https://t.me/romanadel02 👆 ادامه داستان "رمان استاد مغرور من" 🌗رمان عروس استاد🌓
Signed Ꭿ💜

Channel
@romanadel1
On this record: Topic · Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
1,471subscribers
+10 since we began measuring on 12 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of 1,000–3,162.
| Telegram ID | -1001253973748 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @romanadel1 |
| Created | Between 1 March 2018 and 7 December 2018 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 12 August 2026 |
| Last confirmed live | 17 September 2026 |
| Measurements held | 11 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 17 September 2026 |
| On Telegram | t.me/romanadel1 |
Literature — a classification, not a measurement. An on-box language model (Qwen3.6-35B-A3B-FP8, prompt version 1) read this channel’s own recent posts on 17 September 2026 and assigned it the closest of 31 fixed categories, at 100% confidence. This is a model’s judgement about what the channel is likely to be about, not a fact this register measured the way a subscriber count or a view count is measured — it can be revised on a later pass, and it carries no weight anywhere else on this page. How this classification works, and why it has no browse page of its own yet.
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 17 Sept 2026, 23:36 | 1,471 | +3 |
| 13 Sept 2026, 11:38 | 1,468 | -2 |
| 9 Sept 2026, 05:21 | 1,470 | +1 |
| 31 Aug 2026, 13:44 | 1,469 | +1 |
| 28 Aug 2026, 03:07 | 1,468 | +2 |
| 25 Aug 2026, 09:06 | 1,466 | +8 |
| 22 Aug 2026, 03:36 | 1,458 | -2 |
| 19 Aug 2026, 05:52 | 1,460 | -8 |
| 16 Aug 2026, 06:23 | 1,468 | +7 |
| 12 Aug 2026, 00:45 | 1,461 | no change |
| 12 Aug 2026, 00:32 | 1,461 | first reading |
20 posts held, back to 7 December 2018 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 19 February 2019. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
https://t.me/romanadel02 👆 ادامه داستان "رمان استاد مغرور من" 🌗رمان عروس استاد🌓
Signed Ꭿ💜
پارت اول
Signed Ꭿ💜
شد لب هام به جای گونه ش روی لب های گرمش بشینن و همزمان صدای فلش عکس اومد. موبایل رو پایین آورد و روی تخت پراش کرد. پیشونیشو به پیشونیم چسوند و گفت _دلم برات تنگ شده بود چشم آهویی... با لذت به حرفاش گوش میدادم به سمت تخت هدایتم کرد...نشستم،کنارم نشست و موهام رو از روی گردنم کنار زد.خم شد و زیر چونه م رو عمیق بوسید. با لذت چشمام رو بستم... دستش رو روی بازوهام کشید و به سمت زیپ لباسم برد،درحالی که زیپ رو باز می کرد تب …
گاهم رو به مهرداد انداختم و گفتم _می خوای چیکار کنی؟ سرشرو بین دستاش فشار داد و نالید _نمیدونم. متاسف نگاهش کردم و گفتم _به نظرم پیداش کن. با چشمای قرمزش بهم نگا کرد و گفت نگاهی به سرپام انداخت گفت _خوشگل شدی اما...خبریه؟ دستش رو گرفتم و دنبال خودم به سمت مبل کشوندم. روی مبل نشست،روی پاش نشستم و با ناز دستم رو دور گردنش حلقه کردم و همون طوری که روی سینه ش خطوط فرضی میکشیدم بهش گفتم _قبول داری چه آدم بی ملاحظه ای ه…
#استاد مغرور من پارت آخر نویسنده : ترنم ژانر : عاشقانه اشکش جاری شد،متعجب نگاهش کردم چرا گریه میکرد؟ با بغض گفت من زهره سماواتم.خواهرم مینا سماوات...همون طوری که می دونید خواهرمم اینجا استاد دانشگاه بود. اخمام در هم رفت،گفتم _خوب؟ اشکاشو پاک کرد و گفت _خواهر من به خاطر نامزد شما دوبار خودکشی کرد.حتی بچه شو از دست داد. اخمام بیشار درهم رفت.با لحن ناملایمی گفتم _خوب؟ اون افسروه شده،فقط به امید استاد آریا فر هست که نفس…
. باز دوباره گفتم تو سرت بخوره... با حرص گفت _دیگه چرا؟هر چی هم ما میگیم تو میگی تو سرت بخوره... _واقعا من چرا زن تو شدم مهرداد؟ خندید و گفت _عاشقم شدی... نه خیرم بس احمقم... _جا واسه پشیمونی نیست خوشگله... فقط بهش چشم غره ای رفتم و چیزی نگفتم... تا رسیدن به آپارتمانش کلی حرف زد تا بالاخره خندیدم... ماشین رو توی پارکینگ پارک کرد.پیاده شد و در سمت من رو باز کرد...با کمکش پیاده شدم که گفت _ببین اگه بخوای مهمونا رو بپیچ…
