ایران با بت پرستی آزاد نمی شود. از فضای اینستاگرام متنفرم. از اینکه هر بار با دیدن اینکه فلانی فلان پست را استوری کرده و یا فلان ویدیو را ریپست کرده، چندین ساعت تپش قلب و فشار خون بالا را تجربه میکنم. و از همه مهمتر، از حرف زدن ترسیده ام. من در هیچ دوره ای از زندگی، در هیچ تنش سیاسی و اجتماعی، ازینکه حرف هایم را بنویسم و با نزدیکانم به اشتراک بگذارم نترسیده بودم، حالا ولی مدام از خودم میپرسم «کدام نزدیکان؟» هر حرفی …

Channel
Golbou | گلبو
@golbourah
On this record: Growth · Engagement · Posts · Handles named that no longer answer · Cite this entry
304subscribers
+1 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001436215028 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @golbourah |
| Created | Between 1 April 2019 and 30 September 2021— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 7 August 2026 |
| Last confirmed live | 22 August 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 1 time, most recently 22 August 2026 |
| On Telegram | t.me/golbourah |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 22 Aug 2026, 23:22 | 304 | +1 |
| 7 Aug 2026, 01:02 | 303 | no change |
| 7 Aug 2026, 00:34 | 303 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 10 January 2023 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 29 April 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
عزیزِ من درست یک سال از آخرین باری که برایت نوشته ام می گذرد. زندگی، این اجبارِ مدام شیرین و زهرآلود، پیوسته حیرت زده ام می کند از بازی هایی که پشت هر پرده اش پنهان کرده و یکی پس از دیگری برایمان رو می کند. هر سیاهی که تصور کردیم، سیاه ترش را هم دیدیم. باتوم بود، گلوله شد، گلوله بود، بمب شد. خانه ها آوار شد و تن ها در خاک رفت و ما از دور نشستیم به تماشا و هر روز مرگ را آرزو کردیم نه برای ظالم، که برای خودمان. من هنوز…
جاودانه ام در عشقی که از چشم های تو فرو می ریزد، دلی تنگ و سری گرم، دور اما نزدیک، نزدیک تر از رگ و چه مهربان است زمین که قدم گذاشته ای بر آن و گریسته ای در آغوش من، بی مهابا. و لبانت مُهرِ سعادت چه با لبخند چه در بوسه، که تو آشیانه ای، خانه ای، معنای هر واژه ای، آبی و آتشی که میسوزانی به شوق چشمه های پیاپیِ تنم را و جاودانه ام من، در عشقی که بی پروا از دست های تو فرو می ریزد. @golbourah
عزیزدلم هیچ چیز زندگی سر جایش نیست و همه چیز سر جایش هست. در بین تمام رنج ها و آشفتگی هایی که مثل امواجی بلند و بی رحم شلاق می زنند بر صخره ی زندگی ام، شعله ای مهربان مدام قلبم را گرم نگه می دارد، شعله ای که تو با دست های بخشنده ات روشن کرده ای. من همه ی زندگی ام را ترسیده ام، از همه چیز ترسیده ام، از بدست آوردن ها و از دست دادن ها، از پر و خالی شدن روح و تنم، از دوری و نزدیکی، از تنهایی، تنهایی، تنهایی. چیز عجیبی اس…
می تپد زندگی در میان انگشتانم که بهار آمد، بهار آمد و شکوفه خندید و من ریشه هایم را دادم بر باد، بر آب، بر آتش، در خاک و جوانه زد از نو درخت پیر و فرسوده ی من. آسمان فرو آمد و پیشانی ام را بوسید، در میان قاصدک هایی که سپردم به باد و رود مرا با خود برد تا گرمای آرزو، تا تن هایی که وطن اند، و چشمانی که می رویانند سبز های دور و نزدیک را. می تپد خورشید، در میان سینه ام که بهار آمد، بهار آمد و قلبم خندید. @golbourah
عزیزدلم، سلام برایت می نویسم چون تو دیگر تا ابد جایی در قلب من، در ذهن من نشسته ای و هر جا که بروم مدام با تو حرف می زنم. برایت می نویسم چون من و تو فراتر از عشق و زندگی بوده ایم برای هم و این را تنها خودمان میدانیم. این روزها برف تن تهران را سفید کرده و من با اینکه دلتنگم اما برای اولین بار پس از سال ها از جایی که ایستاده ام خوشحالم. این روزها در زندگی ام هیچ چیز سر جایش نیست و همزمان همه چیز سر جایش است. نیویورک دا…
خیلی چیزها را نمی دانم، خیلی چیزها را نمی فهمم، همه چیز مرا می ترساند و هر چیز که به آن چنگ میزنم تا فرو نریزم، چندان دوام نمی آورد. خودم را گول می زنم، مدام خودم را گول می زنم تا با بی تابی و جا به جایی های بی وقفه ام، فراموش کنم که زندگی چه موجود بی رحم و سهمناکی است. از هر دیده و شنیده هزار درد بر دلم می نشیند و یک لبخند، هزار بار بر دوشم افزوده می شود و یکی کم، هزار لحظه می شکنم و یک لحظه التیام می یابم. نمی دان…
