خیلی وقته باهاتون حرف نزدم 😭 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7477700357

Channel
مـن، در غیـاب تـو..
@neurotic8
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Cite this entry
34subscribers
-2 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1002509233155 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @neurotic8 |
| Created | Between 1 March 2025 and 23 July 2025 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 10 August 2026 |
| Last confirmed live | 8 September 2026 |
| Measurements held | 4 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 8 September 2026 |
| On Telegram | t.me/neurotic8 |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 8 Sept 2026, 15:21 | 34 | -1 |
| 15 Aug 2026, 07:36 | 35 | -1 |
| 10 Aug 2026, 22:31 | 36 | no change |
| 7 Aug 2026, 15:43 | 36 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 23 July 2025 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 4 July 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
حداقل قبلا با نوشتن خالی میشدم.. ولی الان چی؟
روزی بود که تمام فصل های دلم به نام تو ورق میخورد... انگار هر جادهای که میرفتم، هر رویایی که میبافتم و هر آرزویی که در سکوت شب از آسمان طلب میکردم، ردی از تو در خودش داشت. بعضی آدم ها بیآنکه بدانند، آنقدر در جان دیگری ریشه میدوانند که نبودنشان شبیه فرو ریختن بخشی از یک جهان میشود.. من هم روزگاری در روشنایی حضورت، آنقدر بیمحابا به دوست داشتن ایمان داشتم که گمان میکردم هیچ طوفانی توان خاموش کردن این چراغ را ندار…
علاقهی یک طرفه مثل قدم زدن توی خیابونی شلوغه، جایی که همه دارن میگذرن، ولی تو فقط به یه نفر خیره شدی.. یه نفر که حتی نمیدونه تو وجود داری، یا اگه هم میدونه، هیچوقت به اندازهی تو براش مهم نبوده. عجیبه، نه؟ اینکه یه اسم ساده توی ذهنت بشه آهنگی که هرروز تکرار میشه، یه تصویر بشه چیزی که قبل خواب آخرین بار نگاش میکنی.. تو میدونی که این علاقه جوابی نداره، اما باز هم قلبت راضی نمیشه که ازش دست بکشی. هر نگاهش، هر لبخندش، ح…
Sticker, posted without a caption
این چیزی نیست که با کلمه ها گفته شود.. کلمه ها تابِ وزنش را ندارند زبان از سنگینیاش ترک برمیدارد کلمه ها کنار میکشند این، ردی گذرا بر صفحه خاطره نیست اثریست حک شده بر پوست روزگار من، فرو رفته تا مغز استخوان.. جایی که زمان با همهی کش آمدن هایش دستش کوتاه میماند. شبیه زخمی عمیق و تلخ؛ زخمی که نمیخواهی لمسش کنی اما نمیتوانی انکارش کنی دردش میماند، آرام و پیوسته، مثل نبضی پنهان زیر لایه های سکوت.. و هر لحظ…
من هیچوقت نفهمیدم زندگی عادی و خوب دقیقا یعنی چی.. اصلا تصویری ازش ندارم برای من، زندگی همیشه چیزی بوده که باید ازش جان سالم به در میبردم، نه چیزی که توش نفس بکشم. وقتی میبینم یکی واقعا تو زندگیش خوشحاله، تعجب میکنم، نه از روی حسادت؛ بلکه از روی ناباوری.. انگار دارم یه صحنه غیر واقعی میبینم، یه فیلمی که من هیچوقت نقشی توش نداشتم و ندارم. وقتی دخترایی رو میبینم که باباشون بغلشون میکنه، باهاشون میخنده، نازشون رو میکشه،…
مسئله از آنجاست که من با خود ماهیت عشق درگیرم.. گویی هر بار که به آن فکر میکنم، چیزی در درونم میخواهد آن را زیر سوال ببرد. برایم عشق ماندگار نیست؛ ثبات ندارد، دوامش کوتاه است و انگار محکوم است که روزی خاموش شود. آنچه مردم در ظاهر عشق مینامند، بیشتر شبیه دوست داشتنیست که رنگ و لعاب هیجان گرفته؛ نه چیزی عمیقتر. عشق در آغاز مثل شعلهای بلند سر میکشد، گرم و وسوسه کننده.. اما همانطور که روزی اوج میگیرد، دیر یا زود فر…
آفتاب که بر چشمانش نشست، جهان مکثی آرام و عمیق کرد.. مانند ثانیهای که میایستد تا زیبایی را بهتر بفهمد. نور، گویی مسیر خودش را فراموش کرد و همانجا ماند؛ انگار فهمیده بود به نقطهای رسیده که شایستهی درخشیدن است. چشمانش… قهوهای آرام پر عمقی که همیشه بویی از گرمای زمین را با خود دارد.. زیر تپش آفتاب به رنگی بدل شد که نامی برایش نیست.. رنگی میان عسل رسیده، میان خاک خورشید خورده، میان شعلهای آرام که نمیسوزاند، فقط روش…
در سکوت جهنم، صدای تو تنها نغمهای است که به زندگیام معنا میدهد.. اگر طنینِ صدایت از مغاک جهنم برخیزد، من با هر دم، بهشت را به آتش میکشم. نه از طمع وصال، بلکه از شور بیپایان در پی رسیدن به تو.. گناه من این نیست که عاشق شدم؛ گناه من آن است که تو را با چنین شوقی خواستم، که کفارهاش در بهشت خاموش نمیگنجد.. پس در آتش حضورت بسوزان مرا، که کفارهی گناهم را نه در بهشت ساکت، که در شعله های عاشقانهی نگاهت بیابم.. گناهم د…
این روزهایم، به تظاهر میگذرد... تظاهر به آرامش، به خنده، به بیاهمیتی هر آنچه روزی جانم را میلرزاند. لبخند میزنم تا کسی نفهمد درونم چگونه فرو میریزد، چگونه هر شب، خودم را از نو جمع میکنم تا صبح دوباره وانمود کنم که خوبم.. میخندم، اما صدای خندهام بوی خستگی میدهد.. نگاهم لبریز از چیزیست که نامش را نمیتوان گذاشت جز «درد خاموش». هیچکس نمیداند پشت این نقاب آرام، چقدر فریاد جا مانده، چقدر اشک فرو خورده، و چقدر دلم برای خ…
از پوشاندن زخم هایش، از بستن دهان درد هایی که سال ها در سکوت جانش میگریستند، خسته شده بود. رنج هایش همچون سیلابی خاموش در رگ هایش میدوید و هر لحظه سنگینتر و بیقرارترش میکرد.. دیگر نمیدانست با این زخم های بیمرهم چه کند؛ با این درد های پنهانی که در دل شب، در تاریک ترین ساعت های تنهایی، بیتابی میکردند، چه بگوید خستگیاش شبیه مهی سرد و بیانتها بر شانه هایش نشسته بود و نفس را از سینهاش میربود.. گویی هر تک…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @neurotic8. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Mentions
Names
Channels on the register whose handles appear in this channel's posts.
A mention is a weaker signal than a forward and is counted separately for that reason — naming a channel is not republishing it, and a handle in a post body is easy to place deliberately. The post counts beside each row below are distinct posts in which the handle appeared, from posts we have read on both sides — the “Named by N registered channels” figure above is a different count, of distinct NAMING CHANNELS rather than posts, and is not the sum of the rows under it.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 8 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“مـن، در غیـاب تـو..” (@neurotic8), 34 subscribers as measured 8 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/neurotic8.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.