25 Jun 2026, 16:46 UTC261 views2 reactionsread 9 August 2026 از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهانِ دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحبخبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بُدم پیشِ آفتاب
مِهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم دردِ اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوّتِ رفتن به پیشِ یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنْش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگون…
❤2
12 Jun 2026, 10:14 UTC193 views3 reactionsread 9 August 2026 تو را ز حالِ پریشانِ ما چه غم دارد؟
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد؟
تو را که هرچه مراد است میرود از پیش
ز بیمرادی امثالِ ما چه غم دارد؟
تو پادشاهی، گر چشمِ پاسبان همه شب
به خواب درنرود، پادشا چه غم دارد؟
خطاست این که دل دوستان بیازاری
ولیک قاتلِ عمد از خطا چه غم دارد؟
امیرِ خوبان، آخِر گدای خیلِ توایم
جواب ده که امیر از گدا چه غم دارد؟
بکی العذول علی ماجری لاجفانی
رفیقِ غافل از این ماجرا چه غم دارد؟
هزار دشمن …
❤3
8 Jun 2026, 22:43 UTC89 views3 reactionsread 9 August 2026 عجب شکستهدل و زار و ناتوان شدهام
چنان که هجرِ تو میخواست، آنچنان شدهام
تو آفتابی و من ذرّه، ترکِ مِهر مکن
که در هوای توام گر بر آسمان شدهام
به گفتوگوی تو افسانه گشتهام همهجا
به جستوجوی تو آوارهٔ جهان شدهام
خدای را، دگر ای باد، سوی من مگذر
که من به کوی کسی خاکِ آستان شدهام
چه گویم از تنِ بیمار و کنجِ محنتِ خویش؟
به تنگنای لحد مشتِ استخوان شدهام
دلم ز شادی عالم گرفته است ولی
غمی که از تو رسیدهست، شاد…
❤3
8 Jun 2026, 09:39 UTC173 views3 reactionsread 9 August 2026 غمت جز در دلِ یکتا نگنجد
که رختِ عشق در هر جا نگنجد
ندانم از چه خیزد این همه اشک
که چندین آب در دریا نگنجد
مرا گفتی که «جز من یار داری»
تو دانی کاین سخن در ما نگنجد
امیدِ وصل چون در میم گنجد
که میم آنجا همی تنها نگنجد
لبت بی زر مرا بوسی دهد؟ نی!
در او این ناز نازیبا نگنجد
به جانی میدهی بوسی و هم خشم؟
در این سودات این صفرا نگنجد
مرا گفتی که «خود ناخوانده آیم»
نه در طبع تو ای رعنا نگنجد
ز من جان خواستی، بستان …
❤3
26 May 2026, 21:17 UTC93 views2 reactionsread 9 August 2026 نگارا از سرِ کویت گذر کردن توان؟ نتْوان!
به خوبی در همه عالم نظر کردن توان؟ نتوان!
چو آمد در دل و دیده خیالت آشنا بنشست
ز ملکِ خویش سلطان را به در کردن توان؟ نتوان!
مرا این دوستی با تو قضای آسمانی بود
قضای آسمانی را دگر کردن توان؟ نتوان!
چو با ابروی تو چشمم به پنهانی سخن گوید
از آن معنی رقیبان را خبر کردن توان؟ نتوان!
چو چشمِ مستِ خونریزت ز مژگان ناوک اندازد
بهجز جان پیشِ تیرِ تو سپر کردن توان؟ نتوان!
