30 Jul 2026, 12:14 UTC61 views14 reactionsread 7 August 2026 مثل يك سيگار روشن
مثل يك سيگار روشن كه از ماشين جلويی پرت میشود توی سياهی جاده و جرقههای سرخش فقط يك لحظه فرصت دارند ديده شوند، خاطرهای هست كه فقط يك لحظه فرصت دارم به ياد بياورمش.
صدای هويج يا سيب زمينی رنده كردن زن روسی آپارتمان پايينی میآيد و ترانهی ملايم زير لبش را به هم میزند. گاهی هم سرفهای كشدار شبيه ناله يا جيغی كوتاه با صدای به هم خوردن در كابينتها، كوبيدن قاشق روی لبهی قابلمه كه بعد از چشيدن يا …
❤7👏5👍2
24 Jul 2026, 04:42 UTC127 views19 reactionsread 7 August 2026 روح سرگردان اسب
بچه، راهنمايم بود و من آنجا چه میكردم، نمیدانم. انگشت كوچكم را ميان دستش گرفته بود و میكشيد و مرا از ميان كوچهای باريك میگذراند. پا برهنه بود با موهای ژوليده. نگاه كردم، دو درخت انار، سبز و سرخ در كنارهی راهی باريك و خانههايی با ديوارهای سفيد كه به ميدانچهای ختم میشد، با رفت و آمدی اندك و باد كه برگهای كوچك را تكانی میداد و میگذشت از بالای پرچينهای تنك. بعد صحرا آغاز میشد، خشك خشك تا…
❤9👏6👍4
14 Jul 2026, 05:53 UTC194 views16 reactionsread 7 August 2026 سالها بعد
میز کوچک آن گوشه را انتخاب کن
هر دو چارپایه را عقب بکش
بنشین
دو فنجان قهوه سفارش بده
در تاریکروشنای کافه آگِر
گوش به موسیقی آشنایی بسپار
یکی را بنوش
و دیگری را بگذار بماند
بگذار سرد شود
سالها بعد
بی آن که دو پیک ایستانیده باشند
یعنی که از بغداد آمدهاند
به سمت چوبهی دارت بدو
میکائیلی نیست
دشنام اما از همان دهان
کلاهخودی نیست
چشمبندی اما از همان دست
انبوه سنگاندازان همان
و دعاها بیاثرتر از دعای نشا…
❤10👏6
8 Jul 2026, 07:16 UTC184 views19 reactionsread 7 August 2026 استخوانهای من از چه بود مگر
که راه یابد به خواب دیگری؟
برای گذشتن
راهی باریک
از چند سنگ و صخره
موجشکن از پس موج بر میآید
بوی دریاست که بالا میزند
و آن تکهی شناورِ قرمز را
دهانی به دندان میگیرد
باد است زیر بال مرغان سفید
و چکمههای بلند ایستادهاند به تماشا
هزار کوچه به شهر است
رقص این ماهی اما
هنوز ناتمام است
بر شنها
ردی هست
و راهی باریک برای گذشتن به خواب دیگری
استخوانهای من از چه بود مگر
که دریا
فردا هم د…
❤10👏9
1 Jul 2026, 05:36 UTC211 views15 reactionsread 7 August 2026 اسلحهی من، شمارهی ۳۵۳
برای پدرم
برای سرباز، از قاب شیشهای برجک، پیداست:
پسر، مرده به دنیا میآید. پدر از همان پشت در اتاق بالا، برمیگردد. چراغ دستی و داس را از شاخههای درخت بادام تلخ وسط حیاط برمیدارد؛ از زنهای سیاه پوش که از اتاق بالا درآمدهاند، میشنود که جفت هنوز بیرون نیامده، و از حیاط بیرون میرود. توی اتاق، بوی تند عرق و شاش و خون فضا را پر کرده. مادر…
❤8💔4👏3
22 Jun 2026, 11:54 UTC176 views19 reactionsread 7 August 2026 برای چه در آینه
میان کتابها را
میان دستنوشتهها
و سیگارهای نیمهجان چه هست
که شب را چنین طولانی؟
سفرهای نیست
و استکانی
یا هرچه در حوالی آن
تنها چندین عکسِ به دیوار
و کلیدهای بیکار
چراغها
و سرخیِ کمرنگی که روی کاغذ راه میگیرد
روی رگ،
زورش نمیرسد به صدایی در دور دست
پشت پنجره
روزهاست و شبها
در پی رهایی نیست
فقط تکانی گاهی در کنار گلدانی
صندلی هم هست
برای نشستن
و مبلی برای نشستن
و خاکی بر ساعت دیواری
چه راست
…
❤13👏6
18 Jun 2026, 17:19 UTC170 views13 reactionsread 7 August 2026 زندانبانها دو برادرند
از آن دموکراتهای لعنتی
با قصهی پدربزرگشان
که برای جستجوی طلا
از آن سر دنیا
به کالیفرنیا آمده بوده
گیلاس سوم را برای کسی پر میکنم
که مزرعهی آفتابگردان دارد
و همهی افتخارش این است
که گلهی اسبهای وحشی را هنگام عبور از قسمتهای کمعمق رودخانهی کلرادو دیده است
که به سلامت گذشتهاند
زن بلوند است
با رویای هالیوود
که در چند آگهی خوش درخشیده
زیباتر از او را دیدهام
نزدیکی مرز یونان
وقتی منتظ…
👏7❤4👍2
16 Jun 2026, 06:46 UTC193 views9 reactionsread 7 August 2026 هرمافروديت
صبح كه بيدار شدم، دستهايم طوری دور گردنم حلقه شده بود انگار که میخواستهام خودم را خفه كنم. هر چقدر هم فكر كردم يادم نيامد چه خوابی ديدهام كه آن طور رد انگشتانم روی گردنم مانده بود.
