File, posted without a caption

Channel
فرشته نجات من
@fereshtehnejatman
On this record: Growth · Engagement · Posts · Citations · Handles named that no longer answer · Cite this entry
12subscribers
+1 since we began measuring on 7 August 2026
Risers and fallers across the register · movement among entries of Under 1,000.
Register entry
| Telegram ID | -1001315759385 |
|---|---|
| Type | Channel |
| Username | @fereshtehnejatman |
| Created | 1 June 2018 — measured — dated from the channel’s first post |
| First recorded | 12 August 2026 |
| Last confirmed live | 5 September 2026 |
| Measurements held | 3 |
| Confirmed unchanged | 3 times, most recently 5 September 2026 |
| On Telegram | t.me/fereshtehnejatman |
Growth
| Measured (UTC) | Subscribers | Change |
|---|---|---|
| 21 Aug 2026, 11:54 | 12 | +1 |
| 12 Aug 2026, 06:30 | 11 | no change |
| 7 Aug 2026, 03:09 | 11 | first reading |
Engagement
16 posts held, back to 1 June 2018 — the reader has not yet reached the start of this channel’s public history, so older posts may sit further back, unread. Read across 1 page of Telegram’s post history, 20 posts per page.
Nothing published in the last 30 days. ERR and ER are rolling 30-day measures, so there is nothing to compute — we hold 16 posts for this entry, the most recent from 26 June 2019. An engagement rate over an empty window would be a number about nothing.
Recent posts
File, posted without a caption
💟پارت دهم رمان فرشته نجات✅ کیارش چشمانش را از خشم بسته بود و وهنگامیکه چشمانش را باز کرد،به رنگ خون بودند دستانش را مشت کرده بود طوری که فکر کردم الان است از خشم رام نشده اش مرا بزند داشتم به صورت عصبانی اش نگاه میکردم که یکدفهه دست مشت شده اش را بلند کرد و محکم به چارچوب در که کنار سرم بود کوبید طوری که من دو متر از جایم پریدم... با خشم از پشت دندان هایی که به هم فشار میداد گفت:دختره احمق چطور جرئت کردی...اسمم کیا…
این کانال پس از اتمام رمان قصر متروکه خون آشام فعالیت خواهد کرد
💛هوالحق 💛 پیچ و تاب افڪارت .... مرا از من دور ساختہ ..... آن نگاھ سنگے دلم را بہ جنون ڪشانیدھ ..... رنگ نگاهت زیباست ... اما دلِ پر از تلخے هایت ... ذرّھ ذرّھ بہ ویرانگے ام میبرد ..... و بہ تہ درّھ ے خلقیاتت میڪشاند .... بگذار.... دوباره از تو ....تو بسازم .... توے را ڪہ با دنیا سر جنگ ندارد ..... تو را اندڪے مهرباڹ تر ..... تو راڪہ سوسوے چشمانت .... دلم را بہ لرزھ و اندامم را بہ رعشہ نیندازد ...…
رمان فرشته نجات(قسمت سوم،فصل یک) از صبح زود برای قراره کاریم بلند شدم،تصمیم گرفتم یک مانتو شلوار رسمی بپوشم و معمولی باشم،بعد از اتمام کارها با دعای خیر مادرم ساعت هشت نیم بسمت مکان توافق شده به راه افتادم،نزدیک نه به مجتمع واقع در خیابان پنج کیانپارس رسیدم،مجتمع لوکس و زیبایی بود ولی برایم مهم نبود،مهم کار بود به طبقه ی سوم رفتم،نفسی کشیدم و زنگ را فشردم...نمیدانستم با چه واکنشی رو به رو خواهم شد و اینکه چگونه باید …
قسمت چهارم فصل یک فرشته نجات با اتوبوس ساعت هفت و نیم به خونه ی خانم سهرابی رفتم،وقتی وارد خونشون شدم خانم سهرابی لباس بیرونی پوشیده بود و مثل اینکه قصد بیرون رفتن داشت،منو که دید با لبخند سلامی کرد و گفت:خانم احمدی خوش اومدی،کیامرز تو سالن داره صبحونه میخوره بیا بهم معرفیتون کنم. -چشم خانم جایی که صبحانه میخوردند از اتاق های دیگرشان جدا بود یه اتاق که وسط ان یک میز دوازده نفره بود،این همه صندلی برای دو نفر؟یک پسر کو…
رمان فرشته نجات ژانر:عاشقانه،فانتزی قصه ی یه دختریه که دنبال کار میگرده که بلاخره در یک خانه پرستار یه بچه ی۶ساله میشه،اون با اومدنش خیلی چیزا رو میفهمه،مثلابرادر کیامرز،کیارش پسری سنگدل و عیاشه که به هیچ اخلاقیاتی پایبند نیست،نگین به عنوان دانشجوی روانپزشکی کیارش برای او یک انسانیه که باید روی او مطالعه کرد و هسته ی مغزش را شکافت!پس او تصمیم میگیرد او را کشف کند...
