شبه عروسی پسره میخواد نزدیک دختره شه دختره انقدر صفر کیلو متره که با سیلی میزنه تو گوش پسره😂😩 واااای این رمان ته ته خنده ست😂😂😂 نمیگم خودت بخون منفجر شو از خنده😂🤯 https://t.me/+k9rgqDFATgs0Mjg6 آخرین بند لباسم و میخواسا باز کنه که سریع برگشتم سمتش : - چیکار میکنی اهورااا؟!!😳😕 اهورا مات نگاهم کرد : - همون کاری که همه ی دامادا بعد عروسی میکنن !😳🤔 وسعی کرد لباسو از تنم در بیاره که طلبکار و عصبی داد زدم: - خجالت بک…
Channel
گسترده نیکان😈
@nikangostardeh
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
68subscribers
-2 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001250714579 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @nikangostardeh |
| Created | Between 1 March 2018 and 31 August 2021 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 9 August 2026 |
| Last confirmed live | 31 August 2026 |
| Measurements held | 6 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 31 August 2026 |
| On Telegram | t.me/nikangostardeh |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 31 Aug 2026, 02:38 | 68 | -1 |
| 23 Aug 2026, 03:28 | 69 | -1 |
| 14 Aug 2026, 20:46 | 70 | -1 |
| 9 Aug 2026, 23:17 | 71 | no change |
| 7 Aug 2026, 09:32 | 71 | +1 |
| 6 Aug 2026, 12:31 | 70 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 28 January 2022 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 9 February 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
-سکس روی فرش و تخت خواب رو بعدا میتونی با شوهرت تجربه کنی، با دوست پسرت تو ماشین و کوه و دشت و دریا سکس کن! -اینکه روی شتر و تو یه صحرای ماسه ای رابطه میخوای، نشون میده قصد نداری منو بگیری و فقط دوست پسرمی؟! تا چشم کار میکرد صحرا بود و ماسه و هیچ آدمیزادی رد نمیشد. جوووووون کشداری گفت و دستشو همونجوری که از پشت رو شکمم قفل کرده بود، سمت کمر شلوارم برد. -حالا یه بار تست کنیم ببینیم چقدر تفاهم داریم، آدم جنس رو ند…
_یک بوسه عاشقانه هم میتونه یه رابطه رو داغ نگه داره حتما لازم به سکس نیست...! https://t.me/+k9rgqDFATgs0Mjg6 دکمههای پیراهن مردونهشو باز میکنه و شکم عضلهایش رو به نمایش میذاره. _ آره برای یکی واسه تو کافیه ولی برای یکی من یه سکس دو ساعته هم کمه. خنده پرنازی میکنم _ ماشاءالله به کمرت. معجون بیارم برات؟ نگاه خریدارانهای بهم میندازه. _ همون یه تیکه کلوچه تپلیِ صورتیت رو بدی کافیه. از خجالت سرخ می…
-شیش ماهه هرشب چند راند سکس داریم ولی هنوز باردار نشده! حرف شیخ تموم نشده بود که من رو سمت میز دکتر هل داد و خودش با حرص و خشم جلو اومد. صدای دکتر نشون میداد از ورود ناگهانی ما وحشت کرده بود. -یکم آرومتر آقا... یعنی چی قشون کشی کردین ریختین تو مطب من؟! ولی شیخ نجیب با همون لحن خق به جانب گفت: -زنم با وجود سکس منظم، باردار نمیشه میخوام بدونم مشکل چیه؟! دکتر نیم نگاهی به من که از ترس تو خودم جمع شده بودم انداخت. …
_ بکارتت رو چند وقته از دست دادی؟! سر به زیر جواب دادم. _ یک ماهی میشه. به وسط پام نگاهی انداخت. _ تا رحمت بهت آسیب رسیده، بیشتر از یک ماه میخوره سکس داشته باشی! عرق کرده حرفهای بی پردهاش جواب دادم. _ حجمش بزرگ و هر شب باید سرویس بدم. _ چرا میخوای بدوزی؟ مگه شوهرت نیست؟ _ تنگ دوست داره! _ تنگ دوست داره که بزنه جرواجرت کنه؟ چطور به او میگفت که شوهرش مردیست با تمایلات جنسی عجیب و غریب و البته سیری ناپذیر!…
