6 Aug 2023, 18:36 UTC288 views1 reactionsread 12 August 2026 🧔♂️و فی الفور با شتابی بی مورد ادامه داد: «نتیجه اش این میشد که کت تنم را در بیاورم از وسط دو نصف کنم و نصفش را بدهم به همسایه ام و در نتیجه هر دومان عریان بمانیم
🧔♂️به قول ضرب المثل خودمان کسی که دنبال دو تا خرگوش بدود، به هیچ کدام نمی رسد.»
🧔♂️♥️ اما علم به ما میگوید: نخیر، اول خودت را دوست بدار بعد برو سراغ ،دیگران چون پایه و اساس همه چیز نفع شخصی است.
🧔♂️اگر فقط خودت را دوست داشته باشی، کارت را همان جور ان…
👍1
6 Aug 2023, 15:40 UTC255 viewsread 12 August 2026 🧒رازو میخین رو کرد به روسیمف و با حرارت گفت چرند است جنب و جوشمان کجا بود؟
🧒 مگر جنب و جوش داشتن به همین مفتی هاست؟ جنب و جوش از آسمان که نازل نمی شود.
🧒 ما تقریباً دویست سال است که از هر جنب و جوشی افتاده ایم.
🧒بعد خطاب به پیوتر پتروویچ ادامه داد: البته در خارج خیلی حرف ها میزنند
🧒♥️این جا هم همه میخواهند خدمت کنند و منشاء خیر باشند، حالا بگذریم که افکارشان بچه گانه است.
🧒حتی درستی و صداقت هم پیدا میشود گو این …
6 Aug 2023, 15:26 UTC187 viewsread 12 August 2026 🧒من خودم آن جا رفته ام
🧒 البته برای کثافت کاری منتها کرایه آش ارزان است.»
🧔♂️پیوتر پتروویچ با لحن آزرده ای گفت: البته من چون خودم این جا غریبام متأسفانه نمیتوانستم اطلاعات لازم را کسب کنم اما دو تا اتاق تمیز و دلباز گرفته ام و چون برای مدت کوتاهی است....
🧔♂️و رو کرد به راسکول نیکف: «البته من آپارتمان اصلی مان یعنی آپارتمان آینده مان را پیدا کرده ام و میخواهم بدهم دستی هم به سر و صورتش بکشند.
🧔♂️برای خودم هم فع…
6 Aug 2023, 15:21 UTC163 views1 reactionsread 12 August 2026 🧔♂️اولا معلوم بود یعنی اصلا داد میزد، که پیوتر پتروویچ سخت کوشیده است از اقامت چند روزه خود در پایتخت به نحو احسن استفاده کند و تا نامزدش از راه نرسیده درست و حسابی به سر و وضع خودش برسد
🧔♂️کار او تا این جا هیچ عیب و ایرادی نداشت و کاملا مشروع و معصومانه بود.
🧔♂️میشد این رضایت خاطر مطبوع هر چند کمی خودپسندانه او را به حساب چنین موقعیتی گذاشت و نادیده گرفت چون هر چه بود پیوتر پتروویچ در آستانه داماد شدن بود و فعل…
👍1
4 Aug 2023, 15:43 UTC143 viewsread 12 August 2026 🧑🏻اما راسکول نیکف که به کلی انتظار دیگری داشت گیج و ویج نگاهش کرد و جواب نداد مثل این که اسم پیوتر پتروویچ لوژین برای اولین بار به گوشش خورده باشد.
🧔♂️پیوتر ،پتروویچ، کمی جا خورده پرسید: «آقا مثل این که هنوز خبری از من به دستتان نرسیده، بله؟»
🧑🏻در جواب، راسکول نیکف کند روی بالش افتاد دست هایش را زیر سر به هم انداخت و چشم به سقف اتاق دوخت
🧔♂️ لوژین را بهت و حیرت برداشت
🧒👨🏻⚕️حالا زوسیمف و رازومیخین هم با کنجکاوی…
4 Aug 2023, 15:28 UTC120 viewsread 12 August 2026 🧒 پس همه رفته بودند و کسی دم در نبوده. شاید هم او را دیده اند منتها کسی محلش نگذاشته آن جا خیلی ها رفت و آمد میکنند پشت در که ایستاده بوده قوطی از جیبش می افتد و او متوجه نمی شود، چون فکراش مشغول چیزهای دیگری بوده اما همین قوطی به طور قطع ثابت میکند که قاتل آن جا ایستاده بوده
🧒لب مطلب همین جاست.»
👨🏻⚕️«عجب! واقعاً که عجیب است راستی راستی عجیب است!»
🧒«چرا؟ کجاش عجیب است؟
👨🏻⚕️جزئیات توضیح تو همه چیزش با هم جور در …
4 Aug 2023, 15:22 UTC112 viewsread 12 August 2026 🧒هنوز گرم بوده اجساد را در این حال پیدا میکنند
🧒اگر هر دو آنها یا نیکلای تنها آنها را کشته باشند و بعد قفل چمدان ها را شکسته باشند یا به هر شکلی در این سرقت دست داشته باشند.
