8 Jul 2026, 03:16 UTC≈1,180 views6 reactionsread 7 August 2026 File
🔘 ترانه ی #نهنگ
🔘 با صدای #ابراهیم_منصفی #بابارامی
موا بِرَم تَهنا بَشُم
تَهنا فقط وا سایَه خو
ساعتِ تلخِ رفتِنِن
مه خوب اَفَهمُم غایه خو
دو روز ِتلخ زندگی
قصّهی تلخِ مُردِنَه
اُمید یَک رو زندگی
دنبال خو وا گور بُردِنَه
ای دل دِگَه گولُم مَزَن
مه بِشتِه گولِت ناخارُم
برگشتِن اینین ای سفر
دُمبال خو بِی تو نابَرُم
آدم پوچی مثل مِه
کجا بِریْت که جاش بَشِه
وا چه زَبُنی گپ بِزَنت
تا یکی آشناش بَشِه
موات از ایجا دور بَشُ…
👍4👌2
Signed vahid akbarnejad
28 Jun 2026, 11:31 UTC≈1,180 views9 reactionsread 7 August 2026 خاقانی مینویسه :
خون گریم و از دو هندوی چشم
رومی بچگان روان ببینم
بر هر مژه دُر چو اشک داود
برکرده به ریسمان ببینم
میجویم داد و نیست ممکن
کاین نادره در جهان ببینم
صورت نکنم که صورت داد
در گوهر انس و جان ببینم
در صد غم تازهتر گریزم
گر یک غم جانستان ببینم
تصویرها در بیت اول و دوم ؛ شگفتانگیز ؛ زیبا و دردآوره
👍7👌2
Signed vahid akbarnejad
18 Jun 2026, 19:46 UTC≈1,260 views14 reactionsread 7 August 2026 اندامت کنار دریاچهی مست
مغاکِ گناه بود
شبی از همیشه وهمانگیزتر
شبی از همیشه خلوتتر.
یادم بیاور بگویم
دریاچه خوشبخت بود
زنی که بچهاش را شیر میداد
قدمهای مستِ لاابالی من خوشبخت بودند
مردی که سگی با خود داشت خوشبخت بود
که رنگ چشمهای تو را دیده بود آن شب.
تنت مغاکِ گناهآلودِ من بود
اندامِ زنانهات انبارِ هوس
و تجسّم مادری که فرزندش را جا گذاشته تا
شبی مردی را
و دریاچه را خوشبخت کند
سگی را با خود آورده تا جمعِ خو…
👌7👍7
Signed vahid akbarnejad
4 Jun 2026, 22:35 UTC≈1,380 views10 reactionsread 7 August 2026 شب است و در شب من،خوشنشینیات زیباست
به بوسه از لب من،خوشهچینیات زیباست
تو را به جلوهفروشی نیاز نیست چو گل
که غنچهای تو و در خودنشینیات زیباست
تو مهر را همه با مهر میدهی پاسخ
صدای عشقی و طبع طنینیات زیباست
اگر تو میشکنی لیلیانه کاسهی من
چه غم که شیوهی دلبر گزینیات زیباست
میانه هستم و شک میکنم پلیست ، اگر
به عشق شک نکنی ،بییقینیات زیباست
تو هرچه میکنی ای یار ! دوستت دارم
که نازنینی و هر نازنینیات…
👍7👌3
Signed vahid akbarnejad
9 May 2026, 09:07 UTC≈1,630 views7 reactionsread 7 August 2026 هستی چه بود اگر که مرا و تو را نداشت ؟
کوهی که هیچ زمزمه در وی صدا نداشت
از سنگ و صخره سر زدم از درّه رد شدم
دریا شدن مرا به چه کاری که وانداشت
چون بره میچرید بهشت همیشه را
آدم اگر که کار به کار خدا نداشت
دیو و فرشته از ازل ،همخانه بودهاند
در خلوت کدام دل این هر دو جا نداشت ؟
شاید حسد به خاطر حوا دلیل بود
ابلیس اگر که سجده به آدم روا نداشت
چون مرگ میکشید کمان تیر سرنوشت
بر چشم و پشت و پاشنه یکسان خطا نداشت
…
👍6👌1
Signed vahid akbarnejad
17 Feb 2026, 18:58 UTC≈1,330 views9 reactionsread 7 August 2026 داستانِ خسرو از عبدالحسین وجدانی ماجرای کشتیگیری است که پس از قهرمانی ؛ به اعتیاد گرفتار شده است. ماجرای اوج و حضیض یک انسانِ محکوم .یک نفر مثل بسیاری .
