23 Feb 2026, 18:18 UTC82 views3 reactionsread 10 August 2026 دیدهای؟ چشمان غمزدهای که اشکی ندارند، صدایی ندارند، نالهای نمیکنند؛ تنها پیچش دوک نخ ریسیای را مینگرند، که میبافد، کفنی برای مردگانمان را؟
لعنت بر آن خدایی که بر او نماز میگزاریم؛ روزی او را کشتیم و دگر بار مرگش را با زنده شدنی دوباره جواب گرفتیم و حال همچون گیاه هرزی رشد کرده است، آنقدر که آسمان را پوشانده و عبور باریکهی نوری را دریغ میکند.
دیگر چیزی از من نمانده است، من آخرین قطرهی اشکی هستم که از چشم…
💔2👏1
10 Apr 2025, 12:58 UTC510 views5 reactionsread 10 August 2026 انسان نهتنها بار زندگی شخصیاش را بهدوش میکشد، بلکه آگاهانه یا ناآگاهانه، همچنین [بار] زندگی دوران معاصرش را.
توماس مان
کوه جادو
❤5
7 Apr 2025, 19:42 UTC501 views4 reactionsread 10 August 2026 وقتی مرگ بزرگترین خطر است، به زندگی امید میبندیم؛ اما زمانی که میآموزیم خطری را که حتی بزرگتراز این است بشناسیم، امیدمان به مرگ است. وقتی خطر به حدی بزرگ است که به مرگ امید میبندیم، آنگاه نومیدی عبارت است از اینکه امیدی نداریم حتی به اینکه بتوانیم بمیریم.
ترس و لرز
کیرکگور
❤2👍2
2 Oct 2024, 22:45 UTC971 views5 reactionsread 10 August 2026 آنکه از گلولهی دشمن مصون ماند، خُردیِ روزمرگی او را کُشت.
گونتر کونرت
❤5
11 Sept 2024, 19:42 UTC967 views5 reactionsread 10 August 2026 فایده ندارد؛ باید زندگی کنیم. دایی وانیا، باید به زندگی ادامه دهیم. شبها و روزهای دراز و ملالانگیزی در پیش داریم. باید با صبر و حوصله رنجها و سختیهایی که سرنوشت برای ما میفرستد تحمل کنیم. باید برای دیگران کار کنیم. و وقتی عمرمان به سر رسید، بی سر و صدا بمیریم. و آنجا، زیر خاک، خواهیم گفت که چه رنجی کشیدیم! چه گریهها کردیم! خواهیم گفت که زندگی ما تلخ بود.
نمایشنامه دایی وانیا
آنتوان چخوف
❤5
18 Aug 2024, 21:10 UTC≈1,010 views7 reactionsread 10 August 2026 پرسید تنهایی با احساس غریب بودن تفاوتی دارد؟ وقتی گفتم نمیدانم اخم کرد و جواب داد: «حتی با استخوانهای بدنم نیز غریبی میکنم، و اگر باور میکنی احساس میکنم این چشمان از آن من نیست، چون نمیخواهم این چیزهایی که بر من میگذرد را ببینم» خواستم صحبت کنم، ولی مدام حرف میزد: «حتی از دیدن تصویر درون آینهام نیز هم حالم بهم میخورد.»
چرا این حرفها را به من زده بود؟ دیگر نمیشد بیشتر از این تحملش کنم. ولی فرار کردن از او غیر مم…
💔5👍2
26 Jul 2024, 19:29 UTC796 views3 reactionsread 10 August 2026 دَمَر و لَخت افتادهام؛ تنها چیزی که میبینیم پوچی است؛ تنها چیزی که میزیماش پوچی است؛ تنها چیزی که به درونش میخزم پوچی است. درد را هم احساس نمیکنم. کرکس پیوسته جگرِ پرومِتِئوس را نوک میزند؛ زهر پیوسته بر لوکی چکه میکند؛ دستِ کم مداخله و تعلیقی، هرچند یکنواخت، در کار است: برای من اما درد نیز تازگیاش را از دست داده است. اگر از یک سو همهی شُکوه و عظمتِ جهان، و از دیگر سو همهی شکنجههای عالم را به من پیشکش کنن…
❤1👍1🫡1
24 Jul 2024, 12:03 UTC762 views4 reactionsread 10 August 2026 گرم بود. برق هم رفته بود. و بدتر از همه شوهر عمه و بچهی تخسش هم جلویم لم داده بودند.
با هر لغت بیمعنی پدر، پسر به خندهی مجنونانهای میافتاد.
فروید عقدهی اودیپ را لاجرم از روی شوهر عمهها نوشته بود.
از سر جایم بلند شدم و دوباره نشستم.
هوا وقتی بلند هم میشوی گرم است.
👍4
24 Apr 2024, 05:01 UTC873 views3 reactionsread 10 August 2026 File
File, posted without a caption
❤3
18 Mar 2024, 15:58 UTC≈1,100 views4 reactionsread 10 August 2026 File
File, posted without a caption
❤4
2 Mar 2024, 07:22 UTC≈1,040 views4 reactionsread 10 August 2026 اگر با توجه به تجربه شخصی بتوانم استناد کنم و بر اساس آن حرف بزنم، احتمالا شروع فلسفه از تفکر است، و شروع علم از به اشتراک گذاشتن تفکر. حداقل وقتی به تمدن یونان و پنداشته های آن ها نگاه میکنم چنین چیزی میبینم، و وقتی به دوران مدرن میرسم، و مدرن نه به معنی قرن بیستم به بعد، بلوغ علم در انطباق تفکر و طبیعت است، و فلسفه بلوغ نمیابد. احتمالا به همین دلیل است که من میتوانم فلسفه ببافم و هایدگر هم میتواند بیاندیشد، فلسفه ج…
👍4
14 Feb 2024, 20:45 UTC730 views4 reactionsread 10 August 2026 زندگی بدون امید چیست؟ جرقهای که از ذغالی میجهد و خاموش میشود. مثل این که تو در فصل دلگیر سال صدای وزش نسیمی بشنوی که یک آن جنبش میگیرد و باز از نفس میافتد. آیا حکایت کار ما هم از همین قرار نیست؟
فریدریش هولدرلین - گوشهنشین یونان (یا هیپریون)
❤4
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ABunchOfBirdsFlyAwayFromMyTemple. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.