10 Nov 2025, 08:20 UTC151 views6 reactionsread 9 August 2026 Forwarded from @Asmaneghalbeman
.
این روزها
از نوشتن دور افتادهام. بیشتر از قبل مینویسم اما کمتر انسجام ذهنی دارم. بیشتر خانهام و کمتر احساسِ «در خانه بودن» دارم. بیشتر به آدمها پیام میدهم و کمتر احساس نزدیکی و صمیمیت دارم.
مهمترین تلاش هرروزم این است که یاد بگیرم و تلاش کمتری برای بهکار بستن دارم. شاید هم عکس این قضیه درست باشد، نمیدانم.
میخواهم خودِ جدیدی بسازم و مدت زیادی نیست که خود اَم را یافتهام. میخواه…
❤6
25 Oct 2025, 23:43 UTC278 views9 reactionsread 9 August 2026 Voice message
ما همه چیز رو دیدیم
ــــــــــــــــــ
🎻قسمت یکِ ساخت درام
#پادکست
م. و
پ. ن: این صدا، یک تمرین ساده و ابتداییست.
@mahvzi
❤7❤🔥1👏1
19 Sept 2025, 22:53 UTC210 views6 reactionsread 9 August 2026 File
♥️با این ترانه نامهم رو بخونید؛
پ. ن: مثلا فصل بهار رو پاییز فرض کنید. 😂
#ترانه
@mahvzi
❤3😍3
19 Sept 2025, 22:29 UTC173 views11 reactionsread 9 August 2026 نامهای برای واقعیت
29 شهریور 1404.
#نامه_ها
#یادداشت
ــــــــــــــــــــ
عزیزدل من؛
هرکاری میکنم، نمیتوانم بنویسم. با نوشتن کلمهی دوم، جمله از ذهنم میپرد. ادامهی حرفم، برای نوشتن، در نقطهای بین سیاه و سفید یا غم و شادی گم میشود. هر چه تلاش میکنم، چیزی پیدا نمیکنم. همه چیز در یک حد وسط ناپایدار، درست مثل توهم، خیال و یا خواب گیر کرده و حالا فقط تو برای من ماندی. یعنی در تمام این بی ثباتیها یک من هستم و یک …
❤11
Channel name was changed to «ابهامنگار | مهشید واعظی»
13 Mar 2025, 19:16 UTC343 views11 reactionsread 9 August 2026 درهم از آنکه دیگر نیست.
23 اسفند 1403.
ــــــــــــــــــــــ
شب گذشته یک جلیقهی بافت بنفش با روسرییی که گل های زرد داشت، پوشیده بود.
میخندید و با همان آهستگی همیشهاش در حیاط راه میرفت تا به شیر آب برسد.
انگار چیزی در خانهاش جا گذاشته بودم.
از وسط کوچه برگشتم و به در رسیدم. باید محکم بکوبی تا باز شود. کوبیدم و دویدم تا به در شیشهای داخل رسیدم.
او پشت سرم بود و من را ندید.
انگار که میخواست حیاط را مرتب کند. یک…
❤9👍1🕊1
2 Dec 2024, 21:08 UTC623 views15 reactionsread 9 August 2026 پرت و پلا
- این نوشته هیچگونه پیامی نداشته و کاملن فتیر و بیمایه است.
12 آذر 1403
#یادداشت
ــــــــــــ
بعد از آن هر روز بودنها حالا نیستم. یک واژه کارم را در آورد.
"ارفاق"
ارفاق برای نوشتههایم.
همه چیز فرق کرده و روزهایی که میگذرد پر از سوژهاند.
هر روز و هرساعت از یک موضوع میترسم. آن هم دورشدن از نوشتن. البته میدانم که دور نمیشوم. آنقدری خیالم راحت است که رشتهی دانشگاهم نوشتن شده.