پارت پنجم فصل اول بعد اینکه خانم سهرابی رفت،صندلی کنار کیامرز را بسمت خود کشیدم و روی ان نشستم كیامرز در حالی که لقمه اش را به ارامی میجوید،معصومانه به من خیره شده بود،حالت چهره اش مانند کسانی بود که کار بدی انجام داده اند و الان منتظر مجازات خود هستند!لبخند زدم و سعی کردم رسمی نباشم،زیرا بچه ها از رسمیات متنفرند و دوست دارند فرد مقابلشان مهربان و بامزه باشد پس از کمی تأمل گفتم:سلام کیامرز،من نگین هستم دوست جدید تو…
پارت ششم فصل یک فرشته نجات صندلی کنارم را کشیدم و روی آن نششتم و منتظر کیامرز ماندم،درحالی که با ناخنهایم بازی میکردم چیزی روی دیوار توجهم را جلب کرد،به بالا نگاه کردم روی دیوار یک تابلوی بزرگ نصب شده بود که به آن توجه نکرده بودم در تابلو عکس خانوادگی خانم سهرابی بود به نظر میرسید این عکس در جنگل های شمال گرفته شده،این را از درختان قطور و سبزه زار های اطراف فهمیدم عکس را کنار یک خانه ی چوبی بزرگ گرفته بودندو در ع…
پارت هفتم🌷رمان💟 ✅فرشته نجات✅ دفتر خاطرات عزیزم؛ واقعا جای تعجبه که هیچ کدوم از چیزهایی که فکرمیکردم،نشد امروز صبح با کیامرز بازی کردم و سعی کردم حرف هامونو فراموش کنه،ظاهرا ازمن خوشش اومده چون ازمن خواست که باز بیام و با هم بازی کنیم،علاوه بر بازی با هم کارتون هم نگاه کردیم،ساعت دو ربع کم خانم سهرابی اومد و من فکرمو تونستم عملی کنم،یعنی با ایشون درباره ی پسرشون حرف زدم:خانم سهرابی ببخشید میدونم تازه یه روز هم نشده …
پارت هشتم رمان فرشته نجات صبح فردا طبق معمول بیدار شدم و به سر کار رفتم،خانم سهرابی هم کمی بعد از اینکه رسیدم خداحافظی کرد و رفت،فهمیدم که خانم سهرابی چند سالن ارایشگاه معروف رو تو چند قسمت استان رو مدیریت میکنه،شغل جالبی بود،اما هنوز نتوانسته بودم چیزی درباره ی پدر کیامرز و پسرشون بفهمم،ادم فضولی نبودم اما کنجکاو بودم خب نمیتونستم کنجکاویمو سرکوب کنم گرچه سعی کردم،سعی کردم به چیز دیگه ای فکر کنم کیامرز با شادی از …
Showing the 12 most recent of 16 posts we hold for @fereshtehnejatman. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.
Forward network
Republishes
Channels on the register whose posts this channel has forwarded.
Built only from forwarded posts we have actually read, on both sides. Coverage is early and deliberately incomplete: a missing link means we have not read the post that would prove it, never that the relationship does not exist. Counts are distinct forwarded posts observed, so they only ever go up as we read more.
Handles this channel named that no longer answer
- Dead references
- 1
- handles named in this channel’s posts, vacant today
- Evidenced gone
- 0
- we ourselves saw one of these resolve, at some point
- Never seen alive
- 1
- vacant every time we have ever looked
@fereshtehnejatman named 1 handle that resolve to nothing today. That is a fact about the reference, not necessarily a fact about the handle’s history — see the two groups below.
Most of these may never have existed as a live channel at all. A handle a channel names can be a typo, an aspirational name nobody registered, or a channel that was already gone before this one ever mentioned it. Unless a row below is marked evidenced, all we know is that it references a handle that is not a live channel today — not that anything “died”. How this is measured.
Never seen alive
References a handle that is not a live channel — we have no record it ever was one.
named in 1 post, 13 August 2026 – 13 August 2026
Cite this entry
A live page changes as we take new readings, so a citation should name the measurement it is based on, not just the URL. The line below cites the subscriber count as measured 21 August 2026 — this entry's latest reading, not the date you are reading this.
“فرشته نجات من” (@fereshtehnejatman), 12 subscribers as measured 21 August 2026. Telegram Register, tgregister.com/channel/fereshtehnejatman.
Full measurement history, CC BY 4.0. Every reading this register holds for this entry, not just the latest one, as a dated, downloadable record: CSV · JSON. Free to use with attribution to tgregister.com. Each file carries its own generation timestamp, which is the figure to cite for exactly when the data was retrieved.