آروم تو جاش نشست و همین طور با لبخند بهش خیره بود که به خودش اومد و یکی تو سر خودش کوبید. با دست آزادش چند ضربه ی آروم روی شونه ی مین هیوک کوبید. -چرا اینجا خوابیدی مین هیوک؟ مین هیوک تکونی خورد و چشماشو باز کرد و با دیدن داهیون سرشو بلند کرد و لبخند روی لباش نشست. -سلام صبح بخیر. داهیون هم لبخند زد. -اینجا چیکار میکنی؟ مین هیوک با دست آزادش سرشو خاروند. -خوب میدونی.. من.. من . داهیون آروم گفت : -ترسیدی فرار کنم؟ مین…

Channel
✨NEDA novel✨
@nedanovel
On this record: Growth · Engagement · What this channel posts · Posts · Citations · Cite this entry
5subscribers
+0 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001117900702 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @nedanovel |
| Description | بی انتها(کامل) تو منو دوباره ساختی (کامل) دلم برات تنگ میشه (کامل ) پرنسس دست و پا چلفتی( در حال تایپ ) پی وی : @nedakyu لینک ناشناسم : https://telegram.me/dar2delbot?start=send_XL92w7 |
| Created | Between 1 February 2017 and 31 March 2019— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 13 August 2026 |
| Last confirmed live | 13 August 2026 |
| Measurements held | 2 |
| On Telegram | t.me/nedanovel |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 13 Aug 2026, 01:18 | 5 | no change |
| 7 Aug 2026, 07:55 | 5 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 1 June 2021 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 5 June 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
What this channel posts
- Photos
- 334
- Videos
- 3
- Links
- 14
Lifetime counters from Telegram’s own channel header, read 13 August 2026 — not the date at the top of this page, which is when the subscriber count was last read. Below Telegram’s rounding threshold, so these counts are exact.
Recent posts
-منم گفتم برام مثبته. تا داهیون دهن باز کرد صدای شونو بلند شد. -این موش گربه بازی ها چیه؟ مین هیوک نگاهشو از داهیون گرفت و با ناراحتی گفت : -هیچی هیونگ . کیهیون سریع گفت : -چی میخواستی بگی. . تو داهیونو چی؟ مین هیوک لبخندی زد. -من داهیون کلی اذیت کردم و جلوی شماها قول میدم دیگه تکرارش نکنم. کیهیون که معلوم بود باورش نشده سرشو آروم تکون داد. -اره بهتره دیگه تکرارش نکنی. مین هیوک سمتش لب زد. -بعدا میگم. اگه از همه پنهو…
وونهو دستش و روی دست مین هیوک گذاشت. -نگران نباش شمارشو دارم بهش زنگ میزنم. با سرو صدایی که از بیرون اومد از مین هیوک فاصله گرفت و سریع بلند شد و سمت اتاقش رفت. بچه ها اگه میفهمیدن اون ادرس داهیون و میدونسته بدبخت میشد..هر چند مین هیوک میگفت اون آدرس درست نبوه. مغزش هنوزم هنگ بود یعنی داهیون گولش زده بود؟ گوشیشو بیرون کشید و شماره ای که دیروز بهش زنگ زده بود و گرفت اما خاموش بود. با ترس به گوشیش خیره شد. یعنی واقعا …
-سلام.. بابت اینکه این مدت مراقب داهیون بودین و بهش هم کار و هم جای خواب داده بودین ممنونم ولی داهیون دیگه قرار نیست اینجا کار کنه با من برمیگرده خونه. آجوما نگاهی به دستای گره خوردشون انداخت. درسته داهیون خیلی کمکش بود و یهویی رفتنش باعث دردسرش میشد اما خوشحال بود که اون دختر بلخره داشت لبخند میزد. هر چند تو این مدتی که شناخته بودش همیشه لبخند زده بود اما هیچ وقت نتونسته بود چشمای سرخش و از چشم آجوما پنهون کنه. آ…
پرنسس دست و پا چلفتی 29  -تو.. تو اینجا چیکار میکنی؟ مین هیوک لبخندی زد و قدمی جلو گذاشت. -بلخره پیدات کردم. داهیون مثل مجسمه خشکش زده بود و نمی تونست هیچ تکونی بخوره. همه دنیا محو شده بود و سکوت بود و فقط مین هیوک بود و صدای ضربان قلبش که گوشاش و پر کرده بود. مین هیوک آروم آروم سمت داهیون رفت. باورش نمیشد اینکه جلوشه داهیونه. توی این سی و پنج روز بارها و بارها داهیون و جلوی روش دیده بود و باورش نمیشد که اینبا…
🌾 #Trailer : #Clumsy_Princess° - 🌱 مین هیوک با حس دستای داهیون دور کمرش لبخندی زد و موهای داهیون و نوازش کرد و با لطافت گفت: -برمیگردی خونه فهمیدی؟ همین الان برمیگردی.
