10 Jun 2026, 18:37 UTC436 viewsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۷)
این قسمت: شکنجههای روانگردان
زمان: سال ۱۳۶۳
مکان: کلاس سوم راهنمایی مدرسه فردوسی
زنگ هنر بود؛ مرحوم آقای ... بعنوان معلم هنر وارد کلاس شد.
احتمالا هيچ کدام از دانشآموزان در آن سن و سال نوجوانی بویی از هنر نبرده بودند. بعد مختصری حضور و غیاب، آقای.... با قیافه جدی شروع درس را اعلام کرد.
موضوع سرود ملی بود.
همان "شدجمهوری اسلامی بپا ....."
سريع دونفر را به پای تخته فرا…
Signed Fariborz Nemati
5 Jun 2026, 06:38 UTC385 views8 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۶)
این قسمت: تاب زنجیری
آقای پیرموُذن، نه پیر بود، نه موُذن. اما انصافا شهردار خوبی بود. شخصا پشت لودر مینشست. ویران میکرد و میساخت. همان روز اول دستور داده بود، سراب را شبها تمیز کنند و روزها اجازه دهند زیر آفتاب بدرخشد و رشد کند. همه دعایش میکردند.
همین پارک پر از گلهای اطلسی و درختان بید مجنون را که ساخت؛ بانی خیر شد، شاعران جایی داشته باشند که بعد از ظهرها همدیگر را پید…
👏4❤2👍2
14 Feb 2026, 14:57 UTC676 views7 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۵)
این قسمت: سزای سخت تبهکاران
روایت است در سالهای جوانی، آیتالله ملکوتی در سراب که به منبر میرفتند و معروف بودند به "میرزا مسلم" واقعهی عجیبی برایشان روی میدهد.
میرزا در یکی از مجالس وعظ و منبر به رسم معمول علما داستانی را روایت مینمایند تا با بردن مردم به فضای قصه و تمثیل اخلاقیاتشان را رشد دهند. یعنی انجام وظیفهی اصلی علما.
در آن مجلس وعظ میرزا روایت میفرمایند:
جوا…
👏4❤3
5 Nov 2025, 10:24 UTC431 views6 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۴)
این قسمت: قتل سه خان در آغمیان
غائله پیشهوری در آغمیون بنام (دمکراتلیخ) شناخته میشود.
درآغمیون چند خونه محل تجمع دمکراتها بود که بانام《اتاق》شناخته میشد. صالحین اتاقی/ حاج ذکرعلی اتاقی/ و....
دراین اتاقها جمع میشدند و تصمیمات حزبی لازم را میگرفتند. مثلا یک روز رفتند انبار غله، میرزا آقاجان را آوردند بین فقرا تقسیم کردند.
یک روز دیگر برای پسران ۶ سال به بالا لباسهای فر…
👏4❤1🔥1
30 Oct 2025, 15:13 UTC966 views6 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۳)
این قسمت: دیوانه واقعی کیست؟
مثل آهویی که از دست پلنگ فرار میکند، عرق میریزم و فرار میکنم. ضربان قلبم هر لحظه بالا میرود. صدای پای تعقیب کننده را به وضوح میشنوم. یک لحظه وسوسه میشوم برگردم و او را ببینم. در اوج سرعت برمیگردم و میبینم درست پشت سرم است. پالتو بلندش مثل بتمن در هوا پیچ و تاب میخورد. چهرهاش غیظ دارد. دستش را دراز میکند تا مرا بگیرد. فریاد میزنم و از خواب میپرم. خا…
👍5❤1
19 Oct 2025, 20:48 UTC781 views4 reactionsread 8 August 2026 Photo
شخصیتهایی که در داستان ۴۲ خاطرات شفاهی سراب به آنها پرداخته شد.
ممنون از دکتر بابک محققی گرامی که در روایت خاطرات شفاهی دست و دلباز هستند و از خساست همشهریان و محافظهکاری سرابیشان به دور میباشند.
