Sticker, posted without a caption

Channel
` HOT | marriage
@novelsasma
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
63subscribers
+0 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001216215997 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @novelsasma |
| Created | Between 1 March 2018 and 6 June 2021 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 10 August 2026 |
| Last confirmed live | 5 September 2026 |
| Measurements held | 6 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 5 September 2026 |
| On Telegram | t.me/novelsasma |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 5 Sept 2026, 09:01 | 63 | -1 |
| 28 Aug 2026, 00:34 | 64 | -1 |
| 21 Aug 2026, 15:59 | 65 | +1 |
| 15 Aug 2026, 08:16 | 64 | +1 |
| 10 Aug 2026, 03:17 | 63 | no change |
| 6 Aug 2026, 17:13 | 63 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 6 June 2021 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 26 September 2021. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
• #Part72┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ بعد با کف دست ضربهای به کتف سلاله زد و با هم خندیدند . با حرص گفتم : زهرمار مسخره های گاو . انگار خودشون از این غلطا نمیکنند . سلاله با خنده گفت : باور کن ما تو ملاعام رو کار نمیریم . بعد سیخونکی به آوش زد و گفت: اما بیا یه بار امتحان کنیم . به حالش میارزه . آوش خندید و گفت : تو کون بخواه دلبرم . با کمال میل . آرش لنگه کفشش رو درآورد و به سمت برادرش پرتاب کرد که اون هم متق…
Sticker, posted without a caption
• #Part71┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ آرش "نه" بلندی گفت و از پشت خودش رو روی چمن های باغچه انداخت . با خنده جلو رفتم و کنارش نشستم . سرش رو سمتم چرخوند و گفت : ملت نامزد میشن که آشنا بشن درسته ؟ سری به نشونه تائید تکون دادم که 'هوومی' گفت . آرش : ما خیلی وقته همو میشناسیم . حالا چه از لحاظ اخلاقی و فکری چه از لحاظ بدن . این رو که شنیدم ، مشتی به شکمش زدم که خندید و گفت : سلماااااا ! با حرص گفتم : زهرمااااار ! خند…
Sticker, posted without a caption
• #Part70┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ به چشمهای کمی خیس شده سلما نگاه کرد و آروم لب زد : سلما من نمیتونم تحمل کنم . من طاقت این همه دوری رو ندارم . سلما کمی به چشمهای آرش نگاه کرد و با شکاکیت گفت : چرا انقدر اصرار داری ؟ من رو واسه بدنم میخوای ؟ آرش دستهاش رو بالا گرفت و گفت : به جان خودت که همه چیزمی نه ! من نمیتونم تحمل کنم که کنارم نباشی . من آدمی نیستم که بنده جسم باشم یا فکرم جای دیگه و به دنبال کَس دیگه…
Sticker, posted without a caption
• #Part69┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ سلاله ایستاد و رو به آرش گفت : حیاط پشتی اینجا سقف داره ؟ وقتی تائید آرش رو دید ، دست آوش رو کشید و بلندش کرد . هنگامی که آوش کاملا ایستاد ، سلاله رو به سمت خودش کشید و دو لمبر باسنش رو توی دستهاش فشرد . سلاله هم یقه آوش رو توی دستهاش گرفت و سر اون رو پایین کشید و لبهاشون چِفت هم شد . آرش دست سلما رو کشید و اون رو روی پاش نشوند . سلما با صدای ریزی گفت : فقط جلوی ما کارتون …
• #Part68┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ در همین حین سلاله با حالت حرصی وارد سالن شد و آوش رو ندید . فریاد آرومی زد : اون خیار متحرک کجاست ؟ حسین دست جلوی دهانش گذاشت و خندهاش رو کنترل کرد . آوش جلو اومد و گفت : نامرد نباش دیگه ! راضی به داد و ستد پرتقال و خیار نشدی ! حداقل بزار نگاه کنم ! سلاله نفس عمیقی کشید و چشمهاش رو بست . آروم گفت : به احترام خاله سحر چیزی نمیگم آوش . بیا کنار با هم منطقی صحبت کنیم . آوش لبها…
• #Part67┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ : اون مجموعه تفریحی رو میتونی هماهنگ کنی ؟ همسرش آقا حسین سری تکون داد و موافقت کرد و مشغول شمارهگیری تلفنهمراهش شد . ژاله به سمت سحر برگشت و گفت : یکم از خانوادههاتون تعریف کنید اگه مشکلی نیست . سحر لبخند کوتاهی زد و بعد از مکثی ، دهان گشود : همونطور که میدونید پدر سلما از من جدا شده . من به خاطر مشکلاتی که توی زندگیم بوده مجبور به طلاق شدم و حضانت سلما رو گرفتم . با خانواد…
Sticker, posted without a caption
• #Part66┊ #ازدواج_هات 🕊 ╾╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╼ سلما با چشمهای گرد شده گفت : برای چی ؟ بیحوصله گفتم : کاندوم برای چیه ؟ معمولا آقایون میکشن روی موزشون تا از والدین شدن جلوگیری کنن ! سلما به سلاله نگاه کرد و سرش رو پایین انداخت و به خشتک شلوار سلاله خیره شد . خندهام رو کنترل کردم و نگاهم رو از صورت سلما تکون ندادم . سلاله با حالت خندهداری دست روی خشتکش گذاشت و گفت : ای متجاوزگر ! برای چی به خشتکم خیره شدی ؟ سلما به صورت…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @novelsasma. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 5 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“` HOT | marriage” (@novelsasma), 63 subscribers as measured 5 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/novelsasma.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.