20 Aug 2026, 20:18 UTC726 views7 reactionsread 26 August 2026 فانتزی مامان
1405/05/29
مامان
➕ ➖
مهمونی فامیل بود خونه ما شلوغ شلوغ همه فامیل اومده بودن عمه عمو دایی خاله بچه ها مامانم حمیده تو آشپزخونه بود داشت ظرف میچید یه مانتوی سبز خوشگل پوشیده بود با یه روسری که همیشه یه کم عقب میرفت
من تو حال با بچه ها بودم ولی چشمم یه جای دیگه بود چشمم دنبال مامانم بود مهمونا یکی یکی میرفتن تو آشپزخونه یه چیزی برمیداشتن یه تعریفی میکردن ولی یه نفر بیشتر از همه رفت و اومد عمو رضا
عمو…
❤4🥰2🔥1
20 Aug 2026, 20:18 UTC670 views2 reactionsread 26 August 2026 از شهر دور شدن.چند روز بعد تهران مثل شهر ارواح شده بود خبری از شلوغیها نبود.همه در رفته بودند.ساعت۶غروب بود تنها توی مطبم بودم حتی منشیم هم با خانواده از تهران رفته بودن…یهو یک.سمند مشکی نگه داشت و یک آقایی بچه به بغل دویید سمت مطب دختر خوشگلی توی بغلش بود.بچه بی حال بود.نمیدونم واسه چی لوبیا پریده بود توی بینیش…اومده بودن از توی بینی خارجش کنند.رفته بود مجاری تنفسیش،بچه به زور تنفس میکرد.بماند که بعد از کلی زحمت از…
👍1🥰1
20 Aug 2026, 20:18 UTC592 views2 reactionsread 26 August 2026 عفریته ات هم بدتر داره شورش میده.رفتم اونجا تا رسیدم نرسیدم مادرم محکم گذاشت زیر گوشم.بقران برای اولین بار بود که زد زیر گوشم.خیلی خجالت کشیدم. عمه ام بدجور به مادرم توپید.پرسیدم چته چی شده مامان جون.؟زدی که زدی…اشکالی نداره.فقط بگو جریان چیه؟گفت ۵نفر با گل و شیرینی رفتیم خونه اشون…دو روزه ازشون وقت گرفتم…تلفنی بهشون گفتم پسرم دخترتون رو دیده پسندیده.خودشون گفتند تشریف بیارید.رفتیم اونجا میگن دختره نیست.میگم مگه بهش …
❤2
20 Aug 2026, 20:18 UTC555 views1 reactionsread 26 August 2026 کنم.نسترن پرسید عه وا.چی چی رو آماده کنی،؟گفتم آخه مادرم خیال داره دختر خاله خوشگله رو واسم بگیره ولی من خودم نازی جون خودم رو دوستش دارم.نازی گفت علی داری شوخی میکنی؟گفتم چی شوخی بخدا جدی میگم. بچه خواهرشه…دختر هم خر مذهبه کل فامیل راضی هستند.نترس بزار به عهده خودم.فقط تو رو خدا وقتی فرستادمشون خونه شما کمی حجاب رو رعایت کنید.براشون مهمه…نسترن گفت وای علی آقا به تیپ و تار و زار و زندگیتون نمیخوره بخواین اومول بازی د…
❤1
20 Aug 2026, 20:18 UTC531 viewsread 26 August 2026 نفهمیده بود که لختم.گفتم پاهاتو بده بالای بالا.گفت واسه چی؟گفتم میخوام نازت بیشتر بزنه بیرون. یک کوچولوی دیگه لیسش میزنم میبوسمت بعدا میکنمت.گفت باشه…پاهاشو داد بالای بالا،کیرمو خیسه خیس کردم.کوسشو بوسیدم رفتم روش سراغ لب و دهنش و میبوسیدمش…بخدا هنوزم نمیدونست لختم.ممه هاشو که بوسیدم.پاهاشو بیشتر باز کردم و دادم بالاتر.گفت علی کمرم درد گرفت.گفتم عشقم تحمل کن فقط یک دقیقه است.گفت باشه.اروم تف زدم سر آلتم و کمی هم آب …
20 Aug 2026, 20:18 UTC525 views1 reactionsread 26 August 2026 نشست توی ماشینم.چقدر این دختر مث اسمش ناز بود و هست.چش توی چشم بودیم…خودش اومد نزدیکم شد آروم صورتم رو بوسید.گفت ببخشید…آمد بره پایین گفتم بمون نرو.برگشت نگاهم کرد. گفتم نرو دلم واست تنگ شده.لبخند نازی زد.گفت مرسی عشقم.علی برو جایی کمی تنها باشیم.ساکت بودم.عمدا نمیخواستم بهش روی خوش نشون بدم،اگه بهش رو میدادم…همیشه سوارم می شد.گفت علی عزیزم چرا ساکتی؟گفتم خب چی بگم.گفتنیها رو همه رو تو اون روز بهم گفتی،الان کلا نمید…
❤1