رویای بی حاصلی است، عشق سرزده در نیمه های شب تابستان میان دست های عریان و قلبی گرم، هوایی که از بیرون پنجره خود را بر نازکی رگ می کشد و حضورش، بارانی بی محابا در ابتدای مرداد، مرداد سالی که گذشت و گذشت بهار پاییز ماند با چشمان خالی، نفسی در سینه پوسیده و فاصله بر هر چیز نشست خاکستری، خاکستر مانده از آن آتش مهیب که جان هامان سوخت تن هامان سوخت و رویای بی حاصلی است، وصال. سوگواریم که گذشت گرما، زمستان شد و ما بنده ی …
سلام جانم امروز هفتمین روزی است که من در آلمان هستم، در یک شهر کوچک نزدیک فرانکفورت. درست پیش از اینکه اینجا بیایم در بارسلونا و لیزبن بودم و هوای آنجا خنک و معتدل بود، درست شبیه هوای کالیفرنیا در پاییز که دقیق نمی دانم ازان بیزارم و یا اینکه دوستش دارم. فکر می کنم هفت سال زندگی کردن در چنان هوایی من را نسبت به سرما زودرنج و کم تحمل کرده باشد. این یک هفته در آلمان همه چیز سرد و خاکستری بود و من نمی دانم آدم ها چگونه …
سلام عزیزم امیدوارم که هوای تهران کمی خنک تر شده باشد، با اینکه دیگر در ماه آبانیم اما از این و آن شنیده ام که هوا هنوز گرم است. پاییز تهران خوب است، البته اگر کمی باران بیاید و کثافت آسمان را بشورد با خودش ببرد. حالا که این را برایت می نویسم در یکی از ایستگاه های راه آهن پاریس نشسته ام. امروز این شهر خیلی با من نامهربان بود، یکی دوبار دلم خواست گوشه و کنار خیابان بنشینم و گریه کنم. فرانسوی ها کمی دماغ بالا اند، خیا…
عزیزدلم سلام حالا که این نامه را برایت می نویسم در یکی از متروهای لندن نشسته ام، کمی آن طرف تر یک کودک یکی دو ساله دارد پیوسته گریه می کند و من جگرم آب شده است، همزمان سرم هم درد گرفته و با خودم می گویم کاش یک کوپه ی دیگر می نشستم. لندن شهر خیلی جالبی است، درست شبیه فیلم هاست. پر از تاریخ و مدرنیسم توامان است و من اینش را بسیار دوست دارم. تقریبا همه ی مردم با مترو و اتوبوس اینور آنور می روند و باران پیوسته بر تن شهر …
چه می ماند از ما؟ یک عکس و دو سه خط شعر و یک قاشق تنهایی که صبح ها در چایمان همش بزنیم و لقمه ی نانی حلال که برایش جان هامان را فروخته ایم. چه می ماند از ما؟ یک تکه پارچه ی سیاه که بوی تن جا مانده بر آن و گلی کوهی بر گردن، پشت یک قاب شیشه ای خاطره ی لبخندی که اشک شد و بوسه ای که جبر را طاقت نیاورد، یاد پشت بام های شهری سیاه و لمسی که بی پروا قرض داده ایم بهم. چه می ماند از ما؟ تصویر تاری از لحظه ای خوش صدایی که می لر…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @golbourah. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Handles this channel named that no longer answer
- Dead references
- 1
- handles named in this channel’s posts, vacant today
- Evidenced gone
- 0
- we ourselves saw one of these resolve, at some point
- Never seen alive
- 1
- vacant every time we have ever looked
@golbourah named 1 handle that resolve to nothing today. That is a fact about the reference, not necessarily a fact about the handle’s history — see the two groups below.
Most of these may never have existed as a live channel at all.A handle a channel names can be a typo, an aspirational name nobody registered, or a channel that was already gone before this one ever mentioned it. Unless a row below is marked evidenced, all we know is that it references a handle that is not a live channel today — not that anything “died”. How this is measured.
Never seen alive
References a handle that is not a live channel — we have no record it ever was one.
named in 1 post, 8 August 2026 – 8 August 2026
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 22 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“Golbou | گلبو” (@golbourah), 304 subscribers as measured 22 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/golbourah.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.