Telegram RegisterThe public register of Telegram
Telegram profile photo for گــره کــور

Channel

گــره کــور

@gerh_kor

On this record: Growth · Engagement · Posts · Handles named that no longer answer · Cite this entry

265subscribers

-1 since we began measuring on 6 August 2026

Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.

Register entry

Telegram ID-1001136445557
TypeChannel
Username@gerh_kor
CreatedBetween 1 June 2017 and 29 July 2018— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated.
First recorded7 August 2026
Last confirmed live20 August 2026
Measurements held3
Confirmed unchanged1 time, most recently 20 August 2026
On Telegramt.me/gerh_kor

Growth

265266265.56 August 2026 — 266 subscribers7 August 2026 — 266 subscribers20 August 2026 — 265 subscribers6 August 202620 August 2026
3 measurements spanning 15 days, net -1. Dots are measurements; the straight line between them is drawn to join them, not to claim we know the path taken in between — snapshots are recorded only when a count changes, so gaps mean “no change observed”, never “interpolated”. The vertical axis spans 265–266 and does not start at zero.
Measurement log — every subscribers count we have recorded
Measured (UTC)SubscribersChange
20 Aug 2026, 16:55265-1
7 Aug 2026, 00:32266no change
6 Aug 2026, 03:56266first reading

Engagement

20 posts held, back to 29 July 2018the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.

Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 16 June 2022. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.

Recent posts

24 Nov 2018, 19:39 UTC≈1,180 viewsread 7 August 2026

#پارت_60 با بغض بهشون خیره بودم نگاهم به دست هاشون افتاد که تو هم قفل بود دست هایی که تا دیروز دست منو گرفته بود امروز دست خواهرم رو گرفته بود. با بغض خیره شدم به چشمهای اشکان و نیلا و رو بهشون لب زدم: _چجوری تونستید اینکارو با من بکنید؟نیلا تو خواهرم بودی چجوری تونستی؟ با صدای عصبی اشکان روم به سمتش کردم که گفت: _برو گمشو از اینجا نمیخوام عشقم و ناراحت کنی. خیره به دستهایی شدم که دور شونه ی نیلا حلقه شد و ب

1 Oct 2018, 20:31 UTC≈23,600 viewsread 7 August 2026

#شروع ❤️رمان جذاب گره کور

Signed حـــدیثـــŘ

1 Oct 2018, 08:43 UTC≈20,800 viewsread 7 August 2026

#پارت_98 - حوصله ام سر رفته. خانوم چادری نگاهم کرد: - درد نداری؟ نگاهی به پهلوم انداختم: - نه زیاد. دوباره ساکت شدیم. چپ چپ نگاهش کردم: - می شه بپرسم کجام؟ دوباره همون لبخند مضخرف رو زد: - میان بهت توضیح می دن. هوفی کشیدم: - چند ساعته که اینجام و خبری نیست. از جاش بلند شد و چند تا ضربه به در زد. بعد برگشت و سر جاش نشست. دست هام رو توی هم قفل کردم منتظر به در زل زدم. قبل از شنیدن صدای در حرکت دستگیره به پایین رو

Signed حـــدیثـــŘ

1 Oct 2018, 08:43 UTC≈15,100 viewsread 7 August 2026

#پارت_97 با صدای مداوم برخورد پا به زمین بیدار شدم. چند باری گیج پلک زدم. انگار یکی داشت توی فضای کوچیکی که صدا توش پخش می شد راه می رفت. نگاهی به اطرافم انداختم. حالت بدنم جوری بود که نمی تونستم چیز زیادی ببینم. و اونقدر وزن گرفته بودم که حتی دلم نمی خواست تکون بخورم کاش می شد دیگه راه نره. صداش روی مخم بود انگار. آهی از ناتوانی کشیدم. صدای راه رفتن برای لحظه ای قطع شد و تا خواستم با آسودگی دوباره چشم روی هم بذار

Signed حـــدیثـــŘ

6 Sept 2018, 09:02 UTC≈32,800 viewsread 7 August 2026

#پارت_96 اتاق ناآشنا و حس درد توی پهلوم خیلی سریع ذهنم رو به تکاپو انداخت. همه چیز روی دور تند برام تداعی شد و یادم اومد که چی شده. چشم هام رو با درد بستم. نمی تونستم چهره ی کوهیار رو از جلوی دیدم محو کنم. کوهیاری که اسلحه گرفته بود سمتم و خطوط سخت صورتش و فکی که روی هم فشار داده می شد رو نمیشناختم باورم نمی شد. نمی تونستم هضم کنم که چطور با شنیدن صدای عصبیش برای نجاتم فرار کرده بودم. من فهمیده بودم. از صداش فهمی

