24 Jul 2026, 10:15 UTC150 viewsread 6 August 2026 #شعر_خوب_بخوانیم
«این بار»
بارِ دگر اگر به درختی نظر کنم
یا از میان بیشه و باغی گُذر کنم
چشمم به قد و قامتِ دار و درخت نیست
چشمم به روی نقش و نگار بهار نیست
چشمم به برگ نیست
چشمم به غنچه و گل و سبزینه خار نیست
چشمم به دستهای پُرِ شاخسار نیست
این بار چشمِ من به سوی آشیانههاست
آنجا که میتپد دل نوزادِ زندگی
وَندر هجوم سختترین تندبادهاست
آماجگاه تیر تگرگ و سَنان برق
پروازگاه خوشدلی و خانۀ بلاست
چشمم به لانهه…
Signed λãzđдй
8 Jul 2026, 08:11 UTC188 viewsread 6 August 2026 #شعر_خوب_بخوانیم
«آب و آتش»
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
مثل شب با روز ، اما از شگفتیها
ما مقدس آتشی بودیم و آبِ زندگی در ما
آتشی با شعلههای آبیِ زیبا
آه...
سوزدم تا زندهام یادش که ما بودیم،
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
چشمهی بس پاکی روشن
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
هم چراغ شب زُدای مَعبر فردا!
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب میپاشند بر آن ، میکُند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای…
Signed λãzđдй
22 Apr 2026, 18:57 UTC137 viewsread 6 August 2026 دوستان عزیز اگر برای متصل شدن به اینترنت بینالملل دچار مشکل هستید، در صورت تمایل میتونید به ربات زیر مراجعه کنید:
@TeslaRayBot
Signed λãzđдй
13 Feb 2026, 18:51 UTC194 viewsread 6 August 2026 روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی که دیگر درهای خانهشان را نمیبندند
قفل افسانهایست
و قلب
برای زندگی بس است
شاملو
Signed امیر
10 Feb 2026, 09:05 UTC229 viewsread 6 August 2026 کته کلویس
_ همدردی وفقدان _
کته کلویس بانوی قرن نوزده المانی واعجوبه ی بهت وحیرت در سکوت وسرشاری تصاویر است. غریبه بودن ،وغریبه نماییدن، طلوع حیرت ووحشت از همهمه ی سکوت در دل تابلو، خاموشی های پنهان که از دهان وامانده ی کالبدها در اثار کلویس، در چیره گی وقرابت واقعیت،بیرون می زند ورخ می نماید. همچنین تابوت خطوط تشنه به تاریکی و برزخ کم رنگ خاکستری مابین ازدحام ،وفروپاشی مرزها در میزان پیکره ها دراثار…
Signed امیر
10 Feb 2026, 09:04 UTC121 viewsread 6 August 2026 Photo
زن با کودک مرده
کته کلویس
Signed امیر
26 Dec 2025, 17:50 UTC197 viewsread 6 August 2026 فیلم نیم روز 1952(نیمه ی ظهر )
اثر فرد زینمان
یک نیمه ظهر. یک روایت کوتاه . سه سوار که از شهر، از میانه شهر عبور می کنند؛ ویک ریل نا منتها به سوی افق که کوه ها در برش گرفته اند
ماجرای نیمه ی ظهر اثر فرد زینه مان بر پیوستگی روایت درونی یک مرد از مواجهه با امر بیرونی ، تهدید بیرونی حکایت دارد. یک مرد ویک شهر، بظاهر همان داستان پیش بینی پذیر قهرمانی ست که یکه وتنها می جنگند و دستانش از یاران وعاقبت تهی ست اما سرانجام …
Signed امیر
26 Dec 2025, 17:49 UTC150 viewsread 6 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
Signed امیر
14 Sept 2025, 14:57 UTC268 viewsread 6 August 2026 @vaakonesh
درست است که فرمانروایی توتالیتر تلاش کرد چاله هایی از فراموش ایجاد کند، چاله های که تمام اعمال خیر و شر در آن ناپدید می شدند، اما درست همان طور که تلاش پر تب و تاب نازی ها از ژوئن ۱۹۴۲ به بعد برای پاک کردن ردپای تمام کشتارها - از طریق خاکستر کردن اجساد، سوزاندن پیکرها در گودال های روباز، استفاده از مواد منفجره و شعله افکن و دستگاه های خردکننده ی استخوان - محکوم به شکست بود، تمام کوشش آن ها برای ناپدید کرد…
Signed مُجتبا اردستانی
21 Aug 2025, 21:18 UTC266 viewsread 6 August 2026 _ساعت ها _
با تعبیر پیشین ِ دیرین
ساکت وسفید وسرد
آنجا با یک رنگ نشسته اند
از خوابِ ِدرنگ
در میانه ی رویداد
وصبوریِ زمختِ حرکت
که به عمقِ ِ نبض نزدیک می شود
پوست هایی که دوّار، کج ، موّرب
هندسه ی یک رکن از درک ِ عقربه را در مسافت تقویم؛
_بدن به بدن_ پیش می برند
ساعت ها..
_کمی از بعد از ظهر گذشته
روی تعلیق از دهلیز های دم و بازدم
سفر ِسینه
از نژاد صفر آغاز می شود
شتاب های دیرین ماورای لحظه
به شکل لحظه
از خلو…
Signed امیر
14 Aug 2025, 21:58 UTC206 viewsread 6 August 2026 _دریافتن لحظات اوج در اثر هنری _
همیشه در کنج ذهن انسان به عنوان موجودی در تنگنا قرارگرفته یا کران مندی که به جستجوی بیکرانه هست. شوق زدودنِ کران ومرز و گذشتن از کرانه در پس توی همه ی آبشخورهای منتهی به ذهن که از صافی خیال می گذرند، وجود دارد. گذار و گذر و درک مصیبت ها در بحران ها و مواضعی که انسان اتخاذ می کند به عنوان موجودی محدود برای انسان، آرزومندی تولید می کند. به قول لاکان روانکاو فرانسوی: آرزومندی از مح…
Signed امیر
14 Aug 2025, 21:58 UTC141 viewsread 6 August 2026 در ازدحام این همه ظلمت بیعصا
چراغ را ، هم از من گرفتهاند
اما من
دیوار به دیوار
از لمس معطر ماه
به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد امید.
در تکلم کورباش کلمات
چشمهای خسته مرا از من گرفتهاند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بی باور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
پس زنده باد امید.
در تحمل بی تاب تشنگی
میل به طعم باران را از من گرفتهاند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجیب آب
به کشف بیپایان دری…
Signed امیر
Showing the 12 most recent of 18 posts we hold for @vaakonesh. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.