7 Aug 2026, 01:13 UTC11 views2 reactionsread 9 August 2026 عاشق درمانده را با درد و با درمان چه کار؟
کشتهٔ این هجر را با وصل و با حرمان چه کار؟
ساقیا جامی دگر زآن آب آتشگون بده
مست بی خود گشته را با جمع هشیاران چه کار؟
رنج هجرت در ربوده جان ما ای نازنین
غرقهٔ این ورطه را با سهل و با آسان چه کار؟
جان ما و وصل تو، بس بوالعجب کاری دلا
باز در گل رفته را با منزل سلطان چه کار؟
هان خمش کن بانگ و نجوای حزینت ای رها
بی دلی سرگشته را با راهی از جانان چه کار؟
#نجوای_ره…
❤1👏1
Signed Alireza Zendehdel
22 Jul 2026, 19:25 UTC25 views3 reactionsread 9 August 2026 برای لحظهٔ مستی،
لحظهٔ شوق،
لحظهٔ مرگ منیّت، در عمق عشق.
برای مواجه با شرم،
دیدن عریان گناهی نا بخشودنی،
که هماره تورا می کشد تا قهقرای جهنم.
برای دیدن لحظهٔ لذّت بخشِ عذابِ در پس عصیان.
بمان.
بمان و لحظه ها را دریاب،
لحظه ها آبستن طوفان فردایند در تلاطم اکنون.
تو آزادی در خیال و آزاد خواهی ماند.
لحظه ها را بارور کن از زندگی، تا نپنداری که نزیسته ای...
و بدان
خدا در پس لحظهٔ "تو" خلق خواهد شد.
#نجوای_رها
❤3
Signed Alireza Zendehdel
17 Jul 2026, 15:58 UTC36 views3 reactionsread 9 August 2026 فریادِ وطن
وطن، ای نام جاوید نیاکان
بمان تا هست گیتی، سبز و تابان
وطن، ای بوم مهر جاودانه
بمان تو تا ابد، ای آشیانه
فغان از جور و بیداد زمانه
فغان از بغض پشت این ترانه
ز بیرون، گرگ کین بر تو کمین کرد
درون را خنجری نامرد دین کرد
وطن، برخیز، هنگام شکوه است
زمان بازگشت فرّ و کوه است
ز کارون تا ارس، آواز ایران
طنین مهر مردان دلیران
نه زنجیر ستم ماند به دوران
نه شب ماند به پیش صبحت، ایران
عدو! این خاک خاکِ کاوه …
❤2👏1
Signed Alireza Zendehdel
10 Jul 2026, 19:59 UTC35 views1 reactionsread 9 August 2026 آنجا که بود یک جا هم کعبه و بتخانه
مشک و قدح از آنجا، هم مسجد و میخانه
آن راه خدا باشد کاز خلق جدا گشته
آنجا هم نالانند، چه شمع و چه پروانه
سرمستی عالم را از بوی شرابش بین
زآنی که دهد یک چیز بر عاقل و دیوانه
ار تو نظری داری از منظر او جانا
اخلاص بخوانی تو یا نعرهٔ مستانه
خون دل و جام می از خمّ مر او باشد
توفیر نباشد بر مجنونی و فرزانه
زآندم که بنوشیدم از جام پر از خونش
هر دام ز صیّادی گشته است چو کاش…
❤1
Signed Alireza Zendehdel
5 Jul 2026, 21:17 UTC41 views2 reactionsread 9 August 2026 گاهی به حال خویشم، گاهی درایـن میانه
گه مست یار مه رو، گه مست این زمانه
از یــار خــود شنیدم اسرار مــی پرستی
گــفــتا که نیک بـشنو آواز این چغانه
در بــزم عــیـش دنیا بر آســمان بیاندیش
تا از تــو نــور یــابد هر مستی شبانه
کس در جهان ندیدم کاز خود رهیده باشد
آری نــمــیدهــد کس از یار ما نشانه
یا مــن نــظــر نــدارم یا رهروان کویش
ندهند رخ به هرکس بی هدیه و بهانه
خواهم که در تو یارا غرقاب خون بما…
❤1👏1
Signed Alireza Zendehdel
28 Jun 2026, 20:09 UTC42 views2 reactionsread 9 August 2026 خیز که با جرعه ای شرح کلامت دهم
بی دم و گفت و نوا بانگ و پیامت دهم
رنج مبر این چنان از غم وهم زمان
پس بنگر بر جهان تا همه کامت دهم
پخته نه ای عاشقا، از چه بسوزم تو را؟
در تف می اندرآ تا ره خامت دهم
زنده ای ار جان من نیک شنو از زغن
ور نبود گوش پس گو که به وامت دهم
ننگ "من" و وهم "تو" قعر حضیضت کشد
بی من و تو شو که تا دولت نامت دهم
صبح تو را در ربود رعشهٔ بیگانگی
گنج طلب بین که در ظلمت شامت دهم
چون برهی از زمان، …
❤2
Signed Alireza Zendehdel