Signed حـــدیثـــŘ

30 Aug 2018, 14:09 UTC201 viewsread 7 August 2026
Photo

#حدیثR #سرگرمی_کانال_چــتـℒℴνℯــت برای خواندن رمان جذاب #دروغ_دونفره پارت 1 تا 361 https://t.me/chatlovee/108839کلیک کنید 👆 برای خواندن رمان جذاب #هاناپسرتقلبی کامل https://t.me/chatlovee/66680

Signed حـــدیثـــŘ

30 Aug 2018, 14:08 UTC≈23,600 viewsread 7 August 2026

#پارت_95 اسم سیاوش انگار آرومم کرد. حداقل فهمیدم قرار نیست بلای بدتری سرم بیاد. سرعت سرسام آور ماشین و لایی کشیدن هاش رو حس می کردم. چشم هام سیاهی می رفت و حس می کردم داره همه چی دورم می چرخه. دیگه حتی درد رو فراموش کرده بودم. از ترسی که داشتم ناخودآگاه بازوی مرد رو با بی حالی توی چنگ گرفتم من نمی خواستم بمیرم نمی خواستم اینجوری بمیرم در حالی که یه فراری بودم یه دختر که به دزدی متهم شد و زندان افتاد و فرار کرد ن

Signed حـــدیثـــŘ

15 Aug 2018, 11:10 UTC≈36,100 viewsread 7 August 2026

#پارت_94 پام رو از چهارچوب در بیرون گذاشتم. هیچ صدایی نبود که بخواد بهم هشدار بده. بلافاصله احساس سوزشی که توی پهلوم کردم نفسم رو بند آورد. به جلو تلو تلو خوردم. دستم رو پشتم روی محلی که درد رو توی تمام تنم پخش می کرد گذاشتم. آه نصفه و نیمه ای از بین لب هام خارج شد. شروع به دویدن کردم. هر بار که پاهام زمین رو لمس می کرد نفسم می رفت حس می کردم قلبم توی پهلومه. به شدت نبض می زد و به جای خون درد پمپاژ می کرد. تازه ت

Signed حـــدیثـــŘ

12 Aug 2018, 09:42 UTC≈19,800 viewsread 7 August 2026

#پارت_92 با انگشت روی میز ضرب گرفتم. از استرس زیادی درست نفس هم نمی کشیدم و دست هام عرق کرده بود. با شنیدن صدای در یه لحظه خشکم زد. آب دهنم رو قورت دادم و وحشت زده دویدم سمت پنجره. کوهیار بود که در حیاط رو باز کرده بود و حالا از توی ماشین یه سری وسیله گرفته بود و داشت در رو می بست. پرده رو انداختم و برگشتم که با دیدن رنگ سبز چراغ فلش خیز برداشتم سمتش. فلش رو کشیدم و لب تاپ رو خاموش کردم. سریع از اتاق بیرون اومدم

Signed حـــدیثـــŘ

12 Aug 2018, 09:42 UTC≈25,100 viewsread 7 August 2026

#پارت_93 وارد دستشویی شدم و در رو بستم. گوشی رو بیرون کشیدم و با صدای آرومی گفتم: - الو. یه لحظه صدایی نیومد و بعد سیاوش با صدای بلندی پرسید: - کجایی؟ گیج گفتم: - دستشویی. مکثش باعث شد توضیح بدم: - اومدم جواب تلفن رو بدم. - نیکا بدون اینکه وسیله ای جمع کنی همین الان قبل از اومدن کوهیار از خونه بیا بیرون. گیج پلکی زدم: - چی؟ چرا؟ فریاد زد: - می گم از اون خونه ی لعنتی بیا بیرون. تو جام پریدم که دوباره گفت: - بیا بی

Signed حـــدیثـــŘ

Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @gerh_kor. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.

Cite this entry

A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 20 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.

“گــره کــور” (@gerh_kor), 265 subscribers as measured 20 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/gerh_kor.

Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.