20 Aug 2026, 20:18 UTC517 viewsread 26 August 2026 در اتاق این رد نمیشد.اون روز شماره شخصی خودم رو دادم شیرین و بهش گفتم فقط شبها آخر وقت میتونم باهات صحبت کنم.اون هم گفت چی بهتر…من همون موقع هم باید با بدبختی جوابت رو بدم…چند روزی گذشت نه زنگی به نازی زدم و نه خبری ازش گرفتم…اون هم همینجور.مجلس برگزار شد و توی این مدت یا من خونه دایی و خاله بودم یا اونها.حتی سر خدمتم هم کمتر میرفتم.شبها یا کنار گوشه با شیرین گرم می گرفتم.دو روز بعد مجلس توی خونه ما خیلی شلوغ بود آخه…
20 Aug 2026, 20:15 UTC515 views1 reactionsread 26 August 2026 علی بخور…دیگه مطمئن شدم که حتما رابطه داشته…آقا بعد کلی لیس لیس بازی از پشت، چرخید و کوس نازش که شیو هم شده بود رو دوباره خوردم میدونم چندین بار ارگاسم شد…بلند شدم شورتمو در آوردم.تا علی کوچولو رو دید کپ کرد.وای خدایا چرا اینقدر کلفت و بزرگه.علی مواظبم باش.گفتم بخورش دیگه.بدون نق و نوق شروع کرد خوردنش.بد هم نمیخورد بلد بود.خلاصه دیدم نزدیکه که آبم بیاد.گفتم بسه عزیزم.داگی شو…چرخید.و ژل روان کننده خونه داشتم زدم بهش …
❤1
20 Aug 2026, 20:15 UTC507 viewsread 26 August 2026 که شاید گوشه ای از زحماتتون رو جبران کرده باشم.ازش تشکر کردم و به خاطر شرایط اون شب ازش عذرخواهی کردم…ولی خودش گفت.پزشک معالجش گفته اگه اون دکتر اورژانس اونشب ریه شما رو سوراخ نمیکرد صددرصد مرده بوده…گفتم نازی خانوم میتونم شماره تون رو داشته باشم.سریع گفت آره باعث خوشحالیمه،سریع شماره دادیم و گرفتیم.نازی که رفت دیگه…از اون شب کار ما شد چتهای شبانه و اس دادن و زنگ زدن و لاو ترکوندن…روزها اکثرا با هم بودیم و عاشقانه م…
20 Aug 2026, 20:15 UTC499 viewsread 26 August 2026 تا رابطه با میلف های زیبا ی۴۰سال به بالا.که نمیخوام سرتون رو از حرفهای تکراری بدرد بیارم…اولیش رو گفتم فقط واسه اینکه تنوعی هم توی بازگویی خاطراتم باشه. اما توی دانشگاه هر روز که نه گاه گداری فرشته زیبایی رو میدیدم که کمی هم بی حجاب بود اما محجوب و سر به زیر.بیشتر اوقات پدرش میومد دنبالش…چند باری توی کتابخانه مرکزی هم دیدمش با خواهرش بود چون آبجی صداش میزد.با وجود اینکه میدونستم پرستاری میخونه و میتونستم باهاش دوست ب…
20 Aug 2026, 20:15 UTC495 viewsread 26 August 2026 دوش بگیرم مامانم منتظرمه،لامصب لخته لخت بود.۱۲ یا۱۳سالش بود…اما چه هیکلی داشت.موهاش چقدر بلند بودن…سگ توله چه سینه ها و چه کوس و کونی داشت…چه کوس تپلی بود خدا…تازه پشماش جوونه زده بودن…سینه ها نوک قهوهای و برجسته بودن…لخته لخت داشت میرفت حموم توی اتاق خودش…که گوشی زنگ خورد.باز هم مشغول حرف زدن شد.نمیدونم کی بود از اون دخترهای توی باغ مامانم اینها…که این میگفت باشه برمیگردم بزار دوش بگیرم…از دست این مانتو چادر توی گ…
20 Aug 2026, 20:15 UTC491 views1 reactionsread 26 August 2026 دلنوشته هام
1405/05/29
خاطره
➕ ➖
سلام و عرض ادب…این متن و دلنوشته خاطرات چند سال گذشته منه…بدون کم و کاست…فقط اسامی تغییر کردندو شاید زمان اتفاقات کمی جابجا شده باشه…باور کردن یا نکردنش مهم نیست.فقط سعی کنیم به هم احترام بزاریم خوبه…من چندین و چند سال توی دنیای مجازی میچرخم…عاشق فیلم و موزیک و کتاب هستم…و اتفاقی با این داستانها و خاطرات آشنا شدم…البته وقتم خیلی پره،توی برهه زمانی کمی که در هفته برام پیش میاد میا…
❤1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @shahvani_a_a_a_021. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.