25 Jun 2026, 01:28 UTC36 views1 reactionsread 9 August 2026 مستانهٔ آن چاه زنخدان تو گشتیم
آزاد و رها در پی زندان تو گشتیم
در گوشهٔ پنهان شدهٔ ماه رخ تو
دنبال هلال لب خندان تو گشتیم
شادان و غزل خوان به حضورت ز ازل ما
مرعوب دمی در پس حرمان تو گشتیم
تا شعلهٔ عشق تو به قلب و دل و جان شد
مشتاق یکی زخمه ز هجران تو گشتیم
از محنت سرّ و سخن از راه وصالت
رستیم و به سر بی سر و سامان تو گشتیم
دیدیم همه دوزخ این خُلد برین را
دیوانه شده در پی رضوان تو گشتیم
ما اهل کجاییم که یک ها بش…
❤1
Signed Alireza Zendehdel
19 Jun 2026, 21:37 UTC36 views2 reactionsread 9 August 2026 بیا روح و روان جان را ستان جانانه ام کن
بسوز این مبتلا را دودمان مستانه ام کن
ببار از می تو بارانی به این حال غم اندود
ببر اندیشه را از جسم و جان دیوانه ام کن
بیا در این سرا ای آشنای حضرت یار
ز کثرت دل برون آر و دمی دردانه ام کن
به خود زار و پریشان گشتم از این هر دو عالم
سرای خود به الطافت بیا کاشانه ام کن
زبان و دست و دل دارم در این عالم که هستم
برای مصلحت هم که شده بی چانه ام کن
نی ام کمتر ز چوبی در هوای بودن …
❤1🕊1
Signed Alireza Zendehdel
10 Jun 2026, 18:54 UTC45 views3 reactionsread 9 August 2026 ز عشقت من پریشانم، پریشانم به جان تو
ز تفّ آتش عشقت گدازانم به جان تو
همه عالم بگردیدم، عذار دلبران دیدم
به جز روی نگارینت نمیدانم به جان تو
به دور از روی ماه تو، به هجر بوی زلفینت
چه جویم راحتی را چون به زندانم به جان تو
بمیرانم به راه خود اگر منزل نمی یابم
بزن زخمه، تو بنوازم، که ویرانم به جان تو
نمی یابم تورا لایق، تویی گرچه مرا واثق
به گرد کویت ای مه رو به قربانم به جان تو
به شامی در بن کویی نگاهت آرزو کردم
…
❤3
Signed Alireza Zendehdel
9 Jun 2026, 05:44 UTC43 views1 reactionsread 9 August 2026 بدوزان بر زمین آن دیده ات را
منه بر بی خودی اندیشه ات را
اگر خواهی بدیدن روی او را
بده پاکی دمی این سینه ات را
وگر در سر هوای یار داری
سبک کن تو دل بی کینه ات را
تو و هجران آن روی نگارین
بکن زاری به هر دم پیشه ات را
عیان شد روی او اندر دو عالم
جلا ده یکنفس آیینه ات را
برای گم شدن در خاک کویش
رهایی کن دمی تو شیوه ات را
#نجوای_رها
❤1
Signed Alireza Zendehdel
27 Feb 2026, 20:17 UTC60 views4 reactionsread 9 August 2026 الا یا ایها الساقی مگردان کاسهٔ ما را
که یک جرعه ز هجر او به لب آورده جانها را
ز بوی زلف آن مه رو صبا بگشوده زلفینش
چنان خون کرده در دلها که بربوده نظرها را
چو در عیشش ز خود رستم، کمر را در رهش بستم
ز فریاد جرس رستم، ببستم بردنی ها را
بسی سجّادهٔ رنگین ز یک جرعه می نابش
چو ساقی پیر ما گشته چه حاجت این دل ما را
به گردابی درافتادم در این شام سیاه ای دل
که نتوان بردنم باری به ساحل ره ز دریا را
ز بدنامی ک…
❤4
Signed Alireza Zendehdel
27 Feb 2026, 05:15 UTC46 views1 reactionsread 9 August 2026 آه که من مستم و در پی مستی خود
مستم از این هستی و واله پستی خود
آه که از قهقرا می نگرم اوج او
خلوت و تنهایی ام همهمه ی فوج او
دست به سر چون مگس حسرت او می برم
جامه ی زرّینه را بر تن خود می درم
آه که او ربّ ما بوده و لیکن ز ما
بر نشده در دمی ناله که بنگر خدا
دست ز پا پیش تر، حسرت ما بیشتر
جسم به دارایی و روح چو درویش تر
بر سر سودای او تا که چه ها برده ایم
هرچه بجز جان کم است! آه که وا مانده ایم
…
❤1
Signed Alireza Zendehdel
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @najvayeraha. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.