2 Mar 2023, 06:53 UTC≈7,620 views20 reactionsread 7 August 2026 Video
🌹سلام به پنجشنبه ۱۱ اسفند خوشآمدید🌹
خدایا گوشه چشمی از تو کافیست تا
هر رنجی به رحمت ، هر غصه ای به شادی
هر بیماری به سلامتی ، هر گرفتاری به آسایش
هر فراقی به وصل ، هر قهری به آشتی
هر زشتی به زیبایی ، هر تاریکی به نور
هر ناممکنی به معجزه تبدیل شود
پروردگارا تمام وجودمان را آرزوهایمان را
غرق محبت و نگاه معجزه گرت بفرما
👍18❤1🤬1
Signed 🖤A🖤
1 Mar 2023, 23:58 UTC≈7,170 views6 reactionsread 7 August 2026 Photo
من خدایی دارم
بخشنده تر از هر بخشنده ای ...
#شب_خوش
👍6
Signed •┈•✦✿ 𝗡𝗔𝗭𝗕𝗔𝗡𝗢 ✿✦•┈•
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈6,690 views13 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش دوازدهم
کتاب هامو بر داشتم از دانشگاه زدم بیرون ،
با خودم فکر می کردم آیا اینطوری این مملکت درست میشه ؟ این همه اختلاف عقیده ما رو به کجا می بره ؟
و از دیدن این وضعیت نا بسامان دلشوره گرفتم ، جلوی در دانشگاه یک کیوسک تلفن بود ، دلمو زدم به دریا و بی اختیار رفتم و یک دو ریالی انداختم و شماره ی خونه ی محسن رو گرفتم ،
یک خانمی گوشی رو برداشت گفتم : سلام من غلام هستم د…
👍8❤5
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈5,200 views4 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش یازدهم
دوباره راه افتادیم ولی من اونقدر احساساتی بودم که تا خود تهران طعم شیرین اون نگاه رو با خودم همراه کردم و مدام حرفایی رو که گیتی بهم زده بود رو برای خودم مرور می کردم انگار می خواستم خودمو قانع کنم که واقعاً منو دوست داره و به خاطر همین به فکرش رسیده اون حرفا رو به من بزنه ،به هر حال وقتی رسیدیم تهران محسن اول منو رسوند ،
اما موقع خداحافظی گیتی روشو برگردونده …
👍3❤1
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈4,460 views3 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش دهم
فرح جون که منتظر بود یک جایی دق و دلشو خالی کنه از ماشین رفت پایین و داد زد : به تو چه مربوط ؟حالا من زن گنده بیام از تو حرف بشنوم ؟
خجالت بکش تو چرا توی ماشین ما رو نگاه کردی ؟اصلاً از کجا فهمیدی که ما حجاب مون درست نیست ؟اون جوون اسلحه رو گرفت طرف ما و گفت ماشین رو بگردین به ما دستور دادن کسی بی حجاب نباید از این جاده رد بشه،
یک مرتبه هفت هشت نفر ریختن دور ما …
👍2❤1
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈3,730 views3 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش نهم
و همه ی اینا رو گردن ظاهرم مینداختم ، که من باید مدام برای اثبات خودم تلاش می کردم.
با اینکه محسن اونشب همه تلاشش رو می کرد که ما رو سر حال بیاره ولی نمیشد ،
توی حیاط ماهی کباب کرد و گیتی رو هم به زور آورد.
ولی نه اون حرفی زد و نه من و صبح روز بعد هم بدون اینکه باغ چهارمی رو ببینیم راهی تهران شدیم ،این بار از جاده چالوس، که همون اوایل جاده چند تا جوون جلوی ما…
👍2❤1
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈3,180 views8 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش هشتم
یکم عاقلانه فکر کنین، کاش خودت بهم گفته بودی ؛ بعد دوستانه بهت می گفتم که منتظرم وضعم خوب بشه و بیام ؛ اینطوری یک لا قبا نمی خوام این کارو بکنم ،
می دونم که گیتی چقدر ناراحت میشه دلم نمی خواست اینطوری بشه ..ولی از راه درستش وارد نشدین من با اجازه ات الان بر می گردم تهران.