#استاد مغرور من پارت بيست و نهم نویسنده : ترنم ژانر : عاشقانه سرمو به علامت مثبت تکون دادم. صاف ایستاد،ناباور دستش و جلوی صورتش گرفت و گفت _دیگه می تونیم ازدواج کنیم؟ ابرو بالا انداختم: _نمیشه. با اخم ساختگی گفت: _بیخود،همین فردا عقدت می کنم. پشت چشمی نازک کردم و گفتم _خیلی بیشعوری مهرداد…من دلم یه خواستگاری درست حسابی می خواد . خیلی زود گفت _خوب امشب با دسته گل می رسم خدمتتون دیگه؟ ابرو بالا انداختم و گفتم _نمیش…
چپ چپی بهم انداخت و چیزی نگفت***** خوب شام امشب به چه مناسبته؟ دستمو تویه دستش گرفت و بوسید...گفت مگه باید مناسبتی داشته باشه؟خواستم عشقم و بیارم شام بیرون موردی داره؟ پشت چشمی نازک کردم و گفتم _بله داره...من درس دارم آخر ترمه. خیره به چشمام گفت _حالا یک شبم برایه من وقت بزاری چی میشه؟بخاطر این شرط و شروط سختت جفتمونو از هم دور کردی... چشم غره ای به سمتش رفتم و گفتم _به من چه که تو بلد نیستی یک سوپرایز درست حسابی بک…
امیدوارم خستگی این روزها به حال دلتان لطمه نزده باشه . من استاد آریافر هستم،با خیلیاتون کلاس داشتم و ممکنه که منو بشناسید.از گوشه و کنار شنیدم که به من میگن استاد مغرور دانشگاه...حالا من به عنوان استاد مغرور دانشگاه امروز کاری و بکنم که شاید هیچ استادی نکرده باشه. من خاطرخواه یکی از دانشجو هایه خودم شدم ،میدونم حق این کار و نداشتم ولی وقتی پای دل وسط باشه حتی من مغرور هم کم میارم.من قلبمو باختم و اینجا در حضور همه…
ی سوالات رو از روش بنویسم نگاهی به برگه م انداختم،میشه گفت راضی بودم...حداقل قبول میشدم... بلندشدم و بعد از تحویل برگه م از کلاس بیرون رفتم... همون لحظه اس ام اس مهرداد روی گوشیم اومد: _جایی نری منتظرم بمون... گوشی و توی جیبم گذاشتم و با حرص گفتم _به همین خیال باش... خواستم از در دانشگاه بیرون برم که کسی اسمم و صدا زد...برگشتم،باز هم یه دختره ی غریبه بود. با کمی من و من گفت _شما با استاد آریافر نامزد کردین؟ سر تکون د…
انداختم و به مهرداد خیره شدم،دلم می خواست تلافی تمام سردی هاش رو در بیارم… پا روی پا انداختم و با نگاهی خاص بهش زل زدم… هر چقدر تلاش می کرد نگاهش رو ازم بدزده اما باز چشماش روم زوم می شد و دستپاچه میشد… آخر هم ده دقیقه زودتر درس رو تموم کرد… از اینکه این طوری روی استاد مغرور دانشگاه تاثیر می ذاشتم ذوق مرگ بودم .. همه ی بچه ها با پچ پچ به من و مهرداد و نگاه می کردن و یکی یکی بیرون می رفتن. دیگه برام مهم نبود اگه کسی…
#استاد مغرور من پارت بيست و هشتم نویسنده : ترنم ژانر : عاشقانه نیم نگاهی بهم انداخت و گفت: _ خشن نشو،خودم تا آخر شب نمیام با خیال راحت درستو بخون ببینم چیکار می کنی. خون خونمو می خورد،گفتم: _می خوام برم خونه ی خودم… _خوب منم دارم می برمت خونه ی خودت،مگه تو خانوم خونه ی من نیستی؟ چپ چپ نگاهش کردم،ماشین و جلوی آپارتمانش پارک کرد و گفت _فرار نکنی که آمارتو دارم! چپ چپ نگاهش کردم،خواستم پیاده بشم که مچ دستم و گرفت و گفت …
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @romanadel1. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Republished by
Channels on the register that have forwarded this channel's posts into their own feed.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Names
Channels on the register whose handles appear in this channel's posts.
A mention is a weaker signal than a forward and is counted separately for that reason — naming a channel is not republishing it, and a handle in a post body is easy to place deliberately. The post counts beside each row below are distinct posts in which the handle appeared, from posts we have read on both sides — the “Named by N registered channels” figure above is a different count, of distinct NAMING CHANNELS rather than posts, and is not the sum of the rows under it.
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 17 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“رمان استاد مغرور من” (@romanadel1), 1,471 subscribers as measured 17 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/romanadel1.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.