این روزهای بیم و امید تمام تلاشم این است که در اوج استیصال و تنهایی به ورطهی ناامیدی سقوط نکنم، مدام به خودم میگویم آنها زورشان زیاد است ما تعدادمان، مدام به خودم یادآوری میکنم که در تاریخ زندگی انسان، آزادی و امنیت همیشه سخت به دست آمدهاست، که جهان جای عادلانهایی نبوده و نیست، که مبارزه برای آزادی و عدالت یک مبارزهی روزانه است. از ناامیدی میترسم از انسان اما بیشتر میترسم. در میان وحشت روزافزونی که زندگی می…

Channel
دیوارهای من | نگار زمانفر
@negarzamanfar
On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry
673subscribers
-2 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001130485779 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @negarzamanfar |
| Created | Between 1 June 2017 and 30 September 2020 — estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 7 August 2026 |
| Last confirmed live | 5 September 2026 |
| Measurements held | 7 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 5 September 2026 |
| On Telegram | t.me/negarzamanfar |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 5 Sept 2026, 15:40 | 673 | -1 |
| 28 Aug 2026, 04:23 | 674 | -2 |
| 20 Aug 2026, 05:37 | 676 | +1 |
| 13 Aug 2026, 08:47 | 675 | -1 |
| 7 Aug 2026, 09:07 | 676 | +1 |
| 7 Aug 2026, 04:46 | 675 | no change |
| 7 Aug 2026, 04:35 | 675 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 17 November 2022 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 17 January 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
سال هشتاد و دو با لیلا هم اتاقی بودم. لیلا اهل طبس بود. مادربزرگ و خواهر و برادر و چندتا خاله و دایی را توی زلزلهی طبس از دست دادهبود. دی ماه همان سال با هم توی اتاق تلویزیون خوابگاه بودیم که خبر زلزلهی بم را شنیدیم. بعضیها بغض کردهبودند، بعضی گریه میکردند. دو سه نفر هم با وحشت و نگرانی به سمت تلفنهای عمومی طبقهی پایین میدویدند. اما لیلا فقط مات تلویزیون را نگاه میکرد. بعد هم که خبرها تمام شد گفت باید به…
در تاریخ اینگونه به یاد خواهیم آمد: «ایرانیها بعد از حملهی اسراییل شروع به آزار و اذیت مهاجران افغانستانی کردند!» اونی که امروز مستاجرافغانش رو بدون دادن پول پیش با تهدید و تحقیر بیرون میکنه، همونیه که افتخار میکنه ایرانی و از نسل کوروشه، کوروش؟ شوخی میکنی!! حالا تو بیا هی فیلم شربت پخش کردن تو جنگ بذار، واقعیت وقیح نژادپرست بودن تکتکمون عوض نمیشه. افغان و عرب و کرد و ترک و لر و حتی فارس فرقی نداره، بالاخره یک…
این ویدئو امروز اشک من را درآورد. همین چند روز پیش بود که به دوست مکزیکیم میگفتم من حتی نوشتار صحیح آذری را بلد نیستم چون هیچ فرصتی برای یادگیری اصولیاش نداشتم. حسرتی که با این ویدئو در من زندهشد. در کشوری که حکومت حق طبیعی آموزش زبان مادری در مدارس را زیرپا میگذارد، این وظیفهی پدر و مادرهاست که یادگیری زبان مادری یا گویش محلی را از بچههایشان دریغ نکنند. امیدوارم لذت ببرید. @negarzamanfar
آدمها فصلهایی هستند که از زندگی ما می گذرند، بعضیها تابستان هستند، زندگی را گرم وجودشان میکنند، تابش بیدریغ نور هستند بر لحظههایمان. بیشک مادرها از جنس تابستانند، که ما را مهمان رنگ و روشنی میکنند. بعضیها بهار هستند، با آنها قد میکشیم، نسیم پایان زمستان هستند که میوزند بر دلهایمان، مثل دوستیهایی که همچون آفتاب ملایم بهار دلنشین است، خواهر هم از همین جنس بهار است انگار، ابری هم که بشود آسمان دوستیها، چه …
