11 Aug 2026, 23:50 UTC2 viewsread 14 August 2026 #سونای
من سونام
دختر عزیزدوردونه و نازک نارنجی حاج اسد، معتمد معروف شهر که بر اثر نقشهی یه نامرد، به جرم حمل مواد مخدری که در عمرم حتی از نزدیک هم ندیده یودم، شب عروسیام جلوی تالار بهم دستبند زدند و راهی زندان شدم.
منی که دست به سياه و سفید نمیزدم توی زندون مجبور بودم، لباس زیر هم بندی هامو بشورم، توالت و حمام رو تمیز کنم وگرنه تنبیه و اذیت میشدم...
حکمم اعدام بود ولی سرنوشت جور دیگهای رقم خورد و آزاد شدم...
تمو…
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 19:21 UTC2 viewsread 14 August 2026 سعی کردم آرامشم را حفظ کنم، با لبخند ساختگی گفتم:
- اصلا متوجه نمی شم ربط اینا به من چیه؟
با نگاه عاقل اندر سفیه نگاهم کرد:
- الان ربطشم بهت می گم.
قدمی جلوتر آمد، یک دستش را به کمر زد و دست دیگرش را به صورتم رساند، دستش را آرام از گونه ام به سمت چانه ام لغزاند:
- ربطش اینه؛ زنی که اونجا بوده، زن منه، تو، زهره ی من!
چشم هایم از فرط تعجب تا آخرین حد باز شد، نالیدم:
- من؟
سرش را آرام بالا و پایین کرد.
حالاتش را می شن…
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 19:21 UTC2 viewsread 14 August 2026 قدمی دیگر نزدیک شد:
- لازم نیس کاری کنی، فقط #چشاتو ببند.
با تعجب نگاهش کردم:
- می خوای چیکار کنی؟
پلک بر هم زد:
- فقط ببند، خواهش می کنم، کاری نمی کنم.
نگاهم را بالا کشیدم:
- اگه کسی اومد؟
پیشانی عرق کرده اش را پاک کرد:
- یه لحظه فقط، خواهش می کنم زهره!
حرف های مادر در مورد دخترانی که قربانی هوس لحظه ای مردان شده بودند در گوشم زنگ می زد؛ #سیب_گاز_زده!
نگاهم را به در مغازه دوختم:
- اگه ک...
نگاهش رنگ خواهش گرفت:
…
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 19:21 UTC2 viewsread 14 August 2026 آرش پس از سال ها دوری از وطن، به ایران برگشته، بطور کاملا تصادفی با معشوقه ی سال های نوجوانی اش که بر اثر نیرنگ اطرافیانش او را از دست داده، روبرو می شود، زنی متاهل، عاشق و در عین حال متعهد به عشق دیرینه اش.
عشق، انتقام، هوس چون آتشی زیر خاکستر زبانه می کشد و همه را به کام می گیرد ولی در این میان ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE4aAbzG9fZge26B9Q
رمانی که نسخه ی مجازی نخواهد داشت
تا آنلاینه بخونین
@leilaghaltani_rom…
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 18:50 UTC2 viewsread 14 August 2026 #چترهایوارونه وارونه
محمد عاشقم بود ولی با دختر دیگهای ازدواج کرد و من ماندم و کوهی از درد.
سرم رو با درس مشغول کردم تا فراموشش کنم اما در اوج ناامیدی و به صورت کاملا تصادفی، از طریق تلفن با پسری آشنا شدم که جای محمد رو گرفت و شد همدم بیکسی هام.
وقتی پدرم عکسش رو از کیفم پیدا کرد، قیامت بهپا شد، بهسختی کتکم زد و با تهدید مجبورم کرد با مردی نامزد بشم که اصلا دوستش نداشتم.
پسری که دوستم داشت گفت نجاتم میده و پیش…
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 18:46 UTC2 viewsread 14 August 2026 #سونای
من سونام؛ دختری که شب عروسی، جلوی چشم داماد به جرم حمل مواد دستگیر شد و تا پای اعدام رفت.
ولی حالا که بعد از شش سال برگشتم، نمیدونم کی این بلا رو سرم آورده و از کی باید انتقام بگیرم؟
نامزدم فرشید، دوستم یا پسرعموم، سعید که مثلا عاشقم بود و...
https://t.me/+Gp5IJ9iWX3gxYTk0
Signed لیلا غلطانی
11 Aug 2026, 06:01 UTC3 viewsread 14 August 2026 Photo
چشم هایم را باز کردم هنوز #لذت_شیرین_گناه در بند بند وجودم جاری بود و از هیجان می لرزیدم.
