28 Jun 2026, 20:34 UTC167 views29 reactionsread 7 August 2026 وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
تو هر سال
همین ساعت به دنیا می آیی
و این قدر این کار را تکرار می کنی
تا تک تک چراغهای شهر
تا تک تک دانه های انگور روشن شوند
تا همه عادت زشت مردن را کنار بگذارند
#حسین_شکربیگی
🎉19❤🔥6🔥2👏1🕊1
Signed حسین شکربیگی
22 Jun 2026, 20:34 UTC227 views26 reactionsread 7 August 2026 بیشتر به یک دخمه میمانست؛ از آن جاهایی که حتی آدمی را که بهطرزی بیمارگونه منزوی است، منزویتر میکند. سالهایی به سالهای عمرت میافزاید، چروکها را عمیقتر میکند، غمها را سنگینتر و شانهها را افتادهتر.
یکی از بدترین تجربههای زندگیام را در این خانهی استیجاری از سر گذراندم. صاحبخانه زنی بود که کمکم معنای بعضی کلمهها و رفتارها را به من آموخت. بعضی آدمها مثل یک بیماری سادهاند؛ در آغاز چیزی به چشم نمیآید، ا…
👍16👏4🔥3💔2😢1
Signed حسین شکربیگی
2 Jan 2026, 12:50 UTC391 views19 reactionsread 7 August 2026 همیشە دوست داشتم یک ویراستار داشتە باشم . نە از این ویراستارهای حرفەای معمول . یک ویراستار کە عاشق فرم های نامعمول و غیر متعارف است . کسی کە دنبال تمیزکاری متن نیست . دنبال مراقبت از متن است . دست ببرد در متن . نە اینکە مهربان باشد در متن . اما از افراط های متن ، جنون متن و ... نترسد . یک هم جنون چە هم مولف . بداند کار ویراستاری کم از نویسندە نیست گاهی وقت ها حتی اوست کە متن را سرپا نگە می دارد . کسی کە در زندگی شخص…
❤🔥7👍6👏2🔥2💘1🤝1
Signed حسین شکربیگی
20 Dec 2025, 17:57 UTC401 views35 reactionsread 7 August 2026 پنجاە سال است چیز تازە ای یاد نگرفتەام . دوست داشتەام یعنی. اما هرچە را دوست داشتە ام آوردە ام توی زبان . مثلا رقص . رقص می تواند توی زبان اتفاق بیفتد .بعضی ها با گرگ ها رقصیدە اند من با کلمات . اما گاهی باید تن داد بە یک رقص واقعی . پایی گذاشت . پایی برداشت . سینە را داد جلو و هەڵامات برد بە چند قدم جلوتر و برگشت تا هجوم دیگر . این بدن قراضە، این عضلاتی کە خاک نشستە روی آنها ، این خون کە کاهل، راە میرود توی رگها…
👍18💔12❤🔥4🔥1
Signed یوحنا
23 Nov 2025, 16:47 UTC578 views21 reactionsread 7 August 2026 برای استاد عزیزم دکتر بهروز سپیدنامە
بە بهانەی زادروزشان
جوانکی دبیرستانی بودم؛ لاغر، با موهای بلند و ژولیده، با سری پر از ابر و سینهای پر از چوبکبریتهای سوخته. از سربالایی بعثت تن میکشیدم بالا. «معلم» آنجا بود. همانکه با رویی گشاده و لبخندی درخشان، انگار از دور هم مرا میدید و خوشامد میگفت. هنوز همان روی گشادە و همان لبخند درخشان را دارد .
