22 Dec 2025, 13:53 UTC178 viewsread 9 August 2026 غزل 270
عنوان#محبوب
سراغم را به غیر از غم کسی دیگر نمی گیرد
دمی این جغد شوم از خانه من پر نمی گیرد
به درد خویش میپیچم ولی درمان نمی خواهم
که حال دل ز داروی طبیبی بر نمی گیرد
کشیدم از رز جانم سبوی باده ای از مهر
چرا محبوب از دستم یکی ساغر نمی گیرد
به راه عشق می بخشم سر وجان و همه هستی
به مسلخ می روم اما کسی خنجر نمی گیرد
گرفته آه جانسوزی سرا و پای وجودم را
چرا پیراهنم از شعله هایش در نمی گیرد
شدم بیچارهی عشقی…
Signed م عظیمی
22 Dec 2025, 13:35 UTC108 viewsread 9 August 2026 غزل شماره 269
عنوان#تلاقی
کجاست آن که دلم را ربود و جانم سوخت
ز تار و پود غمش جامه ای برایم دوخت
نگاه کن همه ی من فدای یک نظرت
ببین: که مهرتو در دل چه آتشی افروخت
کجاست آنکه مرا با خودم تلاقی داد
دروس بندگیِ عشق رابه من آموخت
رسید جان به لب و لب ز شکوه غنچه بماند
غزل غزل غم و درد تو را به دل اندوخت
میان پیچ وخم زلف تو گرفتار است
دلی که یک نخ مویت به عالمی نفروخت
#مختار_عظیمی
@golshannn
Signed م عظیمی
22 Dec 2025, 13:24 UTC171 viewsread 9 August 2026 غزل 268
عنوان # مُهر مِهر
شبی چون ماه روشن کن ز نورت خانهی مارا
مزین کن به مُهر مِهر خود کاشانهی مارا
بیا ای مایهی آرامش شبهای دلتنگی
چو شمعی در غمت سوزان پر پروانهی مارا
غم تنهایی ام را با خیالت گفتگو دارم
بیا و با حقیقت نقش بند افسانهی ما را
بیا ساقی بیار آن می که می شوید ز دل غمها
به رقص دست پر کن از وفا پیمانهی ما را
چومجنون در پی لیلی به هر کو زار می گردم
نوازش کن به تیر غم دل دیوانه ی ما را
زانف…
Signed م عظیمی
3 Nov 2025, 11:23 UTC229 viewsread 9 August 2026 شماره غزل 267
عنوان# عروس شهر
من آن فرهاد کج اقبال و تو شیرین شیرینی
ز عشقت خون به دل دارم تو بر کام که اذینی
کدامین مذهبی گبری،مسیحی یا مسلمانی
که در هر آینه در بند آدابی و آیینی
پرستو وار می کوچی و با خود می بری جانم
کدامین درد می گیرد ز پرواز تو تسکینی
عروس شهر را گویید مشکی تور سر انداز
کِه،آذین می دهد این حجله را با ذکر یاسینی
چه باید گفت با تو وارث غمهای بی پایان
که در سینه نشستی دم زنی از درد دیرینی
ز…
Signed م عظیمی
20 Oct 2025, 18:42 UTC192 viewsread 9 August 2026 غزل شماره 266
#عنوان_ حباب
دلم پیروز خواهد گشت یا عقلم در این پیکار
نمی دانم چه اسراریست بین آن دو در این کار
چو عشق از در آید می رود عقل از در دیگر
چرا پوشیده میگوی سخن ازعشق و غم زنهار
بیا دیوانه شو تا خویش را در خویشتن جویی
که دنیای برون غرق است در هنجار و ناهنجار
دلم خورشید می خواهد که ذره پروری کارش
نه آن سیاره ای را که به گِرد ِ اختری سیار
به عهد خود شبیه کوه پا بر جای می مانم
نه چون کاهی به چنگ باد سرگر…
Signed م عظیمی
17 Oct 2025, 06:57 UTC160 viewsread 9 August 2026 غزل شماره 265
#-عنوان باور
اگر شب را به یادت سر نمیکردم چه میکردم
تو را ای عشق گر باور نمی کردم چه می کردم
تویی تنها امیدم در شب تلخ جداییها
اگر کار دلم را با غمت یکسر نمی کردم چه میکردم
تو می گفتی قطار مهر می آید به سوی شهر
برای دیدنت گر آرزوی پر نمی کردم چه می کرد
تو خندیدی تمام غنچه ها وا شد به تکریمت
زشوقت یاس را پر پر نمی کردم چه می کردم
سلامم را شنیدی و جوابی از تو نشنیدم
زحسرت گر رخم را تر نمی کردم چه …
Signed م عظیمی
9 Oct 2025, 21:26 UTC210 viewsread 9 August 2026 غزل شماره 264
