7 Aug 2026, 22:01 UTC112 views2 reactionsread 8 August 2026 🟣هوا بس ناجوانمردانه داغ است
گرانیها نیز داغ داغَند
مرداد، وقتی هوا هم کم میآورد
هوا بس ناجوانمردانه داغ است. داغِ داغ.
از آن مردادهایی که حتی نشستن روبهروی کولر گازی، با درجهی هجده و نوزده، با لباس نازک و آزاد و راحت، هم کافی نیست. اگر کسی پتو را روی خودش بیندازد، انگار میخواهد خودش را در تنور بپیچاند.
روی صندلی، درست مقابل بادخنک کولر نشسته بود و به صفحهی خاموش تلویزیون نگاه میکرد. گرمای مرداد انگار از …
✍1❤1
Signed Maryam@
6 Aug 2026, 15:35 UTC147 views6 reactionsread 8 August 2026 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
ازحقیقت نترسیم.
حقیقت ممکنه اول مارو زخمی کنه، امـا تنها چیزی هس که مارو درمان میکنه.
بترسیم.
بترسیم از اینکه یه عمـر خودمونو از خودمون پنهون کنیم.
زندگی ما از روزی عوض میشه که به جایِ فرار از حقیقت، روبروی اون بایستیم.
#یک_فنجان_جمله_مریم_حموله_آرام
به وقت15مرداد صفر5
https://t.me/maryam1260
https://ble.ir/maryamhamoole1260
❤5✍1
Signed Maryam@
4 Aug 2026, 14:16 UTC134 views5 reactionsread 8 August 2026 🔹🔹🔹🔹
_ننه از کجا بفهمم دارم راه درست رو میرم؟
_ننجون استکانِچایش رو روی نعلبکی گذاشت و گفت:
ننه قربونِ شکلِ ماهت بشم، همیشه به حرف دلت گوش کن. اما قبلش از خودت بپرس: این تصمیم فردا باعث افتخارم میشه یا پشیمونَم میکنه؟
اگه جوابش آرامش بود، همون راه درسته ننه.
لبخندی زدم و گفتم:
اگه یه روز همه اَزَم ناراحت شدن چی؟
مادربزرگ دستی به موهاش کشید و اونارو انداخت پشتِ سرش و گفت:
ننه قرار نیست همه از تو راضی باشن. تو …
❤4✍1
Signed Maryam@
2 Aug 2026, 13:47 UTC212 views7 reactionsread 8 August 2026 Video
از آرشیو خوانش هایم🤗
شعر: حمید مصدق
موسیقی: کارن همایونفر
صدا: مریم حموله(آرام)
https://t.me/maryam1260
https://ble.ir/maryamhamoole1260
❤5👍2
Signed Maryam@
1 Aug 2026, 13:06 UTC191 views5 reactionsread 8 August 2026 🔸دور از هیاهو بودن لابلایِ هیاهوهای زندگی
امروز از آن روزهایی بود که باموبایل چپ افتاده بودم.می دانی دلم با موبایل نبود.حوصله سر بر شده بود. آن را گذاشتم لابهلای کتابها و دفتردَسْتَکهای روی میز قدیمیام. انگار با کنار گذاشتن موبایل صدای خانه به گوش میرسیدصدای خودم و صدای زندگی
رفتم سراغ آشپزخانه. میلِ دلم با آشپزی آن هم با حوصلهاَش بود، مثل آشپزیکردنِمادرم.
ته ماهیتابه را با خلالهای پیاز پوشاندم. تکهه…
❤4✍1
Signed Maryam@
31 Jul 2026, 11:52 UTC205 views5 reactionsread 8 August 2026 🔗🔗هزارتوهای ذهنی
اَمان از ذهن یک زن! آنقدر تو در تو و پیچ در پیچ است که خدا داند و بس.
یک هزارتوی پیچیده و پر دغدغه.
لباسها را یکی یکی تا میزنی و هرکدام را سرجای خودشان در کمد می نشانی.
پیراهن و شومیز و کت ها را آویزان می کنی و لابلای هر تا زدنی و هر آویزی هزارتوهای ذهنی ات شروع به فعالیت می کنند.
دلواپسی هایت برای پدرومادرت. خودت را سرزنش می کنی، نکند من غافل بودم و دیر آن ها را نزد پزشک برده ام.
لباس تازده …
❤2👍2✍1
Signed Maryam@
29 Jul 2026, 20:13 UTC191 views6 reactionsread 8 August 2026 🔹🔹دریای شگفت انگیز درسْ از ورزش
امروز وسط تمرین، بیشتر از اینکه حواسم به وزنهها باشد، حواسم به خودم بود.
