روز سی و ششم. دلیل گریه امروز: بندر ماهشهر

Channel
گِریلی
@gereylli
On this record: Growth · Engagement · What this channel posts · Posts · Citations · Cite this entry
46subscribers
+0 since we began measuring on 6 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001111224626 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @gereylli |
| Description | گِریلی نام گوشه ای است در دستگاه شور قصه می گفتم از کودکی |
| Created | Between 1 February 2017 and 28 February 2019— estimated from Telegram’s id allocation, not measured. How this range is calculated. |
| First recorded | 10 August 2026 |
| Last confirmed live | 13 August 2026 |
| Measurements held | 2 |
| On Telegram | t.me/gereylli |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 10 Aug 2026, 14:15 | 46 | no change |
| 6 Aug 2026, 20:57 | 46 | first reading |
Engagement
20 posts held, back to 21 March 2025 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 pageof Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 20 posts for this entry, the most recent from 17 April 2026. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
What this channel posts
- Photos
- 23
- Videos
- 9
- Links
- 12
Lifetime counters from Telegram’s own channel header, read 10 August 2026 — not the date at the top of this page, which is when the subscriber count was last read. Below Telegram’s rounding threshold, so these counts are exact.
Recent posts
امروز سیزده فروردین و روز سی و چهارم جنگ است. ساعتهای زیادی است غمگینم. در تاریکترین رویاهایم هم فکر نمیکردم که روزی برای فولاد مبارکه و انستیتو پاستور گریه کنم. چه اندوه عمیقی دارد این وطن ما. دیگر کدام جوان در کجای جهان برای صنایع کشورش گریه میکند؟ هیچکس. بلایی که سر ما مردم ایران میآید برای هیچ موجود زندهای قابل درک نیست چه برسد به قابل زندگی کردن. انگار دیگر اندوه از من سرریز شده
پنجم فروردین. جنگ هنوز ادامه دارد. بیرون باران تندی میبارد. دلتنگم. برای همه چیز. کلافه ام. گاهی فکر میکنم این شرایط دیگر هرگز درست نمیشود. مامان یک سریالی میبیند که مربوط به جنگ است. یک دور گریه میکنم که چقدر جوان رعنا را توی جنگ از دست دادیم. جنگی که پایان یافته بود را کش دادند. جوانان عزیزمان را بردند. هر بخشی از تاریخ را نگاه کنی انبوهی از جوانانمان را کشتند. هنوز دو ماه نشده داغ هزاران جوان عزیز را بر دل م…
دوم فروردین است. گفته اند زیرساختها را نشانه گرفتهایم. از صبح دلشوره دارم. به مادرم دلداری میدهم. به دوستم دلداری میدهم اما خودم دل آشوبه دارم. از طرفی میگویم کاری مگر از ما ساخته است؟ و از طرفی میگویم این زندگی زجرآور نباید با این بدبختی تمام شود. کاش پایان راحت تری برایش بود. کاش همین حالا میخوابیدم و تمام میشد. ننگ بر این روزگاری که برایمان ساخته اند
سال عوض شد. در میانه جنگ و اضطراب و اندوه. با هفت سین عکس گرفتیم. تبریک گفتیم و برای هم سالی خوب آرزو کردیم. انگار که امید به زندگی بر همه چیز غلبه میکند. بهار شده. همه چیز در سایه ابهام است. آینده ای پیش رویمان گنگ است. آغشته در مه. اسم امسال باید "زتدگی در مه" باشر
بالاخره هفت سین مختصری چیدم. دلم میخواست پر طمطراق و زیبا باشد مانند سالهای گذشته، یک عالمه گل بخرم و با ذوق وسایل هفت سین را آماده کنم ولی نشد. نتوانستم. به هر ترتیب هفت سینی چیدم و از رنگ گلها کمی جان گرفتم. همیشه گفته ام حتی اگر مرگ در انتظارم باشد هم باید هفت سین بچینم. انگار یک وظیفهای دارم که تمام سنت های باستانی باقیمانده را تمام کمال انجام دهم. به هر روی در میانه جنگ و دود و اندوه باز هم بهار میآید و سال ن…
روز نمیدانم چندم جنگ است. چند ساعت دیگر سال عوض میشود. بغض دارم. و هیچ انگیزه و ذوقی برای شروع سال جدید ندارم. امروز بالاخره بر رخوت خودم غلبه کردم و رفتم دنبال وسایل هفت سین. ظرفیتم برای همه چیز تمام شده. چهره زشت این شهر حالم را خراب میکند. دلم میخواهد برگردم خانهام. دلم میخواهد برگردم به عقب و تمام ثانیه های زندگی نکرده را زندگی کنم. زندگی در این بلاتکلیفی عین شکنجه است
دلم برای زندگی ادایی ام(از اینجابی که الان هستم الان ادایی به نظر میرسد) تنگ شده. برای باشگاه رفتن. تئاتر و کنسرت رفتن. برای پیاده روی های باشگاه انقلاب. برای مال گردی ها. حتی دلم برای تا بوق سگ کار کردن تنگ شده است. نگاه کن آدم چه موجود پوچ و بیچارهای است. به محض اینکه بقایش در خطر میافتد به دریوزگی میافتد. اصلا مگر آدم از زندگی چه میخواهد جز رفاه و امنیت و آزادی؟ پس چرا اینها برای ساکنان این سرزمین دیرینه حرام…
روز تولدم است. صبح که بیدار شدم طبق عادت این چند روز با چشم نیمه باز دنبال گوشی گشتم تا بتوانم خبرهایی دریافت کنم. دوست هایی که تهران مانده اند میگفتند دیشب حمله ها جور دیگری بود. صدای بمبافکن بوده انگاری. روز تولدم است. از بیرون صدای باران میآید. هوا سرد ولی مطبوع است. اما صدای باران بهم دلهره وارد میکند. نمیدانم چرا. نمیدانم به خاطر جنگ است یا اینکه بالا رفتن باعث میشود آدم دیگر از صدای باران ذوق نکند. قرار …
خیلی ناراحت و ناامیدم. میترسم دیگه خونم رو نبینم. آوارگی و ناامنی بدترین بلایی هست که میتونه سر یه ملت بیاد
کاش این سرزمین نفت نداشت هیچ وقت. انگار. که نفت نفرین این سرزمین دیرینه است
روز هشتم جنگ است و نمیدانم این نوشته کی ارسال خواهد شد. جنگ، بی ثباتی و بی آیندگی را بیش از پیش پررنگ تر کرده است. صبح تا شب سایت های خبری داخلی را بالا پایین میکنم تا با تحلیل کردن و مقایسه کردن به ذره ای خبر از میان سیل عظیم دروغ و توهم دست پیدا کنم. اما احساس میکنم چرخیدن در بین این همه خبر دروغ روی مغزم تاثیر میگذارد. از بیرون هر صدایی میآید میگذاریم بر پایه انفجار. کلافه ام. بی حوصلهام. دلم میخواهد یکی ا…
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @gereylli. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republishes
Channels on the register whose posts this channel has forwarded.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Mentions
Names
Channels on the register whose handles appear in this channel's posts.
A mention is a weaker signal than a forward and is counted separately for that reason — naming a channel is not republishing it, and a handle in a post body is easy to place deliberately. The post counts beside each row below are distinct posts in which the handle appeared, from posts we have read on both sides — the “Named by N registered channels” figure above is a different count, of distinct NAMING CHANNELS rather than posts, and is not the sum of the rows under it.
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 10 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“گِریلی” (@gereylli), 46 subscribers as measured 10 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/gereylli.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.