2 Feb 2026, 02:26 UTC37 views1 reactionsread 13 August 2026 هولناکترین صدا
صدای گلوله نیست؛
صدای "تلقِ" افتادنِ پوکه بر سنگفرش است
که زمان را به دو نیم میکند:
نیمهای که جلاد در آن نفس میکشد
و نیمهای که قربانی در آن تمام میشود.
اما به من بگو!
تکلیفِ سایهای که بعد از مرگِ صاحبش
هنوز روی دیوار مانده چیست؟
آیا او باید به تقلیدِ جسد
خود را روی زمین بیندازد؟
یا آنکه آزاد شده تا سرانجام
زندگیِ شخصیاش را آغاز کند؟
قسم به ساعتهای بیعقربه!
ما نه سربازیم، نه فرمانده و نه قربان…
😢1
2 Feb 2026, 02:25 UTC33 views1 reactionsread 13 August 2026 عابرِ پیادهروها نیست
غمیست که در جانِ "اشیایِ ساکن" رسوب کرده است.
غمِ لیوانی که لبهای بسیاری را چشیده
اما تشنگیاش فرو ننشسته،
اندوهِ میخی بر دیوار
که سالهاست سنگینیِ لبخندِ قابگرفتهی یک مرده را
تحمل میکند.
گریستن، کارِ ابلهانهایست!
در جهانی که سقفها
برای در آغوش کشیدنِ کفِ اتاق
نقشه میکشند
تنها باید پوسید...
آنطور که کشتیهای به گِل نشسته
در حسرتِ غرق شدن
زنگ میزنند و آرام آرام
با هوا یکی میشوند.
ما هم…
😢1
2 Feb 2026, 02:25 UTC25 views1 reactionsread 13 August 2026 انگار شبیه من راه نمیرود
بلکه من
شبیه کُتم در باد تکان میخورم
و کفشهایم
بیآنکه پایی در آنها باشد
از شهرهای زیادی گذشتهاند که هنوز روی نقشهها خلق نشدهاند.
این منم وارث هراسِ صندلی
وقتی که آخرین نفر برمیخیزد
و وزنِ تنهایی را
بر چهار ستونِ فقراتِ چوبیاش آوار میکند.
من در حنجرهام
گلهای از اسبهای رمیده را پنهان کردهام
که شیهههایشان
شب را نشخوار میکند
و دستهایم... آه دستهایم
دو گورکنِ ماهرند
که هر شب
خو…
❤1
31 Jan 2026, 06:54 UTC23 viewsread 13 August 2026 در این کوچههای پر از سایههای کشدار، جایی که باد با خاطرات ورق میزند، من ایستادهام و به ابرهایی نگاه میکنم که شبیه به آرزوهای نصفهنیمهام هستند. نه باران میبارند، نه میروند؛ فقط معلقاند، مثل دلهایی که بین ماندن و رفتن گیر کردهاند. پستمدرنیسم همین است دیگر، نقدی بر این تعلیق ابدی، جایی که کلمات ساده میشوند اما عمقشان مثل چاهی بیانتها میکشدت پایین. تو هم بمان، شاید فردا این سایهها کوتاهتر شوند و آفتاب…
14 Dec 2025, 09:41 UTC40 views3 reactionsread 13 August 2026 عنوان: هندسهیِ آشوب
به تو میاندیشم
وعقربهها،
این جلادانِ بیچهره پشتِ شیشهها
در خلاءِ زمانیِ عظیمی مُردار میشوند
بیآنکه اعلام کنند:
آغاز چه بود؟؟
و پایان کدام است...
یک تارِ مویت بر جغرافیایِ پیراهنم...
آه!
همین حجتِ کوتاه
منطقِ کُهنسالِ تاریخ را واژگون میکند؛
و تمامِ شعرهایِ نانوشته
ـ این بغضهایِ تبعیدی ـ
در ازدحامِ گلوگاه
به سرزمینِ «سکوتِ مطلق» کوچ میکنند.
