکنم. این وعده من اول به الله و بعد به توئه." گاهی میشود بهشت را در زندگی یافت؛ کنار شُرشُر آب و جریان رودخانه، نغمه و آواز گنجشکان و …
😢6
📜🪶 #خاطرات_خونین 🥀 قسمت_ششم محمد گفت: «اعصاب مامانم داغونه. حرفی زد ناراحت نشو، فقط سعی کن عادت کنی.» _ «چشم.» لختی بعد پرسیدم: «پدرتون کجاست؟» _ «چند سالی میشه فوت کرده. یه برادر دارم که الآن اینجا نیست و سه خواهر، که دو تاشون، یعنی فریده و فصیحه ازدواج کردن. فریحه رو هم دیدی.» فریحه از پشت در محمد را برای شام صدا زد. او بلند شد و گفت: «بیا بریم تا شام سرد نشده. میدونم که خیلی گرسنهای.» _ «شما برو؛ نمیخوام با…
دوستِ محمد آمده بود. اسلحه و موتور را تحویلش داد و رفت. سوار شدیم و به بیرون شهر رفتیم. به دشتی بسیار وسیع و سرسبز رسیدیم. انگشت بر دهان سبحانالله میگفتم؛ زیبایی روستای ما در مقابل آن دشت هیچ بود. _ «اینجا خیلی قشنگه!» _ «اسما با این صدایی که داری فکر کنم قرآن رو خیلی قشنگ تلاوت کنی. برام یه آیه بخون.» چشمی گفتم و آیهٔ «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» را خواندم. سر کیف آمدیم و پرح…
📜🪶 #خاطرات_خونین 🥀 قسمت_هفتم مغرب از راه رسید و راه طولانی ما هنوز ادامه داشت. مجاهد از من خواست تا شعری بخوانم. شروع به خواندن این ابیات اُزبکی کردم: آغر سنولردن اوتکنده بو ایمان مونی اجری فقط جنته بیگمان شهادت یولده صبر قلیش کیرگکن توحید یولم دیگن مشقت غمی یگن سختترین امتحان برای ما امتحان ایمان است؛ زیرا پاداش آن داخل شدن به بهشت است. در مسیر شهادت صبر پیشه کن و وارد شو. کسیکه راهاش توحید است، سختیهای دی…
محمد به سمت دروازه میرفت که ناگهان مادر تاب نیاورد و شروع به گریه کرد. محمد به سمت او برگشت. مادر با بغض گلوگیر گفت: «پسرم همش تو سنگری کاش نمیرفتی!» او جلو آمد و سرش را بوسید. با لحن پرسوزی گفت: «مامانجان! ما چراغ دل یتیمها و مشعلِ خانهی بیوههاییم. برای انتقام از دشمن خونخوار و بهخاطر سربلندی دین و امنیت امت باید برم. من و امثال من باید قوّت قلب مظلومین باشیم تا چشم مردممون خیسِ اشک و خون نشه. باید آرامش…
👍1
📜🪶 خاطرات خونین🥀 قسمت_هشتم محمد در آن حمله هوایی بیشتر مجاهدین به شهادت رسیدند. قسمت فوقانی مکانی که قرار داشتیم، با برخورد بمب فروریخت و گردوغبارش به هوا بلند شد. با برخورد ترکشها، بدنم بیحس شد. نقشِ زمین شدم و از هوش رفتم. وقتی چشم باز کردم هوا تاریک شده بود و خبری از جنگنده هوایی نبود. سنگر با نور مهتاب منوّر و با خون شهدا معطّر شده بود. تا خواستم بلند شوم سوزش زخمها بیتابم کرد! یارای برخواستنم نبود. با چشم…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @Al_Aqsa15. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 27 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“⚔القدس لنا⚔” (@Al_Aqsa15), 39 subscribers as measured 27 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/Al_Aqsa15.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.