Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for ❣⚜ شمیم ⚜❣

Channel

❣⚜ شمیم ⚜❣

@mahe_mannn

On this record: Growth · Engagement · Posts · Cite this entry

112subscribers

+1 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1001124600794
TypeChannel
Username@mahe_mannn
CreatedBetween 1 June 2017 and 31 October 2020— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded9 August 2026
Last confirmed live26 August 2026
Measurements held3
Confirmed unchanged1 time, most recently 26 August 2026
On Telegramt.me/mahe_mannn

Growth

111112111.56 August 2026 — 111 subscribers9 August 2026 — 111 subscribers26 August 2026 — 112 subscribers6 August 202626 August 2026
3 measurements spanning 20 days, net +1. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 111–112 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
26 Aug 2026, 16:07112+1
9 Aug 2026, 06:48111no change
6 Aug 2026, 17:41111first reading

Engagement

20 posts held, back to 30 June 2021the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 15 May 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

8 Jul 2021, 05:58 UTC≈2,210 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۷_رمان_طمع_برای_پایان تند سرم را بالا آوردم و به دکتر نگاه کردم - این طوری به همسرتون کمک بزرگی میکنید و می تونید خیلی زود به بچه ی دیگه بیارید طولانی نگاه کردم به چشم های دکتر ... او چطور می توانست آنقدر راحت از مرگ یک نوزاد صحبت کند!؟ در اتاق دکتر زده شد و دو تا پرستار وارد شدند و دکتر روبه من گفت - تصمیم نهایی با خودتونه، شما هر چی انتخاب کنید ما همون کار رو انجام میدیم. روزتون بخیر از جایم بلند شدم و اتا

Signed Tasnim_R

8 Jul 2021, 05:57 UTC≈1,980 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۶_رمان_طمع_برای_پایان - این دختر هم سنش کم بوده و هم توانایی زایمان طبیعی رو نداشته... از آسانسور خارج شدیم و در راه رو قدم برداشتیم - کیسه آبش پاره شده و تو فاز زایمان قرار گرفته اما چون نمی تونسته طبیعی زایمان کنه بچه به طور طبیعی نتونسته به دنیا بیاد و هم مادر درد زیادی رو کشیده وهم ... وارد اتاقش شد و من هم وارد شدم - و هم این که بچه دچاره زجر تنفسی شده روی صندلی اش پشت میز نشست و رو به من ادامه داد - مت

Signed Tasnim_R

8 Jul 2021, 05:57 UTC≈1,420 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۵_رمان_طمع_برای_پایان وارد پارکینگ بیمارستان شدیم و وقتی پارک کردیم بی وقفه به سمت قسمت زنان و زایمان بیمارستان رفتیم... به شیشه ی اطلاعات زدم آمار وضعیت آذین رو پرسیدم و او گفت که داخل اتاق عمل هستش و دیگر جوابی نداد با بابا به سمت در اتاق عمل رفتیم و به انتظار نشستیم که بالاخره یک دکتر از در خارج شد و به سمتش رفتیم تا آمار آذین را بگیریم. اما او گفت اطلاعی ندارد! باز هم به انتظار نشستیم که بالاخره یک نفر آ

Signed Tasnim_R

7 Jul 2021, 07:10 UTC≈1,020 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۴_رمان_طمع_برای_پایان آنقدر حالم بد شده بود که همان طور روی کف آسانسور کوچک که ظرفیت ۴ نفر را داشت دراز کشیدم و دست هایم را روی آرمان قرار دادم و به او دل داری دادم - مامان نترس ما با همیم من مواظبتم، من دوستت دارم، نمی ذارم اتفاقی برات بیوفته اما دوباره درد هایم شدید شد و این بار از درد بی مکث سرم را به چپ و راست تکان می دادم و سعی می کردم جیغ نزنم اما نمی توانستم! این درد واقعا درد شدید و آزار دهنده ای بود

