...🗣 #وصله_ی_ناجور مثل آهنگ خارجیایی که دوسشون داشتم اما معنیشونو نمیدونستم بودی برام، مثل وصلهی ناجور زندگی. آقاجون که هروقت با عزیز حرفش میشد میگفت: یه عمر گذشته اما هنوزم وصلهی ناجوری، هنوزم مثل همون روزایی و عوض نشدی... نمیدونم اون روزا عزیز چجوری بود اما شبیه تو بود گمونم، دوس داشتنش قطع و وصل میشد، رفت و آمد داشت، کم و زیاد داشت! وصلهی ناجور بودی اما ناجور بودنتم قشنگ بود، میومدی بهم، قَدِت به قَدَ…

Channel
هدف زندگی
@hadafMF
On this record: Growth · Engagement · What this channel posts · Posts · Cite this entry
24subscribers
-1 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001070797210 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @hadafMF |
| Created | Between 1 October 2016 and 31 July 2017— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 11 August 2026 |
| Last confirmed live | 21 August 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 21 August 2026 |
| On Telegram | t.me/hadafMF |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 21 Aug 2026, 07:36 | 24 | -1 |
| 11 Aug 2026, 09:19 | 25 | no change |
| 6 Aug 2026, 13:30 | 25 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 19 April 2020 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 16 November 2020. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
What this channel posts
- Video runtime
- 1m 44s
- Average length
- 52s
Measured directly from 2 videos with a duration reading, out of the posts we hold for this channel — not this channel’s whole posting history, only the sample this register has actually read. An exact reading to the second, taken from the post itself rather than from Telegram’s own rounded chrome, so it carries no ≈ mark.
Recent posts
🌱حکایت بهلول روزی بهلول از کوچه ای میگذشت، شخصی بالایش صدا زده گفت: ای بهلول دانا! مبلغی پول دارم، امسال چه بخرم که فایده کنم؟ بهلول : برو، تمباکو بخر! مردک تمباکو خرید، وقتیکه زمستان شد، تمباکو قیمت پیدا کرد. به قیمت خوبی به فروش رسید. بقیه هر قدر که ماند، هر چند که از عمر تمباکو میگذشت، چون تمباکوی کهنه قیمت زیاد تری داشت، لهذا به قیمت بسیار خوبتر فروخته میشد وسرانجام فایده بسیاری نصیب اوشد. یک روز باز بهلول از ک…
🌱حکایت روزی بود روزگاری بود ، زمستان و برف بود . صاحب باغ که از خانه ماندن خسته شده بود با خودش گفت : برم به باغم سری بزنم . به باغش رفت . برف روی زمین نشسته بود باغبان گفت : دو سه ماه دیگر درختانم دوباره به بار می نشیند . ناگهان چشمش به درخت انجیری افتاد که بر شاخه هایش چند تا انجیر روییده بود . باغبان با تعجب گفت:نکند خواب می بینم ؟ این فصل و میوه انجیر ؟ باغبان با خودش گفت : بهتر است میوه ها را به پادشاه هدیه کنم…
#دمی_با_یک_حکایت ⏺داستان شهر پهناور که اندازه کاسه بود بود شهری بس عظیم و مه ولی قدر او قدر سکره بیش نی #مثنوی_دفتر_سوم 🔮داستان از این قرار است که شهری بود بسیار پهناور، اما در عین پهناوری، به اندازه یک کاسه کوچک بود. این شهر جمعیتی انبوه و بیشمار داشت ولی افرادش از سه نفر تجاوز نمی کردند. این سه نفر چه کسانی بودند؟ یک کور دوربین بود. یعنی نزدیک را نمی دید اما دوردست ها را خوب می دید. دومی کری بود که صداهای …
💎 #هدف_زندگی 💎من اینطوری عوض شدم! به مدت چندين سال همسرم به یک اردوگاه در صحرای (ماجوی) کالیفرنيا فرستاده شده بود. من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم انگلیسی نمیدانستند. غذا و هوا و آب همه جا پر از شن بود. آن…
💎 #هدف_زندگی 💎 #حکایت مردی از دره ای می گذشت که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی دربارۀ زندگی صحبت کردند. صحبت به وجود خدا رسید. مرد گفت: اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسئول هیچ کدام از اعمالم نیستم، زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد. چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به…
💎 #هدف_زندگی 💎 #حکایت روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش فرو رفت از شدت درد فریادی زد سوزن را چند متر دور تر پرت کرد . مردی حکیم که از ان مسیر عبور می کرد ماجرا را دید سوزن را اورد به کفاش تحویل داد و شعری را زم زمه کرد درختی که پیوسته بارش خوری تحمل کن انگه که خارش خوری . این سوزن منبع درامد توست این همه فایده حاصل کردی یک روز که از ان دردی برایت امد ان را دور می اندازی! درس اخلاقی اینک…
💎 #هدف_زندگی بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی داردفقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد. سادهترین راه برای شاد بودن دست کشیدن از گلایه است. تشویق یک آموزگارِ خوب میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند. افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین عمر طولانیتری دارند. اگر میخواهم خوشحال باشم باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم تا این انرژی چند برابر به خودم برگردد وقتی مثبت فکر میکنم شادتر هستم و افکار مهرورزانه در …
هدف زندگی pinned a video
💎 #هدف_زندگی 💎 #حکایت می گویند: مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می ڪنید؟ گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: براے چه ندارد، براے رضاے خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روے آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالاے سر در مسجد نصب کرد. سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالاے در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». ناراحت شدند؛ بهلول را پ…
💎 #هدف_زندگی 💎 #حکایت روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند. شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود. شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند. شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.» …
💎 #هدف_زندگی در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد! سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت و گربه هم مرد راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده …
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @hadafMF. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 21 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“هدف زندگی” (@hadafMF), 24 subscribers as measured 21 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/hadafMF.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.