Shima naderi(آوان ) pinned «#آوان_پارت_1 با قدم های محکم به سمت پنجره رفت و بی توجه به هیاهوی بیرون از اتاق چرخی زد و به چهره ی درهم سیمین چشم دوخت. -آوان و با خودم می برم. سیمین با شنیدن این کلمات در جایش نیم خیز شد نگاه متحیرش را بالا گرفت و بعد سکوت کش دار کژال گفت: -می فهمی داری…»

Channel
Shima naderi(آوان )
@shiroman
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
887subscribers
-7 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001266270702 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @shiroman |
| Created | Between 1 March 2018 and 10 August 2020— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 6 August 2026 |
| Last confirmed live | 23 August 2026 |
| Measurements held | 5 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 23 August 2026 |
| On Telegram | t.me/shiroman |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 23 Aug 2026, 18:53 | 887 | -4 |
| 15 Aug 2026, 19:13 | 891 | -2 |
| 7 Aug 2026, 12:26 | 893 | -1 |
| 6 Aug 2026, 14:19 | 894 | no change |
| 6 Aug 2026, 12:24 | 894 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 10 August 2020 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 1 July 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
#آوان #پارت_۳۸۰ لبه ی تخت نشستم و شروع به بازی با بند کیفم کردم. آنقدر عجله برای پایین آمدن و شنیدن حرف های حسام داشتم که اصلا یادم رفت لباس هایم را عوض کنم و کیفم را در اتاق بگذارم. _سخته برات با کسی هم صحبت شی که اصلا شناختی ازش نداری؟ سرم را بالا گرفتم و انگشت هایم از دور بند کیفم شل شد. _اینطور نیست. نگاهش سمت شمعدانی های کنار حوض آب رفت. _از لحظه ای که اومدی فقط داری با بند کیفت بازی می کنی. کیفم را کنار گذاشتم…
#آوان #پارت_۳۷۹ به محض ورود به اتاق، سه جفت چشم هم زمان به سمتم چرخیدند. آب دهانم را به سختی پایین فرستادم و قدمی به جلو برداشتم. بهادر و کژال با دیدنم وسط اتاق، خیلی زود نگاه از من گرفته و همانطور که به پشتی تکیه داده بودند مشغول نوشیدن چای هایشان شدند. انگار خوب فهمیده بودند کیان برایم همه چیز را گفته و دیگر نیازی به معرفی مردی که با یک جفت چشم قهوه ای رنگ، در حال برانداز کردنم بود؛ ندارند. مرد یا بهتر بگویم حسام …
Shima naderi(آوان ) pinned «سه پارت جدید❤️»
سه پارت جدید❤️
#آوان #پارت_ ۳۷۸ کلماتش عجیب جسم و جانم را به بازی گرفته بود و جو قشنگی را به وجود آورده بود اما نه برای من و کیان که هیچ نسبتی با هم نداشتیم. به اجبار بحث را عوض کردم و پرسیدم. _نگفتی با کی اومدی؟ دو دستش را داخل جیب شلوارش فرو کرد و با مکث گفت: _با حسام اومدم. پدربزرگم. چشم ریز کردم و به صورتش زل زدم. اثری از شوخی در چهره اش دیده نمی شد. برخلاف لحظات پیش خیلی جدی به من زل زده بود. در آن لحظه شدت ضربان قلبم به حدی…
#آوان #پارت_۳۷۶ دلتنگ کیان بودم اما خبری از حال و احوالش نداشتم. نمی دانستم در مورد من با پدر بزرگش صحبت کرده بود یا نه؟ اصلا من با این شرایط برای خانواده اش قابل پذیرش بودم؟ بی خبری از این مسائل باعث دل آشوبی ام شده بود و تنها دل خوشی من علاقه ای بود که کیان به داشتنش اعتراف کرده بود. _نمی خوای پیاده شی؟ از فکر و خیالی که در آن غرق بودم بیرون آمدم و لبخندی بی جان زدم. _کی رسیدیم؟ نگاهش روی چشم هایم قفل شد. _خیلی و…
#آوان #پارت_۳۷۷ چشم ریز کرد و موزیانه پرسید: _مثلا چی؟ نگاه از چشم هایی که در تاریکی هم برق می زد گرفتم. قصد داشتم کمی با زدن این حرف ها، رفع دلتنگی کنم اما با دیدن نگاه پر از شیطنت کیان منصرف شدم و ترجیح دادم بحث را عوض کنم. _ راستی خبری از بهار نیست احتمالا حسابی با آراد مشغوله؟ کیان تبسمی کرد. _اما آراد کجا؟ اینجا کجا؟ به پهنای صورتم خندیدم. _سورپرایزت و بابا به هم زد. گفت که تنها نیومدی. کیان چند لحظه ای مات ب…
دو پارت جدید😍
#آوان #پارت_۳۷۴ از روی صندلی بلند شدم و به کژال که در حال جویدن ناخن شستش بود، زل زدم. از وقتی دکتر با عجله از حال روژین گفت و اتاق را ترک کرد به فکر فرو رفته بود. حالش را درک می کردم، خودش را مقصر تمام این اتفاق ها می دانست به زبان نمی آورد اما من از نگاه های به ظاهر سردش هم عمق دردش را می فهمیدم. _خوبی؟ از گوشه ی چشم نگاهی به من انداخت و سرش را به نشان تایید تکان داد. هر چند ظاهرش هیچ شباهتی به آدم های خوب نداشت …
#آوان #پارت_۳۷۵ صدای گریه اش بلند شد. حالا دیگر دست های او هم دور بدن من حلقه شده بود. سال ها بود تا این حد به هم نزدیک نشده بودیم. همیشه او خاله ای مستبد و من خواهر زاده ای دل نازُک بودم. اما حالا چون دو دوست همدیگر را در آغوش کشیده بودیم. _می شه یه خواهش بکنم؟ سرم را از روی شانه اش برداشتم و به صورتش زل زدم. _چه خواهشی؟ یک دستش را بالا آورد کنار صورتم گرفت و با انگشت های ظریفش شروع به نوازش گونه ام کرد. _می تونی م…
پارتای جدید آوان🥀
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @shiroman. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 23 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“Shima naderi(آوان )” (@shiroman), 887 subscribers as measured 23 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/shiroman.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.