وقتی برگشتیم گیتی نبود و توی اتاق خودش حبس کرده بود ،
فرح جون که فهمید من دارم میرم ناراحت …
👍7❤1
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
1 Mar 2023, 10:07 UTC≈2,760 views6 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش هفتم
گفتم : آره جون خودت اگر می خواستی غیرتی بشی برای اون بهرام غیرتی می شدی، که اینقدر خواهرت رو اذیت نکنه ،
من که کاری نکردم خجالت بکشم سرم به زندگی خودمه ، اما دل آدم که دست خودش نیست ،نمی اومدم خونه ی شما برای اینکه یک وقت به تو خیانت نکرده باشم .
گفت : می دونم داداش تو رو می شناسم وگرنه الان یک بادمجون زیر چشمت کاشته بودم.
گفتم : تو اول برو بادمجون های دور چشم ب…
👍5❤1
Signed ㅤ◡̈⃝ㅤ꧁🧿 nilofar🧿꧂••••
10 Dec 2022, 22:45 UTC≈10,200 views79 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش ششم
پرسیدم : اون چی اونم تو رو دوست داره ؟ گفت : آره ،یعنی نمی دونم ولی فکر می کنم داره ،ولی اونقدر آقا هست که بروز نده ،ما باید خودمون بهش بگیم ، اگر قبل از اینکه بابا این حرف رو بشنوه من و غلام نامزد کنیم دیگه پرونده ی این موضوع بسته میشه.
گفتم : فکرشم نکن ؛ من نمی زارم تو زن بهرام بشی ،ولی نمی زارم این حرف رو هم به غلام بزنی فردا هر چی بشه به سرت می زنه که خودت خو…
👍33👀17🤔16🤬7🤨3🤮2❤1
10 Dec 2022, 22:45 UTC≈8,910 views13 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش ششم
پرسیدم : اون چی اونم تو رو دوست داره ؟ گفت : آره ،یعنی نمی دونم ولی فکر می کنم داره ،ولی اونقدر آقا هست که بروز نده ،ما باید خودمون بهش بگیم ، اگر قبل از اینکه بابا این حرف رو بشنوه من و غلام نامزد کنیم دیگه پرونده ی این موضوع بسته میشه.
گفتم : فکرشم نکن ؛ من نمی زارم تو زن بهرام بشی ،ولی نمی زارم این حرف رو هم به غلام بزنی فردا هر چی بشه به سرت می زنه که خودت خو…
👍12❤1
10 Dec 2022, 22:45 UTC≈7,280 views6 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش پنجم
بعد از اون روز عاشورا که تو رفتی و دیگه نیومدی خونه ی ما ، چند بار گیتی سراغت رو گرفت ،
دختر خیلی ساده ایه و ما از بچگی همه ی راز دلمون رو بهم می گفتیم من شک کردم چرا همش از من در مورد تو می پرسه ؛تا اون روز که از گرمسار اومده بودیم و بابا رو گرفتن آخر شب که همه رفتن، اومد توی اتاق من که با هم حرف بزنیم ،
من رفتم دستشویی و بر گردم دیدم داره با تلفن حرف می زنه ,…
👍5❤1
9 Dec 2022, 20:21 UTC≈6,300 views10 reactionsread 7 August 2026 داستان #ظاهروباطن 🧑🔧👨🏼🔧
#قسمت_پانزدهم- بخش چهارم
برگشتم و با غیظ نگاهش کردم و گفتم تو در مورد من چی فکر کردی ؟ من یک آدم احمقم که هر کاری گفتی می کنم ؟
نه آقا محسن اگر تا حالا هر چی گفتی گوش دادم برای اینکه معقول بود و خواستم کمکت کنم، ولی تو منو با بُز اشتباه گرفتی متاسفم که اینطوری منو شناختی.
داد زد بهت میگم وایستا بزار باهات حرف بزنم ، نمی فهمیم مگه مجبورت کردم که این همه عصبانی هستی ،
با غیظ روی تنه یک…
👍9❤1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @romankhonee1. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.