به این فکر میکردم که ورزش فقط بدنم را قویتر نکرده؛ یادم داده کمتر عجله کنم، با تمرکز ودقت بیشتری کارهایم را انجام دهم.
به مربی نگاه میکردم. به جدیتش، لبخندش، نگاهش. اینکه چطور با یک جمله یا یک نگاه، به آدم انگیزه میدهد. از او فقط ورزش یاد نگرفتهام.
یاد گرفتهام آدمها بیشتر از چیزی که فکر میکنیم به دیده …
❤2👌2✍1👍1
Signed Maryam@
28 Jul 2026, 15:20 UTC172 views7 reactionsread 8 August 2026 🔹🔹از آن روزهای خوش و جیک جیکِ مستان
امروز که کل فضای مجازی و بخصوص اینستاگرام پر بود از رندترین تاریخ امسال یعنی پنجِ5صفر5
اومدم یادداشتِ روزم رو بنویسم که صحبتهای یکی از استادهای دانشگاه تو ذهنم رژه میرفت. استادذبیح
خیلی درس باهاشون داشتم.
از استادهایی بود که بیشترین صدای توی کلاسش صدای خنده و قهقهی ما بود.
منتظر نمی موند تاخنده ی ما تمام بشه و ادامه بده. صحبت می کرد و خودشم می خندید.
از داستان های عاشقانه ی …
❤3✍2👍2
Signed Maryam@
26 Jul 2026, 20:38 UTC284 views6 reactionsread 8 August 2026 میدونی قرارِ دلم بود.
اما صدایِ زورِ ترس، بلندتر از دوست داشتنم بود.
هربار که دلتنگش میشَم می فهمم بعضـی دوستَت دارمها را باید به وقتِش گفت
راستش دلم هنوز باهاشه.
عقلم وانمود میکنه که نیست.
کاشکی ترس، جای دوست داشتن تصمیم نمیگرفت.
میدونی بنظرم بزرگترین و دردناک ترین حسرت زندگی نگفتنِ دوستت دارم به کسیست که قرارِ دلت بود.
آهی به بلندای درد و حسرت پنجاه ساله اش کشید و گفت: دخترم نمیدونم چرا دوسداشتم این حرفها ر…
❤6
Signed Maryam@
25 Jul 2026, 21:49 UTC212 views7 reactionsread 8 August 2026 🔹🔹حالا چی درست کنم مادرمن
دیروز مامان خونه نبود. دیر بیدارشدم چون شب قبلش تا پاسی از شب بیداربودم.کتاب خوندم، عجیب بود که صفحه به صفحه که پیش می رفتم بی خواب تر می شدم و خبری از گرم شدن چشمها و افتادن سرِ مبارک روی کتاب نبود.
جالبتراین بود که چیزی از خواندن هم متوجه نمیشدم.
دفترم رو آوردم خیلی وقت بود با خودکار چیزی ننوشته بودم. گوشی و لپ تاپ، لذت نوشتن با دفتر وخودکار را ازمن دور کرده بودند.باخودم عهد بستم م…
❤5✍1😁1
Signed Maryam@
24 Jul 2026, 21:02 UTC197 views5 reactionsread 8 August 2026 یک روز دفترهای قدیمیاش را ورق زد. از روی نوشتههایش فهمید، فقط دستخطش عوض نشده، خودش نیز عوض شده بود.
کتابهایی که خوانده بود، به او یاد داده بودند دنیا را از چشم آدمهای دیگر هم ببیند.
« نوشتن» یادش داده بود قبل از قضاوت، اول خودش را بفهمد.
#زمزمههای_گاه_و_بیگاهم_یک_فنجان_جمله_نوشتن_خواندن_مریم_حموله_آرام
به وقت2مرداد صفر5
https://t.me/maryam1260
https://ble.ir/maryamhamoole1260
✍5
Signed Maryam@
24 Jul 2026, 15:43 UTC215 views3 reactionsread 8 August 2026 🔸چقدر حواسمون به لحن کلامِمون با اطرافیانمون هس؟
اینروزها خوابم وحشی شده و کنترلش از دستم رفته که رفته.
تاپاسی از شب بیدارم. میشینم پادکست های امیرعلی رو گوش میدَم. وسط وسطاش خوابم اهلی میشه و چشمام گرم میشن و میرم.
باصدایی از خواب بیدار میشَم. گوشی رو نگاه می کنم. عه امیرعلی و مهمونش هنوز دارن فَک میزنن. منم هیچی نفهمیدم.
میزنم از اول، بادقت گوش میدم همَش تکراریه. یکَم میزنم جلو، چفت و بست گوش میدم. میگم همینه …
❤2✍1
Signed Maryam@
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @maryam1260. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.