بوسه ی آرامی بر دستم زد:
- دیگه متعلق به همیم، تا ابد!
دست هایم بیشتر فشرده شد، قلبم با هیجان زیادی کوبید او سیب ممنوعه ای بود که حین چیدن، همه چیز فراموشم شده بود و صدای باز شدن در #تلنگری بود وسط این بهشت که به #جهنم پرتم کرد.
به تندی عقب کشید و دست هایم در هوا ماند، جرئت برگشتن و نگاه کردن نداشتم.
صدای کفش هایی که نزدیکتر می …
Signed ادمین رمان (سونای)
10 Aug 2026, 12:46 UTC106 viewsread 14 August 2026 خودش را #جلوتر کشید و من #شرمگین عقب رفتم:
_ یکی میاد زشته اینجوری ببینه.
چشم هایش را #خمار کرد:
_ خلاف شرع که نمی کنم.
دستش را از زیر چادرم رد کرد و #حلقه ای از موهایم را دور دستش پیچید:
_ بوی اینا داره مستم می کنه رویا چشات داره از خود بیخودم می کنه ... رویا خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنی #عزیزم شدی.
#لب هایمان روبروی هم بود عقب نکشیدم انگار #مسخ شده بودم.
#دلشوره امانم را بریده بود هر آن امکان داشت در باز شده …
Signed ادمین رمان (سونای)
6 Aug 2026, 14:25 UTC7 viewsread 14 August 2026 ماه و خورشید که عاشق ابدی یکدیگرند، هرگز به هم نمیرسند ...
اما در آخرین شب تابستان (سونای) این دو اسطوره ی عشق یعنی ماه و خورشید با یکدیگر دیده میشوند.
در این اندک فرصت دیدار، حسرت یک سال دور از هم بودنشان به پایان میرسد و این دو عاشق و معشوق همدیگر را میبینند.
این رخداد در فولکور آذربایجان به سونای یا شب عشق معروف شده است.
#ناشناس
بسمالله الرحمن الرحیم
شروع رمان
#سونای
نوشتهی #لیلاغلطانی
1400/8/22
Signed لیلا غلطانی
6 Aug 2026, 06:25 UTC46 viewsread 14 August 2026 مهین با عجله خودش را جلوی در رساند و مانع رفتنش شد:
- همسایه ها یه چیزهایی ...
بابا سرخ شد:
- همسایه ها بیخود کردن با ...
دستش را بر دستگیره گرفت:
- استغفرالله!
مهین با گریه ادامه داد:
- اگه راست می گی و چیزی نیست چرا ردش نمی کنی بره دیگه مطمئنم این زنیکه یه کارهایی کرده ...
مادر از آشپزخانه بیرون آمد:
- چه خبرته مهین آروم باش.
سر مهین به تندی به سمت مادر برگشت:
- آروم باشم که چی بشه مثل تو سرمو بکنم تو برف هیچی نف…
Signed لیلا غلطانی
5 Aug 2026, 16:23 UTC142 viewsread 14 August 2026 زن سینی را که در دست من دید، پرسید:
- مگه چایی رو عروس نمیاره؟
رو به مادر، لبخندی زد:
- ما خواستگاری اونیکی دختر خوشگلتون اومدیم ...
فنجانها درون سینی لرزیدند، بهزور قدمی جلو گذاشتم و سینی را خیلی آرام روی میز گذاشتم:
- ببخشبد!
نگاه درماندهام را به مرد موقر و متین روبرویی دوختم که موشکافانه از گوشهی چشم نگاهم میکرد.
حین برگشت چادر از دستم رها شده به زیر پایم کشیده شد، خودم را جمع و جور کردم زمین نخورم.
پایم را…
Signed لیلا غلطانی
5 Aug 2026, 16:19 UTC8 viewsread 14 August 2026 زن سینی را که در دست من دید، پرسید:
- مگه چایی رو عروس نمیاره؟
رو به مادر، لبخندی زد:
- ما خواستگاری اونیکی دختر خوشگلتون اومدیم ...
فنجانها درون سینی لرزیدند، بهزور قدمی جلو گذاشتم و سینی را خیلی آرام روی میز گذاشتم:
- ببخشبد!
نگاه درماندهام را به مرد موقر و متین روبرویی دوختم که موشکافانه از گوشهی چشم نگاهم میکرد.
حین برگشت چادر از دستم رها شده به زیر پایم کشیده شد، خودم را جمع و جور کردم زمین نخورم.
پایم را…
Signed لیلا غلطانی
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @ghaltanileila_roman. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.