امیدوارم که دوستان و همشهریان همیاری لازم را با بیان خاطرات شفاهیشان بجا آورند تا تاریخ اجتماعی سراب به غنای قابل استنادی دست یابد.
دست به قلم شوید، تا خود خاطرات به روانی خودشان را روایت نمایند.
با تشکر
کانال خاطرا…
❤4
19 Oct 2025, 19:21 UTC681 views2 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۲)
این قسمت: پراکسیس* مسلحانه از جنس چماق
سالها قبل که برادران قریشی با خانواده بر سر آب و ملک و املاک، تضادی اساسی داشتند و مورد تهاجم قرار گرفته بودند!
گويا راه حلهای دیپلماتیک پیشنهادی از سوی یکی از برادران راه بجایی نبرد و تنشها هر لحظه فزونی میگرفت. زمزمهی آن بود که باید با زبان دیگری سخن گفت؛ تا اینکه حاجی میرعلیاکبر و مرحوم میرزا عمی قطبی به این نتیجه رسيدند که…
👍2
25 Sept 2025, 12:30 UTC837 views7 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۱)
این قسمت: تحصن در برابر فرمانداری
سالهای هشتاد بود و جنگ برای ماندن در کرسی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد سراب و از طرفی دستکاریهای نماینده وقت شهرستان در تهران برای بلند کردن مقام ریاست از جایگاهاش دیگر مغلوبه شده بود. شایعه شده بود که نماینده آنقدر دفتر جاسبی رفته و آمده که در نهایت برای زدن ضربهی نهایی مجمع نمایندگان آذربایجان شرقی را هم به دفتر ریاست کل برده! گناهاش،…
👏4❤3
26 Aug 2025, 17:08 UTC826 views8 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۴۰)
این قسمت: درجه نظامی شمر
پدرم میگوید روزی درقهوه خانه " مجید بی " نشسته بودیم که مرحوم میرزا جبار اظهری وارد شد.
یکنفر که میخواست به ایشان طعنه ای زده باشد، گفت: میرزا مسئلهای شرعی برای این بیسوادان مطرح کن شاید چیزی یاد بگیرند!
میرزا جبار که همیشه حاضر جواب بود پرسید:
آیا میدانید که درجه و رتبه " شمر " در جنگ کربلا چه بود؟
دجال اقا سریع جواب داد: معلوم است سرهنگ بود.
پ…
👍6❤1👏1
15 Aug 2025, 07:57 UTCviews —1 reactionsread 8 August 2026 Posted without readable text
❤1
15 Aug 2025, 07:21 UTC≈1,990 views10 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۳۹)
این قسمت: توزیع نقشهای انقلاب
پدر بزرگ میگفت سالها بود که خبری از او نداشتیم. از اعضای فعالِ فرقهی دموکرات بود که زمان متواری شدن فدائیان، از او هم دیگر خبری نشد. قطره شده بود و رفته بود زیر زمین تا سالهای دور! حدود سال ۵۵ در اوج قدرت پهلوی دوم دوباره دیده بودش.
میگفت وقتی او را دیدیم دیگر آن انقلابی دو آتشه نبود!
زمانی که اصرار کردیم، کجا بودی و چه بر سرت آمد؟ تا زمانی …
👏9❤1
4 Jul 2025, 19:00 UTC815 views9 reactionsread 8 August 2026 از مجموعه خاطرات شفاهی سراب شماره (۳۸)
داستان سومالی قاسم
این قسمت: قاسم صومعه و سید مهدی هاشمی
داغلارین باشیندا اسیر یئل کیمی
یول ورئرین، یول ورئرین قاسم خان گلیر
ظالم اربابلارا دیوان توتماغا
چیگینینده توفنگی باغری قان گلیر
هاشم طرلان
یادی از جنبش صومالی قاسم
پدرم نقل میکند در زمستان سال ۱۳۲۲ بدنبال خیانت عدهای، قاسم و ۴ نفر از یارانش درسامانلی درهسی محاصره و قتل عام میشوند. پیکر خونالودشان در…
👍5👎3🔥1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @sarab_shafahi. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.