مین هیوک فقط تو سکوت بهش خیره بود. قلبش محکم میتپید. داهیون سالم بود حالش خوب بود. وونهو سریع گفت: -و نپرسین کجاست چون نمیدونم.. بهم نگفت. سعی کرد خودشو آروم کنه. -آفرین لازم نیست همه ی حقیقت و بگی چون ممکنه داهیون فرار کنه. دوباره صدای شونو بلند شد. -یعنی چی که نمیدونی کجاست مگه میشه؟ تو نفهمی امکان نداره. وونهو شونه ای بالا انداخت. -حالا که شده چیکار کنم وقتی تهدیدم کرد. ولی ازش قول گرفتم بهم زنگ بزنه و اونم قبول…
وونهو به زور لبخندی زد. -بچه ها بفهمن پیدات شده خیلی خوشحال میشن. داهیون سریع گفت: -به هیچ کس نگو منو دیدی. چشمای وونهو گرد شد. -چی؟ داهیون شمرده شمرده گفت: -نمیخوام کسی بفهمه که منو دیدی. وونهو با همون حالت گفت: -یعنی چی نمیخوای کسی بفهمه میدونی بچه ها بفهمن چقدر خوشحال میشن.. مخصوصا مین هیوک که هنوزم داره دنبالت میگرده.. نمیدونی چه حالی داره. داهیون سریع دستشو به نشونه ی سکوت بالا برد. دلش نمیخواست هیچی از مین هیو…
-من اشتباه کردم داهیون تو رو خدا برگرد.. زندگی بدون تو سخته.. خیلی سخت... دلم برات تنگ شده. بیش تر تو خودش جمع شد و بی صدا اشک ریخت. ... با بلند شدن صدای گوشیش سریع برش داشت و با دیدن شماره ی ناشناس بی دلیل قلبش شروع به زدن کرد و استرس گرفتش. چشماشو رو هم گذاشت و نفس عمیقی کشید. -حتما خبر خوبیه. چشماشو باز کرد و آروم انگشتش و روی آیکن اتصال کشید و گوشی رو کنار گوشش گرفت. -الو. هیچ صدایی از پشت خط به گوش نرسید. دوبا…
-نه. شونو با یه دست یقه ی مین هیوک و گرفت: -اگه نتونیم پیداش کنیم یا بلایی سرش بیاد هیچ وقت نمیبخشمت. بغض توی گلوی مین هیوک لونه کرد و سرشو زیر انداخت. صدای شونو بالا رفت. -چی میشد اگه مثل آدم میبخشیدیش و اون مسخره بازی رو در نمیاوردی. مین هیوک همون طور سر به زیر لبشو گاز گرفت. کیهیون و هیونگ وون سریع سمت شونو رفتن. کیهیون دستشو روی دست شونو که یقه ی مین هیوک و گرفته بود گذاشت. -آروم باش شونو باشه.. مین هیوک مقصر.. ق…
پرنسس دست و پا چلفتی 28 خوابش نمیبرد و همه اش حرفای مین هیوک تو سرش تکرار میشد. برای هزارمین بار اشکاشو پاک کرد که صدای درونش بلند شد. -تا کی میخوای گریه کنی.. بس نیست.. نمی بینی مین هیوک ازت متنفره.. نمی بینی نمی تونه تحملت کنه و دیگه بود و نبودت براش فرقی نداره.. تو فقط باعث دردسری داهیون.. تو فقط اذیتشون میکنی.. چرا نمیری تا از دستت راحت بشن... از وقتی که اومدی جز مشکل چیزی براشون درست نکردی.. تمومش کن این …
🌾 #Trailer : #Clumsy_Princess° - 🌱 شونو با یه دست یقه ی مین هیوک و گرفت: -اگه نتونیم پیداش کنیم یا بلایی سرش بیاد هیچ وقت نمیبخشمت.
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @nedanovel. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republishes
Channels on the register whose posts this channel has forwarded.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 13 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“✨NEDA novel✨” (@nedanovel), 5 subscribers as measured 13 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/nedanovel.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.