مرادْ بابا! سیر! سیر! سیر! در زمانهی ما چیز عجیبی بود به اسم سیر(نسلش منقرض باد)! در زمانهی ما مردم سیر میخوردند. چرا؟ عدهای معتقد بودند خوردن آن هفتاد نوع بیماری را دور میکند و عدهای معتقد بودند که خوشمزه است! پس مردم سیر میخوردند. سیر تازه. سیر له شده. پودر سیر و ... مرادْ بابا اگر یکبار و فقط یکبار در زندگی سیر خورده باشی میدانی که لامذهب بوی گهی میدهد که نمونهاش را در مستراحهای عمومی آزادراه تهران-قم…

Channel
تظاهرِ بقا
@tazahorebagha
On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
88subscribers
-1 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001150020063 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @tazahorebagha |
| Created | Between 1 October 2017 and 1 September 2018 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 9 August 2026 |
| Last confirmed live | 7 October 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 7 October 2026 |
| On Telegram | t.me/tazahorebagha |
Topic
Other / unclassifiable — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 7 October 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 82% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 7 Oct 2026, 22:16 | 88 | -1 |
| 9 Aug 2026, 14:46 | 89 | no change |
| 6 Aug 2026, 03:58 | 89 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 1 September 2018 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 4 April 2023. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
«سینمون بون» در کمتر از یک هفته تبدیل به شیرینی مورد علاقهام شد. خیلی زود جایش را در صدر فهرست باز کرد و کروسان بادام، رول شکلات و فندق، اکلر شکلاتی بیبی و ناپلئونیِ وزرا را کنار زد. هرچیزی که از یک شیرینی میخواستم داشت. نانِ چند لایهی تُرد. تکههای گردو و یک خروار شکلات. دو-سه هفتهای با وجودش عشق کردم تا اینکه آن روز کذایی رسید. یک سینمون بون آنلاین خریدم و چیزی که به دستم رسید نه شکلات داشت و نه گردو. چند روز…
مرادْ بابا! قهری؟ خب باش. احتمالاً حق داری که قهر کنی. که بگویی چرا انقدر کم برایت مینویسم. که چرا درسهای اخلاقی بهت نمیدهم. که چرا تو را از جاج کردن منع نمیکنم. که چرا مثل قدیم، زرت زرت از هرچیز بیربطی یک چیز بیربطتر استخراج نمیکنم که بهت بفهمانم من چقدر از زندگی چیزمیز سرم میشود و تو چقدر چیز باید یاد بگیری و این زندگی کلاً چقدر چیز دارد! مرادْ بابا راستش را بخواهی، این روزها آدمها آنقدر حرف میزنند که ف…
مراد بابا! مسی یا رونالدو؟ این سوال احتمالا مهمترین سوال نسل ما بود. مهمتر از «بودن یا نبودن؟» و تقریبا همارز با «علم بهتر است یا ثروت؟» در زمانهی ما رسم بر این بود بابا، که هرجا صحبت از فوتبال، یا هرجایی که آدمها دنبال چیزی سگدو میزنند میشد، مردم سریع میرفتند سر اصل مطلب: «خب حالا مسی یا رونالدو؟» و بعد میشمردند گلهای رونالدو و رکوردهایی که مسی جابجا کرده و اینکه هرکدام چند تا توپ طلا بردهاند و طلای توپ…
بالقوه نزدیک به بیست میلیون و بالفعل دقیقاً دو هزار و پانصد تومن. سرمایهی زندگیام دقیقاً همین بود. دو تا اسکناس هزار تومنی و یک اسکناس پانصدی قرمز. یکی از هزاریها آنقدر پارهپوره بود که شک داشتم کسی قبولش کند. ظهر روز بعد یک جلسهی مهم داشتم و هیچجوره با آن پول نمیتوانستم خودم را به جلسه برسانم. پیاده نزدیک به دو ساعت راه بود که یعنی با آن هوای شلکن-سفتکن اول اسفند که تکلیفت با لباست معلوم نیست، باید با بوی گ…
