6 Aug 2026, 08:46 UTC22 views3 reactionsread 9 August 2026 نبینم در کسی جز حالت افسرده حالی را،
به غیر از یک زبان لال و صد حرف سؤالی را،
کسی بر طبل بی عاری نمی کوبد دگر زیرا،
نبینی خنده ای روی لبی از بیخیالی را،
نگرید ابر تا جاری شود آب از دل چشمه،
از این بر دیدگان بینیم اشک خشکسالی را،
کویر دستمان گشته اسیر فقر و از یکسو،
نشانده بر جبین از شرممان رنگ ذغالی را،
اذان صبح بس دل ها به درد آرد،چه خوش باشد،
سحر بر دار آویزیم تار و پود قالی را،
خوش آن قومی که چون بیدار شد،بی…
👏2🕊1
5 Aug 2026, 06:15 UTC20 views4 reactionsread 9 August 2026 همیشه فکر میکردم که بی تو زنده میمانم،
سرود عشق را در خلوتی مستانه می خوانم،
اگر چه زنده ام دنیا برایم مثل زندان است،
که خود هم معنی این زندگانی را نمی دانم،
ببار ای ابر چشمان به ره درانتظار هر شب،
که شاید دل بسوزاند به حال چشم گریانم،
به غیراز تو ندارم کس در این خلوت سرای دل،
به قهر و ناز خود اکنون به لب آورده ای جانم،
شده تنها حریف درد من جامی شراب امشب،
که شاید ساعتی آرام سازد درد پنهانم،
تو شهرزاد هزار و یک…
👏2❤1😢1
29 Jul 2026, 06:41 UTC50 views3 reactionsread 9 August 2026 در این خرابه سرایی که جمله رهگذریم،
به گرد نقطه ی پرگار عمر در به دریم،
بهار عمر گذشت و خزان به نیمه رسید،
تبر به شاخه برفت و هنوز بی خبریم،
چو آب چشمه به جوی،عمر ما گذشت هیهات،
نشسته نادم و دایم به پشت سر نگریم،
فراق عافیت از جان ما نگردد دور،
که گه اسیر قضا گه به پنجه ی قَدَریم،
کنون که رسم جهان است خون دل خوردن،
بیا که خون رزان بر دل پیاله بَریم،
چرا به میکده رفتن سزای چون ما نیست،
وَ از ترانه و مستی و عیش بر…
❤3
8 Jul 2026, 05:15 UTC87 views6 reactionsread 9 August 2026 بی وفا دیوانه ام کردی و حیرانم مکن،
از غم هجران روی خویش لرزانم مکن،
گیسوان خود به دست باد دادی بیش از این،
همچو گیسوی پریشانت پریشانم مکن،
لب چو وا کردی شکرها از دهانت ریختند،
باچنین شیرین زبانی قصد ایمانم مکن،
چشم مستت فتنه ای بر جان من افکند و رفت،
رو مپوشان دیگر ای دلدار و گریانم مکن،
نوگل باغ امید و آرزویم بیش از این،
با دو ابروی کمانت رخنه در جانم مکن،
سربدارم بر سر موی تو تا شام ابد،
هرچه میخواهی بکن،درگی…
❤4👍1👏1
13 Jun 2026, 11:53 UTC101 views4 reactionsread 9 August 2026 دیدی که از هجران تو چشمان من خونبار شد،
دنیای عشق و آرزو در سینه ام آوار شد،
چون کودک نوپای دل در کوی تو خو کرده بود،
با رفتنت دیوانه ای از خویشتن بیزار شد،
دنبال فردا نیمه شب ها گشت نابینا ولی،
مقصود چون پیدا نشد آشفته شد بیمار شد،
با خود کشیدم بار غم از کوی تا کویی دگر،
هر روزه غم بر روی غم بر دوش من انبار شد،
صبر آمد و ناخوانده بر کنج دلم مأوا گرفت،
چشمم به درد انتظار و اشک برخوردار شد،
افغان خاموش دلم تا بیک…
👏3❤1
13 Jun 2026, 11:52 UTC83 views3 reactionsread 9 August 2026 گلویم بغض و دستم رعشه لکنت بر زبان دارم،
گلایه از خدای چشمت ای ابرو کمان دارم،
نگاهم منتظر چشمم به راه و دیده ام بر در،
مداوم نام زیبایت به لب ای بی نشان دارم،
به دل داغ فراق و بر سرم شور وصال تو،
چه میدانی که از هجرت چه دردی میهمان دارم،
شکسته قلبم از سنگ جفایت سنگدل اکنون،
از این جور و جفایت حسرت و آه و فغان دارم،
اگر چه روی گردانی ز من ای بی وفا اما،