او به من یاد داد که چطور کلمات را کنار هم بگذارم تا دنیا کمی وسیعتر…
🔥12👍4👏4❤🔥1
Signed یوحنا
23 Nov 2025, 16:46 UTC323 views1 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
🥰1
Signed یوحنا
10 Nov 2025, 15:50 UTC373 views4 reactionsread 7 August 2026 شعر کوردی ایلام؛ از سنت تا نوزایی
شعر کوردی ایلام تا حدود سی سال پیش هنوز بهطور جدی وارد عصر نوزایی خود نشده بود. هرچند تلاشهایی صورت گرفته بود، اما این کوششها هنوز پراکنده و محدود بود. پس از انقلاب، شاعرانی نوجو با الهام از شعر فارسی پس از نیما، کوشیدند جریان تازهای در شعر کوردی پدید آورند. تکوتوک شعرهایی نیز در این مسیر منتشر شد، اما همچنان فرمانروایی در دست سنتیسرایانی چون ولیمحمد امیدی، عباسی آرام، حشم…
👏4
Signed یوحنا
10 Nov 2025, 15:50 UTC412 views10 reactionsread 7 August 2026 شاعر امروز باید خود را از یک شاعر محلی به شاعری جهانی ارتقا دهد؛ شاعری که شعرش، حتی پس از ترجمه، معنا، حس و زیبایی خود را حفظ کند. در غیر این صورت، شعر صرفاً بر محور قافیه و ردیف میچرخد و در ترجمه، چون طاووسی خواهد بود که پر و بالش را از دست داده است.
---
📚 جمعبندی:
شعر کوردی ایلام امروز در میانهی سنت و نوسازی ایستاده است. آنچه میتواند آن را نجات دهد نه گسستن از گذشته، بلکه درآمیختنِ خلاقانهی ریشهها با زبان …
👍5👏5
Signed یوحنا
8 Nov 2025, 10:06 UTC288 views7 reactionsread 7 August 2026 نقدی بر ناداستان " سفر " حسین شکربیگی
نویسندە : رویا منصور
🔹 ۱. ساختار کلان روایت: سفر بهمثابه نجات
درونمایهی اصلی متن حرکت از مکانِ درد به مکانِ معناست. روایت در دو سطح پیش میرود:
سطح بیرونی (روایی): پسر، مادر بیمار خود را بر دوش میگیرد و از خانه تا مقبرهی خاصعلی میبرد — مسیری از شهر به دشت، از زخم به زیارت، از زیستن در میان آدمها به نوعی خلوت عارفانه با مرگ.
سطح درونی (نمادین): این سفر در واقع سیر آگاهی…
❤🔥5👍2
Signed یوحنا
28 Oct 2025, 08:40 UTC≈1,500 views14 reactionsread 7 August 2026 شعر جاری است.
سەرەتر دە تەمام گەورە خاتۊنەیل کوردستان
م سۊن کوردە ماڵان بۊمە صاحب
سەروەنێ بۊمە
در اینجا، تعلق به سرزمین و زبان، در تاروپود ریتم و نحو شعر تنیده شده است. شاعر با زبانی بومی، جهانی میاندیشد و به این ترتیب، شعر کردی را از اقلیم محلی به افق انسانی ارتقاء می دهد
۶. رباعی و «چوارینە»: استمرار تجربهی فارسی در افق کردی
جلیل صفربیگی در شعر فارسی از شناختهشدهترین چهرههای رباعیسرایی معاصر است. ورود او به …
👏8👍4🔥2
Signed یوحنا
28 Oct 2025, 08:39 UTC≈1,290 viewsread 7 August 2026 «خەولوان»: هوایی تازە در شعر کردی جنوبی
نگاهی بە مجموعه شعر جلیل صفربیگی
چکیده
نوگرایی در شعر کردی جنوبی،ضرورتی تاریخی است. مجموعهی خەولوان اثر جلیل صفربیگی، تلاشی آگاهانه برای عبور از ساختارهای تثبیتشده و دمیدن روحی تازه در کالبد زبان و فرم شعر کردی است. صفربیگی با اتکا به تجربهی خود در شعر فارسی و شناخت گستردە اش به زبانی دست یافته که هم بومی است و هم مدرن. در این متن، ویژگیهای سبکی و زبانی خەولوان در سه حوز…
Signed یوحنا
28 Oct 2025, 08:39 UTC≈1,140 views7 reactionsread 7 August 2026 Photo
Photo, posted without a caption
👏7
Signed یوحنا
Showing the 12 most recent of 20 posts we hold for @eysedayesedaha. View and reaction counts are the latest single reading for each post, not a live figure, and a recent post is still accumulating both. A view count marked ≈ was rounded by Telegram before we ever saw it — t.me prints views in full below 1,000 and to three significant figures above, so ≈1,200,000 means somewhere between 1,150,000 and 1,249,999. Unmarked counts are exact. Text is reproduced from the public post preview and truncated for length.