🧒 اجازه بده از تو بپرسم آیا یک چنین حالت روحی یعنی جیغ و داد و هر هر خنده و دعوای معصومانه دم در با تبر و آدم کشی و مکر و حیله موذیانه و حزم و احتیاط حیرت انگیز و سرقت مسلحانه، جور در می آید؟
🧒ببین، آن دو زن تازه به قتل رسیده اند، یعنی پنج یا …
4 Aug 2023, 14:13 UTC109 viewsread 12 August 2026 🧒«بعدش؟ هیچی همین که گوشواره ها را میبیند فوری کلاهش را بر میدارد
🧑🏻🦰دمیتری و آپارتمان را ول میکند به امان خدا و میرود سراغ دوشکین بقیه اش را دیگر میدانی به دروغ میگوید گوشواره ها را تو پیاده رو پیدا کرده و یک روبل از او میگیرد بعد هم میافتد به عیاشی
🧒و اما در مورد قتل جفت پایش را توی یک کفش میکند و میگوید من هیچی نمیدانم و خبرش را پریروز شنیده ام.
🧒«پس چرا زودتر نیامدی؟»
🧑🏻🦰«میترسیدم.»
🧒«چرا میخواستی خودت را…
4 Aug 2023, 14:03 UTC99 viewsread 12 August 2026 🧑🏻🦰«رفته بودم عرق خوری»
🤵🏻 «کجا؟»
🧑🏻🦰«فلان جا.»
🤵🏻از پیش دوشکین چرا فرار کردی؟»
🧑🏻🦰«ترسیدم.»
🤵🏻«از چی ترسیدی؟»
🧑🏻🦰«از این که تقصیرش را بیندازند گردن من»
🤵🏻 «تو که میدانستی بی گناهی، چرا باید بترسی؟
👨🏻⚕️ میخواهی باور کن روسیمف میخواهی باور نکن دقیقاً با همین کلمات بستندش به باد سؤال کلمه به کلمه اش را برای من تعریف کرده اند. حالا نظرت چیست؟» به نظر من شواهد قابل استناد است.
👨🏻⚕️«بابا من که حالا کاری به …
4 Aug 2023, 12:05 UTC96 viewsread 12 August 2026 🧒این دور و برها هم نبوده ای؟
👨🏻🦱گفت نه از پریروز تا حالا نبوده ام.
🧒پرسیدم دیشب کجا بودی؟
👨🏻🦱گفت دم رودخانه با بر و بچه های کولومنا بودم.
🧒گفتم پس آن گوشواره ها را آن روز از کجا آورده بودی؟
👨🏻🦱 گفت تو پیاده رو پیداشان کرده بودم
🧒 گفتم هیچ خبر داری همان شب و همان ساعت تو ساختمان آنها چه اتفاقی افتاد؟
👨🏻🦱گفت نه خبر ندارم
🧒وقتی داشتم جریان را برایش تعریف میکردم دیدم چشم هایش دارد از کاسه در می آید و رنگش شد …
3 Aug 2023, 12:53 UTC94 viewsread 12 August 2026 👨🏻⚕️«خب، بالاخره نگفتی جریان نقاشه چی بود؟»
🧒«آهان پس گوش کن داستانش از این قرار است درست صبح روز سوم پس از قتل موقعی که آقایان گرم موش و گربه بازی درآوردن با کخ و پستریاکف بوده اند گرچه آن دو نفر برای همه کارهایشان دلیل و شاهد آورده بودند و قضیه هم مثل روز روشن بود
🧒 یکهو شاهدی از غیب میرسد یک دهاتی به اسم دوشکین که روبه روی همان خانه میخانه دارد با پای خودش میآید ،کلانتری، با یک قوطی پر از گوشواره طلا
🧒و یک مشت…
3 Aug 2023, 11:00 UTC91 viewsread 12 August 2026 🧑🏻راسکول نیکف رو به دیوار کرد
🧑🏻 تک گل نسبتاً درشتی را از میان ریزه گل های سفید کاغذ دیواری زنگاری و دوده گرفته پیش چشمش انتخاب کرد و به وارسی آن پرداخت تا مثلا ببیند چند گلبرگ دارد و هر گلبرگش چند رگبرگ یا دندانه های کناره هر برگش چه شکلی است
🧑🏻 حس میکرد دست ها و پاهایش کرخت شده اند مثل این که به کلی فلج شده باشند
🧑🏻 با این حال سعی نمیکرد حرکتشان بدهد، خیره به گل ها نگاه می کرد و چشم از دیوار بر نمی داشت.
👨🏻⚕️ر…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @jenayatv. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.