عشقِ تو...
کشفِ سیارهایست بکر
در مداری مجهول
که…
❤2👍1
14 Dec 2025, 09:29 UTC28 views2 reactionsread 13 August 2026 پروانهای با استخوانهای شیشهای
در آهنِ رگهایم «زنگ» میزند.
و نبض...
این ناقوسِِ نابهنگام
باغی متروک را احضار میکند
که در حافظهی هیچ تقویمی
تیکتاک نمیکند.
چشمهایت...
آخ! سقوطِ قطرهِ مرکبیست در لیوانی آب
آن لحظه که «زمان»
در فاجعهیِ رنگ
حل میشود.
شنیدنِ نامت
طغیانِ هجاهاست زیرِ زبانم؛
شبیه موجی که ساختارِِ شن را به هم میریزد
و جملات
در سرگیجهای عمومی
از تن دادن به گرامرِ «عاشقی»
استعفا میدهند.
اکن…
🔥2
5 Dec 2025, 23:05 UTC31 views2 reactionsread 13 August 2026 نه با تاریخ کار دارم نه با شعر نو، بدنبال دختری میگردم..نامش غزل است....دختری سبک وزن..با قافیه هایی مستعمل..گاهی همراه مترسکی که سرنخ افعال ماضی را گرفته و کش داده وسط دریای خیالم..اگر او را دیدی..بگو شاعری میانسال عاشق شده..نه عاشق چشمانت که در مسیر کرشمگی معنا را گم کرده و نه عاشق مسیر سفیدت که سبزه های جنگلی بدنبال فامیل قدیمشان هستند..من عاشق رمانی در انتهای یک بیت از خیالت شدم...آنجا گفتی بر میگردد...امیدی گهگا…
🔥2
5 Dec 2025, 14:31 UTC27 views2 reactionsread 13 August 2026 در میان قطرات باران بگرد، شاید اشکهایم را میانشان پیدا کنی
#سپهر_عسگری
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
@sepehrasgari968
❤2
27 Oct 2025, 16:19 UTC48 views2 reactionsread 13 August 2026 دلم تبعیدِ خویش است و سکوتش داد برد
صدا در خویش میپیچد، ولی فریاد برد
جهان بر خاکِ من روئید، بیبرگِ حضور
و من گفتم: «که عاشق شد، ولی بنیاد برد»
نه مرگی ماند در من، نه حیاتی مانده باز
فقط یادِ تو در من مانده و، امداد برد
به خاک افتاده بودم، با نگاهی نیمهجان
که شب با چشمِ تو آمد، مرا از یاد برد
به هر سو رفتم از خود، باز برگشتم به درد
چنان بارانِ تبعیدی که راهِ باد برد.
#سپهر_عسگری
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
@sepehrasgari968
😭2
27 Oct 2025, 14:27 UTC48 views3 reactionsread 13 August 2026 تو را ندیدهام هنوز، ولی دلم گرفته باز
شبیهِ لحظهای که نیست، ولی رسیده از قرار....
#سپهر_عسگری
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
@sepehrasgari968
😭3
19 Oct 2025, 13:08 UTC41 views3 reactionsread 13 August 2026 Photo
من از شکوهِ وطن شعر ساختم هر شب
به خاکِ گرمش ایمان، به دردِ سردش تب
اگر بمیرم و نامم نماند، عیبی نیست —
که نامِ من همه در نامِ این وطن ثبت است
#سپهر_عسگری
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
@sepehrasgari968
😢3
19 Oct 2025, 09:56 UTC38 views3 reactionsread 13 August 2026 شعرِ عاشقانه را همه میخوانند، اما مرثیه را فقط کسی میفهمد که در عشق مرده باشد
#سپهر_عسگری
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
@sepehrasgari968
😢3
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @sepehrasgari968. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.