6 Aug 2026, 05:28 UTC12 viewsread 7 August 2026 @pipiu
مردی ساده چوپان شخصی ثروتمندی بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت می کرد.
یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:
می خواهم گوسفندانم را بفروشم چون می خواهم به مسافرت بروم و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و می خواهم مزدت را نیز بپردازم.
پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت می کرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح دا…
Signed Khan
4 Aug 2026, 19:32 UTC25 viewsread 7 August 2026 داستان_شب
«کفشهای گِلی»🥾
👡در یکی از شهرهای کوچک، معلمی سادهدل در دبستانی قدیمی درس میداد. روزی یکی از شاگردانش، پسربچهای لاغر و خجالتی، با کفشهای پاره و گِلی وارد کلاس شد.
👟بچهها خندیدند، اما معلم سکوت کرد و با لبخند گفت:
«امروز همهمون یاد میگیریم معنیِ تمیزی فقط در ظاهر نیست.»
👞بعد از کلاس، معلم یواشکی از دربان پرسید:
«این پسر کجا زندگی میکنه؟»
و فهمید خانهشان در حاشیه شهر است؛ جایی که حتی برق و آب درس…
Signed Khan
2 Aug 2026, 05:36 UTC46 viewsread 7 August 2026 (فکر نان کن که خربزه آب است) :
در روزگاران قديم دو دوست بودند که کارشان خشتمالی بود . از صبح تا شب برای ديگران خشت درست میکردند و اجرت بخور و نميری میگرفتند . آنها هر روز مقدار زيادی خاک را با آب مخلوط میکردند تا گل درست کنند ، بعد به کمک قالبی چوبی ، از گل آماده شده خشت میزدند .
يک روز ظهر که هر دو خيلی خسته و گرسنه بودند ، يکی از آنها گفت : " هرچه کار میکنيم ، باز هم به جايی نمیرسيم . حتی آن قدر پول نداريم ک…
Signed Khan
2 Aug 2026, 03:22 UTC37 viewsread 7 August 2026 @pipiu
🌳 دختر و درخت
دختر هیچ خواستگاری نداشت. او هر روز از پنچره چشم به راه کسی بود.
روزها یکی یکی میآمدند، اما کسی با آنها نبود.
روزها هفته میشدند و دسته جمعی میآمدند اما کسی همراهشان نمیآمد.
روزها با دوستان و با بستگانشان، با قوم و با قبیلههایشان، ماه و سال میشدند و میآمدند
اما کسی را با خود نمیآوردند.
دخترانِ دیگر اما غمزه، دخترانِ دیگر خندههایِ پوشیده، دخترانِ ناز و دلشوره،
دختران، حلقه، دختران…
Signed Khan
29 Jul 2026, 18:09 UTC53 viewsread 7 August 2026 🌹 @pipiu
داستان_شب
🔘 داستان کوتاه
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
…
Signed Khan
28 Jul 2026, 12:56 UTC49 viewsread 7 August 2026 عاقبت حرص زیاد
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد.
روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع بهگرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند…
به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت.
با این…
Signed Khan
27 Jul 2026, 07:24 UTC46 views2 reactionsread 7 August 2026 💢داستانک
شبی از شب ها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.
استاد پرسید برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی شاگرد گفت برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف خداوند
استاد گفت سوالی می پرسم پاسخ ده
شاگرد گفت با کمال میل، استاد.
استاد گفت اگر مرغی را پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چ…
❤2
Signed Khan
22 Jul 2026, 15:42 UTC86 viewsread 7 August 2026 ننهم میگفت: مرد بیزن عینِ مرغ مهاجره
جایی خونهش نیست
وِیلون میگرده تا آخرش گیر کنه
یا به تور دل یا به طوق مرگ
اما همین ننهم نذاشت باب دلم زن بگیرم
همون موقعها که عاشق دختر شعبون قصاب شدم
تا فهمید کاسهی کولی رو داد دست آب و گفت: دیگه چی؟ خوشم باشه... همینم مونده دختره اون مردک زمخت ناخن خشک رو بگیری...
گفتم ننه پنشتا انگشت که شکل هم نیستن...
دختر خوبیه... صنمی با آقاش نداره
ولی مرغ ننه یه پا داشت و تهدیدم کر…
Signed Khan
21 Jul 2026, 06:23 UTC74 views1 reactionsread 7 August 2026 داستان
@pipiu
💎 روزی پادشاهی به وزیر خود گفت:ای وزیر برای اینکه به من ثابت شود که تو وزیربالیاقتی هستی از تو جواب سه سوال را میخواهم..
خداوند چه میپوشد چه میخورد وچه کارمیکند؟؟
وزیر نمیدانست چه بکند وبه فکر فرو رفت به خصوص که پادشاه گفته بود اگر جواب را نیافتی اعدام خواهی شد .خلاصه وزیر شب و روزبه دنبال جواب بود .دیگرمهلتش تمام شده بود اما جواب را نیافته بود .سردرگم و کلافه در اتاق نشسته بود که غلامش احوال را جوی…
❤1
Signed Khan
20 Jul 2026, 07:14 UTC69 viewsread 7 August 2026 تئوری فال ساعتهای جفت شده :
۰۰:۰۰ = یه چیزی آرزو کن
۰۱:۰۱ = به تو فکر میکنه
۰۲:۰۲ = او بدون تو نمیتونه
۰۳:۰۳ = خوابت رو میبینه
۰۴:۰۴ = یک بوسه ی عاشقی
۰۵:۰۵ = همیشه برای هم هستید
۰۶:۰۶ = دوستت داره
۰۷:۰۷ = صلح و دوستی، عشق
۰۸:۰۸ = یک فرد مو مشکی بهت علاقه داره
۰۹:۰۹ = میبینیش
۱۰:۱۰ = یه نفر به موهای خرمایی دوست داره
۱۱:۱۱ = بدون تو ناراحته
۱۲:۱۲ = قرار ملاقات
۱۳:۱۳ = با یکی بزودی آشنا میشی
۱۴:۱۴ = خیلی دوست داره عا…
Signed Khan
16 Jul 2026, 13:00 UTC93 viewsread 7 August 2026 📙
خدا خر را آفرید و گفت: تو بار خواهی برد از زمانی که افتاب بدمد تا شب و 50 سال عمر خواهی کرد خر گفت:میخواهم خر باشم اما فقط بیست سال عمرکنم....خدا پذیرفت.
خدا سگ را آفرید و گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی شد و هرچه دادند خواهی خورد و سی سال عمر میکنی. سگ گفت :میخواهم سگ باشم اما سی سال زیاد است 15سال برایم کافیست...خدا پذیرفت.
خدا میمون را آفرید و گفت: تو مدام از شاخه ای به شاخه ای میپری و 20 سال عمر میکنی. میمون گ…
Signed Khan
7 Jul 2026, 21:42 UTC115 views1 reactionsread 7 August 2026 داستان_شب
@pipiu
ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍهی ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ !
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ، ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻗﺮﺑﺎﻥ ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﻓﺖ؟
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﻔﺖ :
ﺁﻗﺎ ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟
ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺑﺎﺯی ﻧﺰﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ ، ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺍﺣﻤﻖ ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻣﺴﺖ؟ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ، ﺍﻭ …
❤1
Signed Khan
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @pipiu. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.