گرفتم خو…
❤2
12 May 2026, 18:00 UTC76 views2 reactionsread 9 August 2026 سر در رهِ جانانه فدا شد چه بهجا شد
از گردنم این دیْن ادا شد چه بهجا شد
میخواست رقیبم که من از غصّه بمیرم
دیدی که خودش زود فنا شد چه بهجا شد
از دودِ دلم وسمه کشیدهست بر ابرو
دودِ دلِ من قبلهنما شد چه بهجا شد
از خونِ دلم بسته حنا بر سرِ انگشت
خونِ دلم انگشتنما شد چه بهجا شد
مغرور به یکتایی چشمت شده بودی
بر عارضت آن زلف دوتا شد چه بهجا شد
هر لحظه امیدِ منِ بیچاره همین بود
یک بوسه به «قصّاب» عطا شد چه به…
❤2
22 Feb 2026, 09:11 UTC301 views6 reactionsread 9 August 2026 عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
احوالِ دلم باز دگرباره دگر شد
عهدی بُد و دوری که مرا صبر و دلی بود
آن عهد به پای آمد و آن دور به سر شد
تا صاعقهٔ عشقِ تو در جانِ من افتاد
از واقعهٔ من همه آفاق خبر شد
تا باد، دو زلفینِ تو را زیر و زبر کرد
از آتشِ غیرت دلِ من زیر و زبر شد
در حسرتِ روزی که شود وصلِ تو روزی
روزم همه تاریک بر امّیدِ مگر شد
بد بود مرا حال، بر آن شکر نکردم
تا لاجرم آن حال که بد بود بتر شد
هان ای دلِ …
❤6
16 Feb 2026, 05:27 UTC117 views4 reactionsread 9 August 2026 من از آن روز که در بندِ توام آزادم
پادشاهم که به دستِ تو اسیر افتادم
همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند
در من از بس که به دیدارِ عزیزت شادم
خرّم آن روز که جان میرود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمهٔ انس
پیشِ تو رخت بیَفکندم و دل بنهادم
دانی از دولتِ وصلت چه طلب دارم؟ هیچ!
یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبندِ منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خی…
❤4
23 Dec 2025, 13:15 UTC328 views2 reactionsread 9 August 2026 نویدِ آشنایی میدهد چشمِ سخنگویت
گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت
بمیرم پیشِ آن لب اینچنین گاهی تبسّم کن
بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت
به رویت مردمانِ دیده را هست آنچنان میلی
که ناگه میدوند از خانه بیرون تا سرِ کویت
شرابی خوردهام از شوق و زور آورده میترسم
که بردارد مرا ناگاه و بیخود آورد سویت
ز آتش آب میجویم ببین فکرِ محالِ من
وفاداری طمع میدارم از طبعِ جفاجویت
فریبِ غمزه امروز آنقدر خوردم که م…
❤2
9 Dec 2025, 18:36 UTC244 views2 reactionsread 9 August 2026 همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
به که نسبتت کنم من، که به هیچکس نمانی
به سماع چون درآیی، من و صدهزار چون من
همه جان در آستینها که تو دست برفشانی
ز کمالِ لطف اگر جان به درونِ دل کند جا
تو درونِ جان نشینی که لطیفتر ز جانی
ز حیاتِ خود ملولم، بکُشم به یک نظاره
نه ز راهِ خشم لیکِن به طریقِ مهربانی
شدم آنچنان چو مجنون به خیالت ای پری گم
که اجل به سوی من ره نبرد ز بینشانی
تو به لب مسیحی امّا نفسی که زندهام م…
❤2
24 Nov 2025, 16:56 UTC225 views3 reactionsread 9 August 2026 کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
چه خواهد کرد اگر شب دستِ من در گردنت بیند؟!
شهیدِ عشق وقتی دامنت گیرد که در محشر
نشانی جز نشانِ خون خود بر دامنت بیند
چه میپرسی ز من کز دوست ای همدم چهها دیدی؟!
الهی آنچه من از دوست دیدم، دشمنت بیند!
ندارد دیده هر دم تابِ دیدارت، مگر گاهی
چو ماه از گوشهٔ بام و چو مهر از روزنت بیند
به تن پیراهنِ صبرم قبا شد، دیدهام تا کی
چو گل با هر خس و خاری به یک پیراهنت بیند؟!
هزارت بل…
❤3
16 Nov 2025, 21:04 UTC177 views2 reactionsread 9 August 2026 بیا بیا که مرا طاقتِ جدایی نیست
رها مکن که دلم را ز غم رهایی نیست
دلم ببردی و گر سر جدا کنی ز تنم
به جانِ تو که دلم را سرِ جدایی نیست
بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است
بگیر باده که هنگامِ پارسایی نیست
اگر ربوده به زلفِ تو شد دلم، چه عجب
چو کارِ زلفِ تو، الّا که دلربایی نیست
بر آبِ دیده روانیِ تو همیخواهم
اگرچه آبِ مرا بر درت روایی نیست
مرا بپرسی کاخر مرا ز تو غم نیست
اگر نیایی هست و اگر بیایی نیست
به بنده «خسرو…
❤2
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @my_elixir_of_life. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.