-شیش ماهه هرشب چند راند سکس داریم ولی هنوز باردار نشده! حرف شیخ تموم نشده بود که من رو سمت میز دکتر هل داد و خودش با حرص و خشم جلو اومد. صدای دکتر نشون میداد از ورود ناگهانی ما وحشت کرده بود. -یکم آرومتر آقا... یعنی چی قشون کشی کردین ریختین تو مطب من؟! ولی شیخ نجیب با همون لحن خق به جانب گفت: -زنم با وجود سکس منظم، باردار نمیشه میخوام بدونم مشکل چیه؟! دکتر نیم نگاهی به من که از ترس تو خودم جمع شده بودم انداخت. …
- خفتم کردی که فقط لب بگیری ازم محمد؟! با بیتابی لبهاش رو به گوشم میچسبونه و لالهی گوشم رو محکم میبوسه - دلت کارای دیگه میخواد بچه؟! پیراهنش رو با نفس نفس چنگ میزنم و توی شکمم انگار چیزی میجوشه.... بیتاب بوسیدنشم... بیتاب لمس دستهای بزرگ و مردونهش... - توی کوچه؟! ممکنه کسی ببینه با دختر کوچولوی همسایهت ریختی رو هم، نمیترسی از حرف مردم سرگرد؟! با خشونت دستش رو روی کمرم سر میده و تنم رو بیشتر به خو…
- حلیمه خانم...برام کاندوم بیار! خاقان در اتاقش را باز کرد و این جمله را فریاد زد. نبات که از ترس کوچهی اتاق در خودش جمع شده بود با این حرف دست روی دهانش کوبید. - خان...آبروم رفت... خاقان با چشمهایی برزخی سمتش برمیگردد و چشم غره میرود. در اتاق را محکم میکوبد و به سمت نبات خیز برمیدارد. - اینکه شوهرت میخواد جرت بده خجالت داره؟ عصبانیتش نبات را بیش از پیش از دریده شدن تنش میترساند. طاقت یک رابطه خشن دیگر …
_ بعد اینهمه وقت که تو خونهشی هنوز آکبند موندی؟ و حاملت نکرده.... با دکتر هات و ایده آل داری تنها زندگی میکنی دختر! چرا اینقدر مشنگ بازی در میاری؟! کسیه که همه ارزوی داشتنش رو دارن و وقتی از کنارش رد میشن دهنشون اب میشه با اخم های درهم جواب دادم _ منظورتون چیه عزیزجون؟! عمه خانم سری به تأسف تکون داد _ یه ذره اغواگری نکردی که نتونستی توی این مدت شوهرت رو رام کنی! چهار روز دیگه عموهات میفهمن صیغتونو باطل میکنن از…
صیغه ی یه رئیسش شده که مغرور بد اخلاقه😱💦🤤💦 صدای #شکستن دندان هایش به گوش همه رسید. مشت هوراد محکم توی دهانش نشسته بود. -مرتیکه اون #زنمه زنم! نگاه همه در جا به طرف من برگشت . خشکم زده بود. حتی دکتر رحیمی هم متحیر خیره چشمانم شد. هوراد نفس نفس زنان طوری که تمام #پرستارای داخل اتاق بشنوند فریاد زد: -آره خوب #گوشاتونو باز کنید خانم نوراصدر زن منه... فهمیدید؟ و دست به پیشانی #عرق کرده اش کشید. نمی دانستم چه کار…
⛔️⛔️اگه دنبال رمان هات صحنه دار میگردی عضو شو😈🤤💦 از پشت چسبید بهم با دستش سینه هامو فشار میداد اخی زیر لب گفتم جوننن خوشگلم دردش امد؟ سرمو تکون دادم ازش خیلی خجالت میکشیدم روم نمیشود حتا تو صورتش نگاه کنم نگام کن چشم اهویی؟ با خجالت نگاهی به چشم هاش انداختم که به خاطر شهوت زیاد قرمز شده بود. یهو لب هاشو روی لبم گذاشت خشن شروع به بوسیدنم کرد قلبم تند تند میزد حتا بلد نبودم ببوسمش. لب مو با صدا میبوسید زبون ش…
بهترین و صحنه دار ترین رمان عاشقانه سال😍💦 #عاشقانه_کلکلی_صحنههایخشن کاسه ی صبرش لبریز شد. سرش رو کلافه تکون داد و با چنگ زدن دستمال پارچه ای سفید و مچاله کردنش لای انگشتاش اونو برداشت و اومد سمتم با تکون دستمال سفید گفت: _اینو میبینی!؟ من اینو باید با چند لکه ی خون تحویل آدمایی که اون پایین منتظر هستن بدم...من بی اعصابو بی اعصاب تر از اینی که هستم نکن....دراز بکش رو تخت زود باش وقتی اینجوری حرف میزد بیشتر احساس…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @nikangostardeh. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 31 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“گسترده نیکان😈” (@nikangostardeh), 68 subscribers as measured 31 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/nikangostardeh.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.