پردهی امام، دقیقاً ۹ سال و ۴ ماه است که در خانهی من است. اینکه پردهی امام چیست، یا کیست، را نمیدانم. اینکه کِی آمده و از کجا آمده را هم نمیدانم. دقیقاً حس و حالی دارم شبیه خودِ امام، وقتی ازش پرسیدند آیا جبههی آزادیبخش فلسطین برای انقلابیون ایران سلاح میفرستد: «نمیدانم! اطلاعی ندارم!» یک روز، احتمالاً یک روز بهاری، همان اوایلی که به این خانه آمدم، در طبقهی بالای کُمُد دیواری را باز کردم. میخواستم کمی خرت…
مرادْ بابا دلت نخواهد دیشب داشتم مشخصات آخرین موبایل کمپانی اپل را نگاه میکردم. میگویم دلت نخواهد، چون خودم دلم خواست و بدجور هم خواست که اصلاً چیز مهمی نبود. دو تا صلوات فرستادم و اوضاع به حالت عادی برگشت. مرادْ بابا، دلت نخواهد از قابلیتهای این موبایل جدید این است که میتوانی با آن تا سی دقیقه در عمق چهار متری زیر آب بروی. گفتم دلت نخواهد بابا چون خودم دلم خیلی خواست. فکرکردم که مثلا ... که مثلاً ... خب دریا که …
شواهد و مدارکی دارم که نشان میدهد یک نسبت فامیلی دوری با اسفندیارِ روئینتن دارم. کل مدرکام هم در همین خلاصه میشود که توی فامیل ما کسی نمیمیرد. نمیمیرد یعنی نمیمیرد. یعنی همهمان یکجورهایی عمر جاودان داریم. اکسیر حیات زدهایم بر بدن. توی جنگ تلفات ندادیم. کرونا هم نتوانست جمعیتمان را حتی به اندازهی یک نفر کم کند. مطمئنم از طاعون و وبا و سِل هم همهمان باهم جان سالم به در بردهایم. بمب اتم هم اگر میزدند، شش…
مرادْ بابا تو یادت نمیآید. راستش را بخواهی من هم آنقدر پیر شدهام که دیگر سخت یادم ميآید نیمهنهایی جامجهانی ۲۰۱۴ برزیل را. برزیل و آلمان جلوی هم بازی میکردند. برزیلیها تیم خوبی داشتند و آمدهبودند که جلوی تماشاگران خودشان جام را بردارند و بگذارند توی جیبشان. اما زندگی نه گهگاه، که هیچوقت آنطور که آدم فکرمیکند پیش نمیرود. ده دقیقه از بازی بیشتر نگذشته بود که آلمان گل اول را زد. ده دقیقه بعد دومی را زد، دو…
مراد بابا آن قدیم مدیمها، آنموقعها که تو نبودی اتوبان کردستان یک چاله داشت. نه که فقط اتوبان کردستان چاله داشته باشد، نه. اتوبان کردستان هم درست مثل تمام کوچهها و خیابانها و اتوبانهای دیگر یک چاله داشت. نسبتاً بزرگ. آن وسط مسطها. یک متر کنار گاردرِیل. توی لاین آخر. مراد بابا چیزی که توی این شهر زیاد بود و هست چاله چولهست: از کوچهها بگیر تا زندگی خود مردم. اینکه چاله بیافتد توی همان مسیری که ازقضا گازش را گ…
بخش ثابتی از روزهای نوجوانیام کلاسهای ویُلن یکشنبه بود. از مدرسه که ميآمدم سازم را ميانداختم روی دوشم و میرفتم تا سر خیابان اصلی؛ یک تاکسی میگرفتم و میرفتم کلاس و بعد همان مسیر را برمیگشتم. بخش ثابتی از روزهای کلاس هم پیرزنی بود که ساعت پیادهروی روزانهاش با بازگشتن من از کلاس یکی بود. هر هفته، درست موقع برگشتن، در مسیر پیادهی خیابان تا خانه، پیرزن را ميدیدم. آرام و فارغ از دنیا، آرامتر از هر آرامی برای…
مرادْ بابا روزی از روزها، توی یک سفر کاری یکهو زد به سرم که بپیچم به کار و بزنم به گشت و گذار. مقصدی مشخص کردم. این وسط پیامی هم دادم به عمویت(دامت برکاته) که یکی دو جایی را که حتماً باید ببینم معرفی کند. او هم آدرسی داد از جایی که در وصفش میگفت حضرت اسطخودوس در آنجا مبعوث شده! صبح تا عصر در شهر گشتم و بعد رفتم سراغ حضرت. در مسیر باریک و بلند و پر پیچ و خم کنار رودخانه رفتم و سراشیبی را بالا رفتم تا رسیدم به سرمنز…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @tazahorebagha. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 7 October 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“تظاهرِ بقا” (@tazahorebagha), 88 subscribers as measured 7 October 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/tazahorebagha.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.