دلم نمیخواست از رختخواب بيرون بيايم. غلتی زدم و چيزی را ميان پاهايم احساس كردم. دست بردم و جسم نرم و پشمالوی عروسكم را لمس كردم. نور از پنجره اتاق به لبه تختم میتابيد. پايم را از زير پتو بيرون آوردم. گرما كم كم از انگشتان…
❤9
10 Jun 2026, 12:41 UTC190 views14 reactionsread 7 August 2026 شاعر كه نيستم من
حالا دختر شايد رسيده زير چرخهای ماشين حتمن. تقريبن از پيادهرو كه بزند توی خيابان و همينطور راست دماغش را بگيرد تا برود تا برسد به پشت بازارچه كه كوچهای بوده انگار كه باران نَمی زده وقتی و چتری فراموش شده در دستهای آن سالهای سال كه رونقی داشته و كسب و كاری لابد، دست به دست میشده است.
مانده فقط ميان كوچه، آن دو تا بچه گربه كه يكیشان سفيد میزده به سياهی و هی صدا در میآورده و از ديوار راست بالا…
❤10👏4
6 Jun 2026, 06:07 UTC208 views18 reactionsread 7 August 2026 آبباد
گلگيس با پاچين پرچينش روی سنگی كنار چشمه نشسته است؛ به تصوير خودش در آب نگاه میكند. سياهی موهايش را يك بار روی اين شانه و يك بار روی آن يكی رها میكند. تصوير هم.
باد میافتد ميان گندمزار. میخزد ميان برگها، ميان علفزار با صدای خنكش و صدای زنگوله را با خود میآورد باد. زنگوله، زنگولهها مثل صدای آب، قطره قطرهی آب، جويبار.
گلگيس با موهای پريشانش در باد، بر میخيزد و كوزه را در آب فرو میكند. صدای زنگوله…
❤13👏3👍2
5 Jun 2026, 05:15 UTC190 views23 reactionsread 7 August 2026 حتا پیش از تاریخ هم
قاطرها
همیشه از لبهی پرتگاه میگذشتهاند
و هیچ نگران بار
سوار
یا خودشان نبودهاند
ای پدر ما
که در آن بالایی
نام تو مقدس باد
به رحمت متعال خویش
این بندهی ناچیز را بپذیر
خاک به خاک
به امید قیامت
برای حیاتی ابدی
هیچ یاد خواب خودم نبودم
از پلهها که بالا میرفتم
انبوه کفشها را که دیدم
در را که باز کردم
در انبوه اشک و اندوه
و غبار مهآلود قلیانهای شاعباسی
دختران داغدار را که دیدم
به یادش آوردم:
…
❤12👏10👍1
28 May 2026, 20:02 UTC206 views15 reactionsread 7 August 2026 another day old
برای خیام
اردیبهشتهای دیگری هم تلف خواهد شد
تابستانهای دیگر
پاییز و زمستانهای دیگر
لباسهای بیشتری از مد خواهد افتاد
دندانهای بیشتر
اسبها و اصلهای بیشتر
صندلی آماده است
چتر سایهبان
نسیم دریا و چشمانداز آبی
همراهان کمی دورند
پرندگان سبکبال اشارتند به آرامش
و ماهی مردهی کوچک بر ماسهها
هزار پله را بالا هم بروی
هزار پلهی دیگر هم هست
هزار پلهی دیگر
نه فرصتی برای یک چای
یا مرور خاطرهای…
❤10👏5
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @nasletamiz. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.