راستش خیلی غریبم. نمی…
❤13👏2
25 Oct 2024, 20:22 UTC707 views10 reactionsread 9 August 2026 پروندهی شایان
۴ آبان ماه۱۴۰۳.
#یادداشت
ـــــــــــــــــــ
بیصدا.
بیصدایی صدا دارد. مثل صدای شایان.
یا صدای پدری معلول که در سکوت، در کنار خیابان و بین مردم با شرافت جوراب میفروشد.
یا صدای مادری معلول که بیصدا، صدای عشق را در خانه پخش میکند. با بیصدایی به خردسالش بال و پر رشد و قد کشیدن میدهد.
و در نهایت خانوادهای که با بیصدایی گرما میافشانند و ادامه میدهند.
و حالا؛
بیصدا، دوربین، حرکت...
«تحقیق ما در خ…
❤8❤🔥2
22 Oct 2024, 20:47 UTC539 views13 reactionsread 9 August 2026 شرح حال تازه.
#بیوگرافی
#یادداشت
ـــــــــــــــــــــــ
نمیدانم چرا اولین جملهای برای نوشتن و بیان خود به ذهنم میرسد این است که بگویم من از دنیای خواهرها و برادرها یک برادر دارم.
و در پی این جمله باید بگویم من یک برادری دارم که هیچ شباهتی به یکدیگر نداریم. در دو دنیای دور از هم الگوی دو خط موازیای هستیم که هیچ نقطهی تلاقیای نداریم.
،
در استان تهران و مرز کرج زندگی میکنیم.
،
و من در حال حاضر دیوارهای ۲۱ سالگ…
❤13
22 Oct 2024, 20:13 UTC355 views6 reactionsread 9 August 2026 انشا با موضوع شهر؛
1 آبان ماه1403.
#یادداشت
ـــــــــــــــــــــــ
شهر یک فرمول ساده دارد.
زندگی به علاوهی برنامهریزیها به توان دیویدن که مساویست با جنگیدن و خشم و عشق.
اصلن میدانید چیست؟
شهر درست مانند رانندگی و قوانینش است.
گاهی دندهاش یک و دو میشود. سنگین حرکت میکند و عبور از سربالاییها نفسگیر میشود و گاهی هم دنده سه و چهار شده و رها و با شتاب بهتر میگذرد.
چراغ قرمز دارد برای ایستادن. سبز دارد برای ح…
❤6
31 Aug 2024, 18:57 UTC596 views12 reactionsread 9 August 2026 در ادامهی شرحِ تمرین:
#یادداشت
#بیوگرافی
۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۳.
ـــــــــــــــــــــ
نوشتن یک کتابِ کامل همیشه برایم سخت بوده اما خواندن یک کتابِ نوشته شده آسانتر. به مورچهی روی دیوار هم فکر میکنم. حیوانات را بیشتر از انسانها دوست دارم. خردسال که بودم، موهایم کوتاه و فرفری بود. معمولن اسم افراد را پس از بارها ملاقات یاد میگیرم. هیچوقت نتوانستم کسانی را که عمل بینی میکنند را درک کنم. اگر احساسی نسبت به موضوعی ند…
❤10👍2
31 Aug 2024, 18:56 UTC392 views2 reactionsread 9 August 2026 #از_نویسندگی
شرحِ یک تمرین:
- با خواندن کتاب اتوپرتره اثر ادواردلو که سبکی از نوشتن زندگینامهست، تصمیم گرفتم، با همون فضا و برداشتی که از نوع نوشتار و طرز بیانش داشتم، شروع به نوشتن کنم.
انجام چنین تمرینی با آثار خوب، یادگیری بزرگی برای نوشتن و قویتر شدن قلم ما محسوب میشه.
و حالا سبک این کتاب برای ذهن من باعث شد که از بیان خودم ترسی نداشته باشم و سانسورهای بیخود و اضافه رو کمتر کنم.
ــــــــــــ
پیشنوشت۱: این…
❤2
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mahvzi. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.