عبدالحسین وجدانی در داستان خسرو مینویسد :
دیگر مرد میدان نبود. این شکست او را از میدان قهرمانی به منجلاب فساد کشید.
فیالجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد ..
👍6👌3
Signed vahid akbarnejad
10 Feb 2026, 06:53 UTC≈1,540 views15 reactionsread 7 August 2026 کشتهشدگان شبیه به هم نیستند
هر یک پیکری دارد جدا،
چهرهای خاص
دو چشمِ خاص
نامی و سنی متفاوت ...
اما قاتلان ...
آنان همگی یک تناند،
پراکنده در هیاهوی ماشینها،
پنهان پشت دکمههای الکترونیکی،
میکشند و ناپدید میشوند،
ما را میبینند، بیآنکه ما بتوانیم ببینیمشان.
نه از آنرو که شبحاند،
بلکه چونان نقابی فولادیناند
بر چهرهی یک اندیشه ...
بیچهره، بیچشم، بینام، بیعمر.
اوست که بر خود،
نامی چون وحی(پیام آسمانی) ن…
👍15
Signed vahid akbarnejad
30 Dec 2025, 08:47 UTC≈1,470 views12 reactionsread 7 August 2026 عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
یا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاشکی
آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزار
همچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکی
نغنویدم زان خیالش را نمیبینم به خواب
دیدهٔ گریان من یک شب غنودی کاشکی
از چه ننماید به من دیدار خویش آن دلفروز
راضیم راضی چنان روی ار نمودی کاشکی
هر زمان گویم ز داغ عشق و تیمار فراق
دل ربود از من نگارم جان ربودی کاشکی
نالههای زار من شاید که گر کس نشنود
لابههای زار من یک شب…
👍9👌3
Signed vahid akbarnejad
12 Oct 2025, 21:25 UTC≈2,110 views11 reactionsread 7 August 2026 خیالِ روی تو چون بگذرد به گلشنِ چشم
دل از پیِ نظر آید به سوی روزنِ چشم
سزای تکیهگهَت منظری نمیبینم
منم ز عالَم و این گوشهی معیّنِ چشم
بیا که لعل و گهر در نثارِ مقدمِ تو
ز گنجخانهی دل میکشم به روزنِ چشم
سحر سرشکِ روانم سرِ خرابی داشت
گرَم نه خونِ جگر میگرفت دامنِ چشم
نخست روز که دیدم رخِ تو دل میگفت :
اگر رسد خللی خونِ من به گردنِ چشم
به بوی مژدهی وصلِ تو تا سحر ؛ شبِ دوش
به راهِ باد نهادم چراغِ روشنِ چش…
👍10👌1
Signed vahid akbarnejad
5 Oct 2025, 21:10 UTC≈1,920 views14 reactionsread 7 August 2026 تندبادی در شب
همهی برگهای درختان را کنده است
تنها یک برگ باقی مانده
رقصندهای تنها بر شاخهای برهنه
#ویسواوا_شیمبورسکا
👍10👌4
Signed vahid akbarnejad
4 Sept 2025, 18:28 UTC≈2,130 views18 reactionsread 7 August 2026 من خوب و بدِ مرامتان را دیدم
دشنامِ پسِ سلامتان را دیدم
در مُشتِ شما مهرهی پُر قدری نیست
من زیر و بمِ تمامتان را دیدم
#از شبنوشتهای یکی
که عادت به سَر کشیدن داشت
و زبانش سِر بود.
👍11👌7
Signed vahid akbarnejad
28 Aug 2025, 18:32 UTC≈2,270 views12 reactionsread 7 August 2026 یوهان ولفگانگ فون گوته ؛ نویسنده و شاعر بزرگ آلمانی در ستایش حافظ نوشته است :
سخن را عروس نامیدهاند
و اندیشه را داماد
و قدر این پیوند را کسی داند
که حافظ را ستایش کند .
و بیت زیبایی از پادشاهِ ملکِ سخن ؛
لسانالغیب حافظ شیراز :
کس چو حافظ نگشاد از رخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلف سخن را به قلم شانه زدند
👍12
Signed vahid akbarnejad
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @fasle_panjom_VR5. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.