Signed Tasnim_R

7 Jul 2021, 07:10 UTC887 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۳_رمان_طمع_برای_پایان چنان زیر شکمم درد می کرد که از درد نا خواسته جیغ می زدم و یهو دردش تمام می شد و هیچ دردی نداشتم. چند بار این طوری شدم و بالاخره صدای یه شخصی را از بیرون شنیدم -کیا اون تو هستن که؟ فریاد زدم - آقا تو رو خدا نجاتم بده - زنگ زدم تعمیراتی بیاد ما نتونستیم آسانسور رو باز کنیم. -من بارداری وضعیتم خیلی بده خواهش می کنم از این جا نجاتم بدین صدای یک زن به گوش هایم رسید - تحمل کن عزیزم نترس همان

Signed Tasnim_R

7 Jul 2021, 07:09 UTC801 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۲_رمان_طمع_برای_پایان آذین بخاطر اتفاقی که افتاده بود از خجالت ارسلان را از خانه بیرون فرستادم تا خودم را جمع جور کنم. چطور امکان دارد من بی اختیار شلوارم را کثیف کنم!؟ واقعا خجالت آور بود؛ امیدوارم که ارسلان متوجه این قضیه نشده باشد -به زحمت از جایم بلند شدم و به سمت حمام رفتم و بعد از درآوردن لباس هایم زیر دوش ایستادم و سرم را زیر آب نگه داشتم... این که انقدر چندش آور و بد بودم، باعث می شد حالم بد بشود. چ

Signed Tasnim_R

7 Jul 2021, 07:09 UTC756 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۱_رمان_طمع_برای_پایان - چشم بابا بر روی شانه ام زد - مردونگی کردی نذاشتی ناموس برادرت دست کسی دیگه بیوفته. - ممنون اما آذین حق انتخاب داره می تونه با من زندگی کنه و یا جدا زندگی کنه خودم خرجشون رو بدم‌. - چه معنی داره زن تنها زندگی کنه! رو نده بهش، بذار مطیع باشه به زن جماعت نباید رو داد - من افکارم با شما فرق داره از جایم بلند شدم و گفتم - بابا ماشین ظرف شویی هم داری؟ - آره می خوای چیکار؟ - واسه خونه می خوا

Signed Tasnim_R

6 Jul 2021, 08:31 UTC758 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۹۰_رمان_طمع_برای_پایان -درست میشه شغل مورد علاقه ات رو پیدا می کنی -ممنون از امیدواریت یک آن دست هایش را بر روی شکمش قرار داد و دست دیگرش را روی کابینت فشار داد -آی قدم هایش را به سمتش تند کردم - چی شد!؟ کمکش کردم روی صندلی بنشیند - خوبی؟ - آره اما با خجالت و روی قرمز شده گفت: - میشه یکم تنهام بذاری؟ -اتفاقی افتاده؟ سرش را پایین انداخت نه فقط نیاز دارم تنها باشم تو خونه - با این وضعیت!؟ - خوبم - باشه من می خو

Signed Tasnim_R

6 Jul 2021, 08:31 UTC681 viewsread 9 August 2026

#قسمت_۱۸۹_رمان_طمع_برای_پایان وقت برگشتن به خانه ارسلان طیبه خانم را به خانه اش رساند و ما هم به سمت خانه حرکت کردیم... حتی تنها بودن با ارسلان در یک ماشین هم برایم هیجان آور بود! فقط کافی بود نگاهش یک لحظه روی من بماند تا من تمام وجودم پر شود و از حس زندگی و عشق داخل خانه یکی از لباس های که طیبه خانم انتخاب کرده بود را پوشیدم و به سمت آشپزخانه رفتم تا آب بخورم اما وقتی نامحسوس به دنبالش می گشتم متوجه شدم سر جایش خ

Signed Tasnim_R

4 Jul 2021, 18:56 UTC698 viewsread 9 August 2026

تقدیم به شما عزیزان❤😘

Signed Maryam Khanezarin

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @mahe_mannn. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 26 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“❣⚜ شمیم ⚜❣” (@mahe_mannn), 112 subscribers as measured 26 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/mahe_mannn.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.