#عابر-سرگشته
وقتی که از درد و غمت چون مرغ پر پر میزنم
بر باغ احساس دلم آذر به آذر میزنم
گفتند مستی می کند هر درد بی درمان دوا
دیوانه ای از خود رها ساغر به ساغر می زنم
من آخرین سرباز جنگِ عقل با عشق و غمم
تنها و بی تیر و تفنگ بر قلب لشکر می زنم
در کوچه های عاشقی چون عابری سرگشته ام
در جستجوی ماه خود برهر دری در می زنم
چون پاره تحته روی آب افتاده ام در چنگ موج
در آرزوی ساحلم بر صخره ها سر می زنم…
Signed مختار عظیمی
21 Jul 2025, 17:46 UTC340 viewsread 9 August 2026 شماره 459
#فرهنگ
عشق آمد چرخ عقل بینوایم لنگ شد
بین چشم و عقل و دینم بی تامل جنگ شد
فاصله هر قدر باشد بوی دوری می دهد
لحظه لحظه گامهای بینمان فرسنگ شد
در کمال نا امیدی روزهایم می گذشت
رفته رفته آرزوهای دلم بی رنگ شد
وعده ها دادی ولی دور از حریم عشق بود
کم کم این آشفته حالی در جهان فرهنگ شد
شانه هایم زیر بار انتظارت خسته شد
در ترازوی دلم مهر و غمت هم سنگ شد
کوک کن ساز دلم را با نوای ناب عشق
گر چه دل عمریست که…
1 Jul 2025, 13:29 UTC396 viewsread 9 August 2026 غزل شمارا 458
عنوان-آتش مهر
چه رویاییست دیدارت که در باور نمی گنجد
خیالت عالمی دارد که در هر سر نمی گنجد
دلم پرواز می خواهد از این زندان تو در تو
که روح سر کشم دیگر در این پیکر نمی گنجد
بیا خورشید عشق من بده گرمایی از مهرت
تو انجایی که می تابی دگر اختر نمی گنجد
غمی ارامتر از موج بی باد لب دریا
گرفته دامنم گویی که دل در بر نمی گنجد
دلم سلطان غمها بود و تو سلطان شادیها
دو سلطان بر سریر امر یک کشور نمی گنجد
چه ک…
6 Feb 2025, 19:41 UTC405 viewsread 9 August 2026 غزل شماره 457
عنوان#درد
زیر بار دردِ نامردی تنم بی تاب شد
غصه ها روی هم امد اشکها سیلاب شد
از که باید شکوه کرد و از که باید داد خواست
حق و ناحق این زمان در گِرده ی گرداب شد
شهر پُرشد از هجوم حرفهای بی حساب
گفته های بی عمل در هر مکانی باب شد
اعتبار و ارزش قومی به دست عده ای
همچو یخ در آفتاب تیر و مرداد اب شد
عفت و حجب و حیا در صورت ظاهر که نیست
بس جنایت ها که زیر سایه ی محراب شد
خون به جای اشک باید ریخت از ج…
20 Jan 2025, 17:24 UTC370 viewsread 9 August 2026 غزل شماره #456
عنوان #پیوند
میان جان من با چشم تو دیریست پیوند است
دل از عهدی که با چشم خمارت بسته خرسند است
اسیرم چون پلنگی در حصار بچه اهویی
چه آزاد است آن صیدی که با دست تو در بنداست
تو می گویی صبوری کن نهال صبر بار آرد
نماد صبر من در عشق تو کوه دماوند است
تحمل کردم و قسمت نشد بینم جمالت را
ندارم چاره ای روی تو را دل آرزومند است
خیال و خاطر هر عاشق زار و غمین این است
که راز سر به مُهر عشق را یک گوشه لبخند ا…
20 Jan 2025, 11:07 UTC339 viewsread 9 August 2026 غزل #شماره 456
عنوان#باغ آرزو
چو به باغ ارزو ها دل و دین روانه دیدم
همه را در اوج عشق و طرب ترانه دیدم
منم آن پلنگ تنها که پی ات همیشه شبها
به کرانه تا کرانه ز رخت نشانه دیدم
به هوای خواهش دل شده عقل پای در گل
چه مصیبتی که تنها من از این زمانه دیدم
به خیال چشم جادو به اشاره های ابرو
ز پی ات روانه گشتم عجبا بهانه دیدم
سر قصه با تو دارم غم و غصه بی تو دارم
چو رخ از نقاب راندی همه را فسانه دیدم
چو به لاله زار هر…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @golshannn. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.