8 Dec 2022, 20:14 UTC460 viewsread 9 August 2026 چگونه در دل این هاویه
قرار مییابد آدمی،
و مشتعل شدن و انفجار پوست
قرار ساکن اندیشه را
نمیآشوبد؟
مگر
که حس آدمی از سنگ بود؟
مگر که آتش تنها در استخوان و گوشت
میافروزد؟
به این جهنم پردامنه
نظاره میکند و بیخیال میسوزد.
و ذرهذرهی اندامش
به دود و خاکستر
نزول میکند.
چه دودی از همه سو میرود
زوال آدمی از زادگاه من
به مرزهای جهان میوزد.
من از تمام زم…
Signed Medusa
6 Aug 2021, 12:53 UTC807 viewsread 9 August 2026 دل میستاند از من و جان میدهد به من
آرام جان و کام جهان میدهد به من
دیدار تو طلیعهی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن میدهد به من
دلدادهی غریبم و گمنام این دیار
زان یار دلنشین که نشان میدهد به من
جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
کو جاودانه بخت جوان میدهد به من
میآمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان میدهد به من
چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز
شوقت اگر هزار زبان میدهد به من
آری سخن به شیوهی چشم تو…
Signed Leili
6 Aug 2021, 07:09 UTC451 viewsread 9 August 2026 چاقو -نصرت رحمانی-
در انزوای بسترش آرام
_در گورِ جیبِ من _
خود را به دست خواب سپرده است
چاقو.
شاید که مرده است
لب تشنه
سر به چاکِ گریبان،
و سرد لب؛
چاقو.
با یاد آنچه رفته و برجاست
در غرقآب ذهنِ در هم و مخدوش
چاقو !
شاید که مرده است .
یا در عمیقِ خواب
تصویرِ خونِ منعقدی را
بر تیزیِ برندهی تیغش
ترسیم میکند
چاقو !
چاقو
شاید که فکر میکند
در انزوای بسترِ مغموم
مرده است.
یا در بطالت عبثی موهوم
دیریست زندگی
او را …
Signed mOrteza ^
3 Aug 2021, 03:25 UTC272 viewsread 9 August 2026 مردگانِ موت، با هم بزم برپا کرده، میخندند
زنده پندارند خودْشان را
استخوانها میدرخشد هر کجا، پهلو به پهلو، روی دندانها
دنده بر هر دنده، بگرفتهست پیشی
چشم رفته، کاسهی سر کرده جای چشمها خالی.
چند دیوارِ شکسته
مردگانِ موت میخندند، آنها راست حالی.
میکِشَد انگشتِ بیجانْشان
در جهانِ زندگان، هر دَم خیالی
بوی میآید، هیس!
هیس! از آنجا خاسته یک مرده به پا
به سرودی که سروده است
سرد و نفرت زای، بر کردهست آوا.
مرده…
Signed mOrteza ^
17 Jul 2021, 12:06 UTC258 viewsread 9 August 2026 آری، توان که رهرو دریاکنار بود،
آنگه به سالیان،
بیرون ز ورطههای همه مرگبار، ماند
اما نمیتوان،
بیغرقگی در آب؛
دریاشناس گشت و گهر از صدف ربود!
سهراب!
ای زخم جهل خورده به تاریکی،
دارو به گنج خانهی کاووس شاه هست،
اما نه از برای زخمهای توست!
آری تو را عطش نه به آب است از آنکه آب
در زیر پای توست!
از من شنو که روشنی جان دوای توست،
در سنگلاخ چشمه ی دانایی،
سهراب
جای توست!
" مهرهی سرخ"
#سیاوش_کسرایی
@kanoon…
Signed mOrteza ^
10 Jul 2021, 14:11 UTC233 viewsread 9 August 2026 Photo
پادکست شمارهٔ شش منتشر شد! ✨
نام کتاب 📚: #داستان_ملال_انگیز
نام نویسنده 🖊️: #آنتون_چخوف
کاری از «دانشگاه هنر و ادبیات» 🎧
با همکاری «انجمن علمی زبان روسی دانشگاه الزهرا» و «کانون گویندگی و اجرای دانشگاه شهید بهشتی»🇷🇺🎙
#ادبیات_روسیه
شنیدن پادکست:
https://t.me/UAL_channel
انجمن علمی زبان روسی دانشگاه الزهرا:
https://t.me/RussianALZ
کانون گویندگی و اجرای دانشگاه شهید بهشتی:
https://t.me/sbu_gooyandegi_ejra
Signed Leili
10 Jul 2021, 12:24 UTC431 viewsread 9 August 2026 گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا با هم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد
#هوشنگ_ابتهاج
@kanoonadabipgu
Signed Esmaeel Taheri
26 Jun 2021, 15:04 UTC194 viewsread 9 August 2026 در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
کردهام توبه به دست صنم باده فروش
که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج
نروند اهل نظر از پی نابینایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
جویها بستهام از دیده به دامان که مگر
در کنارم بنشانند سهی بالایی
کشتی باده بیاور که …
Signed Esmaeel Taheri
25 Jun 2021, 10:09 UTC171 viewsread 9 August 2026
با خش خش تراشهی ترسی
که روی ماه خراش میاندازد
رویای سنگریزههای برهنه به راه میافتد
و غلت غلتان
با سایههای باد
پای سپیدارهای دره
سپیده میزند.
برقی که حول و حوش سکوت
میگردد و میآراید
چون عابری که راه گمشدنش را هر شب میآزماید تا صبح.
پیشانی عرق کردهاش را
ماه
از پیچ سنگهای سیاه
میگذراند
در عمق دره ته آب.
#محمد_مختاری
@kanoonadabipgu
Signed mOrteza ^
15 Jun 2021, 10:34 UTC563 viewsread 9 August 2026 .
موجی سهمگینتر میخواهم
و صخرهای سختتر
تا در شکوه بیشتری
بنگرم شکستن خود را
#بیژن_جلالی
@kanoonadabipgu
Signed mOrteza ^
13 Jun 2021, 09:22 UTC206 viewsread 9 August 2026 نیمی را در آغوش کشید وُ
نیم دیگر را گذاشت برای بعد،
و آنگونه مُرد
که مُردن، تعویق مُردن باشد.
#علی_اسدالهی
@kanoonadabipgu
Signed mOrteza ^
12 Jun 2021, 21:59 UTC194 viewsread 9 August 2026 منم آری منم
که از اینگونه تلخ میگریم
که اینک
زایش من
از پس ِ دردی چهل ساله
در نگرانیِ این نیم روز تفته
در دامان تو که اطمینان است و پذیرش است
که نوازش و بخشش است
در نگرانیِ این لحظهی یاس٬ که سایهها دراز میشوند
و شب با قدمهای کوتاه
…
Signed mOrteza ^
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @kanoonadabipgu. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.