امروز در گوشهایی کوچک و پنهان این را پیدا کردم. گردن باریکش را دراز کرده بود و کنجکاوی میکرد. صبح را با خبر انفجار معدن شروع کرده بودم. دندان عقلم هم که هزار سال است آن تو گیر کرده و خیال بیرون آمدن ندارد اذیتم میکرد. فیبی را برده بودیم پارک. او برای خودش و من برای خودم میچریدم که، پیدایش کردم. مبهوت کوچکی و رنگ و تلاشش برای زندگی، درونم با این سوال درگیر بودم که مرگ تکتک این پنجاه و دو انسان چه فرقی با مرگ مهسا…
امروز در گوشهایی کوچک و پنهان این را پیدا کردم. گردن باریکش را دراز کرده بود و کنجکاوی میکرد. صبح را با خبر انفجار معدن شروع کرده بودم. دندان عقلم هم که هزار سال است آن تو گیر کرده و خیال بیرون آمدن ندارد اذیتم میکرد. فیبی را برده بودیم پارک. او برای خودش و من برای خودم میچریدم که، پیدایش کردم. مبهوت کوچکی و رنگ و تلاشش برای زندگی، درونم با این سوال درگیر بودم که مرگ تکتک این پنجاه و دو انسان چه فرقی با مرگ مهسا…
استتار، برای در امان ماندن. برای شکار نشدن، طعمه نبودن. برای ادامه. یکی مثل آفتابپرست مدام رنگ محیطش را میگیرد، یکی مثل خرس قطبی از ابتدا به رنگ محیطش است. در این میان انسان بریده از طبیعت، محیطش را به رنگ خودش در میآورد، به رنگ نیازها و آرزوها و جاهطلبیهایش. جسمش پرت شده در هیاهوی خواستها و بایدها و نبایدها، گرفتار و مستاصل بین آنچه هست و آنچه مینماید و آنچه میخواهد باشد. اما روانش… روانش استتار میکند، بر…
نمیدانم هنوز کسی سراغ من را از اینجا میگیرد یا نه، هنوز کسی حوصلهی بیحوصلگیهای من را دارد یا نه، اما خواستم بگویم هستم. یک آذر دیگر هم گذراندم، باور نکردنیست چطور تن ما رنجهای روانمان را در حافظه دارد. انگار که در مغز استخوان حک شده، هر سال با آذر سرباز میکند، انگشتش را میکند توی چشمهایم که ببین من هنوز همینجا هستم، ساکت، خزنده ولی زنده. رنج زندهایی که در تار و پود تاریکی آذر گره خوردهاست، در تار و پود بو…
بهمن پارسال که کار روی تزم را شروع کردم به هوای اینکه فقط هشت ماه است و میگذرد رفتم خوابگاه، اتاقم را چیدم، تا جایی که میشد شبیه به یک خانه، فرش انداختم کف اتاق، بالشهای رنگارنگ گرفتم و یکی از تختها را کردم کاناپه، جا شمعی گرفتم و شمعهای بودار چیدم در اتاق، چند تا گلدان خریدم و روی میزم همیشه گل تازه گذاشتم، اما خانه نشد که نشد. - یک روز قبل از دفاع که اتاقم را در خوابگاه عوض کردند تمام تلاشم برای خانه کردنش هو…
من تجربهی زندگی هم با سگ نر را دارم و هم با سگ ماده. در رفتارها و انتخابها و اجتنابهای هر کدام هم تا میشده دقیق بودم و برایم جالب بوده و هست. یودا سگ نر بود. سگ نر سالم و زیبایی هم بود. از همان سن بلوغش آمادگی برقراری رابطهی جنسی با سگهای دیگر را داشت و تمایلش را در برخورد با سگهای ماده نشان میداد. فیبی اما ماده است. همان نژاد ولی جنسیتی دیگر. فیبی هر نه ماه یکبار عادت ماهانهاش شروع میشود و یک ماهی هم به طو…
صداهای اطراف ما… @negarzamanfar
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @negarzamanfar. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 5 September 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“دیوارهای من | نگار زمانفر” (@negarzamanfar), 673 subscribers as measured 5 September 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/negarzamanfar.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.