به دل امید وصل روی ماهت همچنان دارم،
گریزانی چرا آخر چو آهو…
🥰2❤1
13 Jun 2026, 11:52 UTC66 views2 reactionsread 9 August 2026 شب چو در بستم و آهنگ وصالت کردم،
دل و جان غرقه ی دریای خیالت کردم،
دیده پوشیدم از اغیار و تو بودی به نظر،
چشم دل محو تماشای جمالت کردم،
در تماشاگه چشمان من افتاد رُخت،
خون دل خوردن ایام حلالت کردم،
نگه اندر نگهم دوخته بودی آن شب،
جان فدای مه و ابروی هلالت کردم،
عقرب زلف کج اندر قمر انداختی و،
دیده محو رخ و زلف پر شالت کردم،
فتنه برخاست از آن دیده ی فتانه ی تو،
دل ویران شده وقف خط و حالت کردم،
تا که رامشگر دل سف…
❤2
13 Jun 2026, 11:52 UTC58 views2 reactionsread 9 August 2026 من بودم و شب بود و سبوی می و مینا،
یک دشت پر از خاطره و یاد تو آنجا،
با خویشِ درونم بنشستیم دو تایی،
مه آمد و شد جلوه گر از بهر تماشا،
می،خوردم و یاد تو همی نوش به من گفت،
در آن شب مهتابی و رویایی و زیبا،
هی پیک زدم مزه گرفتم ز لب تو،
فارغ ز همه درد و غم و غصه ی دنیا،
حیران شده بودم من سرمست به یادت،
چون کشتی طوفان زده ای در دل دریا،
من مست و دل از سینه رها گشت به ناگه،
تا خود برساند به سر زلف چلیپا،
یک مست به …
❤2
13 Jun 2026, 11:51 UTC53 views2 reactionsread 9 August 2026 آرزویم پیر شد امیدم از پا اوفتاد،
بس که اندرانتظارت دیده بر در دوختم،
آتشی انداختی بر خرمن جانم از این،
خوشه خوشه مزرع جانم به پایت سوختم،
سال ها باران اشک از ابر چشمانم چکید،
شمع جانم در شب هجران تو افروختم،
شام هجران بی سحر مانده است و روزم بی فروغ،
در دل هجران کشیده درد و غم اندوختم،
محمدحسن رضایی ششده،
۱۴۰۵/۱/۲۳
🖊📖👓 @mhrezaii
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❤1🥰1
13 Jun 2026, 11:51 UTC52 views1 reactionsread 9 August 2026 کو شراب هفت ساله ساقیا دل خسته ام
ساغری لبریز ده تا وارهم از درد و غم،
می رود فریاد خاموش از نگاهم بر فلک،
می چکد از ابر دیده اشک هجران دم به دم،
محمدحسن رضایی ششده،
۱۴۰۵/۱/۲۲
🖊📖👓 @mhrezaii
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❤1
5 Jun 2026, 10:07 UTC94 views5 reactionsread 9 August 2026 صبح است و کوه و چشمه و آوای بلبل،
با یک نسیم از عطر بی همتای سنبل،
بوی گل آویشن و یک صبح آرارم،
آلاله و شب بو و پونه در تقابُل،
هی های چوپان یک طرف با گوسفندان،
از آن طرف آوای بزغاله در آغول،
بر روی سنگی کبک آمد نغمه خوانی،
اندر بهار تودج زیبای پر گل،
من بودم و صبحی دل انگیز و سکوتی،
در وُهل رز پیش کپر در سینه ی تُل،
یک سفره ی نان و پنیر و نون تیری،
کتری بر آتش آن طرف در حال قُل قُل،
اندر سکوت کوه یادت بر سر اف…
👏4❤1
26 Feb 2026, 07:10 UTC127 views5 reactionsread 9 August 2026 زمستان استخوان سوز است و امید بهاری نیست،
از این دنیا بجز نامردمی ها انتظاری نیست،
ترک خورده است سقف خانه و دیوار این دنیا،
دگر بر سقف و دیوار و حصارش اعتباری نیست،
چو شب گیسو فرو بگذارد از هر شانه بر دامن،
به تار زلف او غیر از نوای داغداری نیست،
درون کوچه ی دنیا گذر می کردم و دیدم،
بغیر از ناله و اشک و غم شب زنده داری نیست،
به باغ آرزو بگذشتم و دیدم در آن بستان،
همه پژمرده و حتی گلی بر شاخساری نیست،
به زیر لخته…
❤2👍2🕊1
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mhrezaii. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.